کتاب گفتگو در کاتدرال

اثر ماریو بارگاس یوسا از انتشارات لوح فکر - مترجم: عبدالله کوثری-ادبیات داستانی

مکالمه در کلیسای جامع در 1950s پرو در دوران دیکتاتوری مانوئل اودریا رخ می دهد. بیش از آبجو و دریایی از کلمات آزادانه گفتگو، گفت و گو بین دو نفر، سانتیاگو و Ambrosia جریان است، که از زندگی عذاب خود و از تخریب و تخریب کلی است که به آرامی بر شهر خود را در حال صحبت است. ماریو وارگاس لوسا از طریق یک وب پیچیده اسرار و ارجاعات تاریخی، مکانیسم های ذهنی و اخلاقی را که حکومت قدرت و مردم پشت سر آن را کنترل می کند، تحلیل می کند.


خرید کتاب گفتگو در کاتدرال
جستجوی کتاب گفتگو در کاتدرال در گودریدز

معرفی کتاب گفتگو در کاتدرال از نگاه کاربران
\"هیچ رمان دیگری به من خیلی دشوار نیاورد؛ بنابراین اگر من مجبور شدم یکی از آنهایی را که از آتش نوشته بودم نجات دهم، آن را نجات خواهم داد. MVL 98. بهترین کارهایی که من خواندم - و احتمالا من خواندن -. بیشتر وجود ندارد

مشاهده لینک اصلی
چگونه می خواهید یک رمان مثل این بنویسید، ماریو، چه بربریتی. احمق نیستید که کل کشور را در 700 صفحه قرار دهید. ما پرو، برخی ممکن است سؤال کنند، آنها می توانند بگویند که webon فلور خالص است، تمام داستان، efectismo، اما من اعتقاد دارم که شما ماریو، من به شما اعتقاد دارم. پوتامادر چگونه می توانم باور کنم اگر بچه ها را در رمان تشخیص دهم، دوستانم را می شناسم، پدر و مادرم را می شناسم. ماریو، وحشتناک، وحشتناک است، من آنها را تشخیص می دهم که کوچک و کوهستانولا هستند که قربانی کشور فقیر خودشان هستند. این همدلی شما، ماریو، اطمینان حاصل کنید که جادوگر بریز Echenique استعداد بیشتری نسبت به شما داشته باشد، اطمینان حاصل کنید که پروسس او زیبا تر، باهوش تر و خنده دار، بیشتر درخشان و زیباتر به نظر می رسد ، نزدیک تر به کف زدن، اما فهم یا نیمه همدلی است که شما، ماریو، نه نیمی از غم و اندوه خود را، نیمی از تمایل خود را برای درک، حتی یک چهارم از شفقت خود را. این مثل کسانی است که در مکالمه بهتر هستند، کمتر انعطاف پذیر اجتماعی، صمیمانه تر هستند، اما عمیق تر آنها خودخواهانه تر از پوتامادر هستند، بیشتر خودخواهانه، هنگامی که شما می دانید آنها شما را درک می کنند، آنها می خواهند به خودی خود بیشتر از کسی که برچسب را حمل می کند، کسانی که در حال غرق شدن خون خود هستند وقتی که سوء استفاده و بی عدالتی را می بینند، آن ها را به علت کجواده نمی شناسند، به یک رمان که عمدتا از دیگران می رود. من قبلا می دانستم که ماریو هیچ نظری از انتقاد ادبی نداشت، اما می خواستم بگویم که می خواهم به کمی تکنیک صحبت کنم. با تشکر از شما از لحاظ فنی یک رمان کامل، مانند کل فوتبال. همان کسانی که حمله می کنند، همچنین دفاع و فشار می آورند. کسانی که دفاع و مطبوعات، و سپس بالا بردن و نمره اهداف. این ویژگی گفتگوی کلیسای جامع گسترش کتاب از ابتدا تا انتها فوق العاده است، ماریو، من اهمیتی نمی دهم که شما خودتان را ندیده اید، که از فاکنر و سر و صدا و خشم او می آید، من آن را خوانده ام، اما آنچه © راه استفاده از ابزار، ماریو، چه فرمتی برای غم و اندوه، چه راهی برای شکستن آن. ماريو، و چه سابقه ای دیگر از پرو می خواهید بگویید، اما از مسیری طولانی به میانجیگری؟ هیلدرواندت گفت: رمان ناامیدی. اوه و چگونه ناامیدی آغاز می شود، چگونه می شود متوسط ​​بودن. و هنگامی که شما دمار از روزگارمان درآورد، حتی اگر شما فقط با یک کرک cuele. او می خواهد تو را مسموم کند. بیش از آن، شما را فریب می دهد، اگر شما برای اهداف خود در زندگی خود اهداف خود را نادیده می گیرید، شک ندارید، اگر با استعداد خود به آنچه که باید یا نباید انجام دهید، اگر شما عاشق هستید یا خیر، آیا شما هنوز هم در آتش است یا خیر، آیا شما می خواهید کشور خود را عوض کنید یا نه. به این دلیل که میانجی بودن هیچ ارتباطی با توانایی شما، ابزار شما، توانایی شما ندارد. این وضعیت ذهن است. خنک کننده قلب. دامن زدن به انتظارات. بدبینی که به عنوان پرده ای افتاد. شما نمی توانید آتش بس را به میانجیگری ببرید؛ زیرا شما را می خورد، در هیچ جنبه ای از زندگی می تواند یک آتش بس به ارمغان آورد، زیرا شما را مانند Zabalita eh Mario فرو برد. و چه شرم آور وقتی که caracho اتفاق می افتد. از آنجا که زمانی که شما به تنهایی منتقل میشوید باید بدبین باشید تا بدانید دقیقا همان لحظه ای که به جهنم رفتی، به نظر میرسد که چیزی را تغییر دهید، مثل اینکه قبلا شما را ندیدی. ماریو، ماریو پومادر، شما خیلی زیبا بودید، به من بگویید، در چه لحظه Fuck Vargas Llosa بود؟

مشاهده لینک اصلی
ماریو وارگاس لووسا آن را آسان نمی کند. من خواندن فصل 2 (و نه ناراحت کننده) و 3 سه بار. من در نهایت با خواندن نظرات دیگران بررسی کردم. من فکر نمیکنم که کلیسای جامع یک نوار است، اما متوجه شدم که سانتیاگو زویلیتا (که هم خانواده اش Skinny نامیده می شود) و Ambrosio سخنرانان طول می کشد کمی طولانی تر است. طولانی تر است قرار دادن شخصیت های دیگر و استفاده به فرمت. بهترین راه برای پیش بینی گفتگو، فکر کردن به یک فیلم با شرکت کنندگان صحبت می کند در حالی که اقدام با گفتار خاص خود، که همیشه مربوط به گفتگو است، در حال انجام است. این تنظیم پرو از دهه 1950 است و شخصیت ها طرفداران و مخالفان مانوئل ادریا. از طریق مکالمه، شما آنها را می بینید مراحل مرحله، کنترل اخبار، معاملات، زندان و آزاد کردن مخالفان، و احزاب با طرفداران سرگرم کننده دوست داشتنی. داستان معشوقه ها و همراهان آنها نیز گفته شده است. آنچه که دو سخنران مشترک دارند، ارتباط آنها با دان فرمین، یک تاجر ثروتمند است که وابسته به قراردادهای دولتی است. سانتیاگو قدیمی ترین پسر خود است که می خواهد خود را از خانواده جدا کند و Ambrosio راننده او بود، که علیرغم دلایل عدم تحسین دون فرمین است. تعدادی از تصاویر خوب، پیچیدگی روابط در خانواده ها، گزینه های محدود و آسیب پذیری زنان مجرد که ثروتمند نیستند و چگونگی انتخاب انتخابات و انجام امور دولتی در پرو در سالهای اودریا انجام شد. پس از اتمام کتاب، من برگشتم و فهرست فصل های 2 و 3 را مرور کردم و حتی می دانستم داستان چقدر سخت است این داستان این است که آن را با هم بچسبانیم. توصیه من به هر کسی که میخواهد این کتاب را بخواند این است که با آن بمانم. ردیابی نیست گاهی اوقات پاسخ ها پیش می آیند، گاهی اوقات شخصیت یا مسئله ناپدید می شوند. اخیرا \"پاییز پدرسالار\" که قالب دیگری دارد که حتی برای خواننده چالش برانگیزتر است، را خوانده است. من آنرا 5 ستاره دادم چون استعاره قدرتمند و ارزشمند بود از طریق جملات و پاراگرافهای طولانی. این رمان طولانی تر است، اما نه به عنوان متراکم. در حالی که ممکن است معنی بیشتری برای کسانی که بیشتر به سیاست سیاست متصل است، برای من، پیام برابر با تلاش نیست.

مشاهده لینک اصلی
این یک کتاب بزرگ و به خوبی ساختار یافته است که نشانگر دهه 1950 وارگاس للواس بومی پرو است. این عنوان در واقع به یک مکالمه بین دو شخصیت اصلی، سانتیاگو و آمبسیو اشاره دارد و این که چگونه زندگی آنها در قدرت و سیاست روزمره در هم آمیخته است. سانتیاگو، پسر یک خانواده قدرتمند، همه چیز را دور می زند تا روزنامه نگاری شود. موضع او مسائل را در خانواده اش تحریک می کند در حالی که آمبروزو یک مرد ضعیف پوستی است که به عنوان یک راننده برای دو مرد رقیب کار می کند. در دیکتاتوری، سیاست، خشونت، فاحشهخانه ها و خانواده دخالت کنید و دستورالعملی برای بررسی فساد دارید. این یک کتاب قدیمی است که در سال 1969 نوشته شده است و طرح تور دزد را نشان می دهد و نمیتوانم بدون اطلاع هشدار اسپویلر درباره آن صحبت کنم. در عین حال، من باید اعتراف کنم که در اوایل، کمی در مورد آنچه اتفاق می افتد اشتباه گرفته شد. بخشی از این سردرگمی ناشی از این واقعیت است که اغلب بدون هشدار به عقب می رود. Subtlies آن را به چالش کشیدن اگر نه دشوار دانستن آنچه که در ابتدا در حال انجام است، اما به یاد داشته باشید آن است که یک گفت و گو است. خواندن و متن آن را بیرون بکشید. طرح هر دو استادانه است و زمان زیادی برای برداشتن آن - کتاب 600 صفحه طول می کشد! شخصیت ها بسیار قوی هستند، اما چگونگی درهم تنیده شدن آنها هر دو جذاب و مؤثر است اما این چیزی است که Vargas Llosa را خوب می خواند. هیچ چیز خسته کننده اینجا نیست

مشاهده لینک اصلی
یک شانس مواجه شدن با یک پوند سگ به ارمغان می آورد دو آشنایی سابق با هم. آنها به یک نوار به نام کلیسای جامع می روند که در آنجا سانتیاهو، پسر وزیر دولت یک بار ثروتمند و قدرتمند و آمبروسیو، رئیس پیشین پدرش، صحبت می کرد. سانتیاگو می خواهد بداند که نقش پدرش در قتل معشوق سابق او، یک نمایشگر زن لیما با روابط سفت و سخت است. این کتاب 1969 به صراحت معروف است، گرچه سبک روایت فکری نقطه نظر رو به رو می شود، داستان پیچیده و جذاب از جنس، قدرت، عشق، فتنه و فساد در دوران دیکتاتوری اداری در دهه 1950 پرو است. این کتاب اغلب گفتگو است و کاراکترهای وارگاس-لوساس به طور باورنکردنی واقعی هستند زیرا گفتگوهایشان تا حدی درست است. این یک داستان طولانی است، اما در سرعت سریع حرکت می کند. مکالمه در کلیسای جامع لذت بخش است - گاهی اوقات خنده دار، گاهی ناراحت - اما همیشه ارزش خواندن.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گفتگو در کاتدرال


 کتاب فراتر از بودن
 کتاب تصویرها
 کتاب نشانه چهار
 کتاب قلعه سفید
 کتاب جوخه زمان
 کتاب و کسی نماند جز ما