کتاب گرسنه

اثر کنوت هامسون از انتشارات نگاه - مترجم: احمد گلشیری-ادبیات داستانی

یکی از مهمترین و بحث برانگیزترین نویسندگان قرن بیستم، ناوت هامسون با انتشار در سال 1890 از این رمان قدرتمند و خودآموزی، تاریخچه ادبیات را به بررسی فقر، گرسنگی و ناامیدی یک نویسنده جوان که در تلاش برای رسیدن به کشف خود و نهایی شدن آن است، بیان هنری این کتاب درخشان روانکودنیای بیگانه و وسواس را به تصویر می کشد، نقاشی یک عکس فراموش نشدنی از یک مرد که توسط نیروهای فراتر از کنترل خود به لبه خود نابودی رانده شده است. حمص تحت تاثیر بسیاری از نویسندگان بزرگ قرن بیستم که از او پیروی می کردند، از جمله کافکا، جویس و هنری میلر. خواندن مورد نیاز در ادبیات جهان، رمان بسیار تاثیر گذار و برجسته، مخاطبان گسترده ای را نیز در میان دوستداران کتاب هایی که "بی معنی های ناشناخته در روح انسان" را بررسی می کنند، می یابد (جورج اگرتون). (کمتر)


خرید کتاب گرسنه
جستجوی کتاب گرسنه در گودریدز

معرفی کتاب گرسنه از نگاه کاربران
من خیلی خوش شانس، حدس می زنم من زندگی تمام وقتم وسط طبقه بودم، هرگز نباید نگران این بود که از وعده های بعدی بعد از غذا یا بعدا وعده غذا می خوردم. ایوان گرسنگی ندیده است، علیرغم گفتن چیزهایی مانندIm starving! @ وقتی نیم ساعت بعد از ناهار گذشته بود و من هنوز غذا خوردم. پس چرا با شخصیت گرسنگی که از نظر تغذیه نامطلوب است بسیار قوی است؟ شاید از آن جا که من یک درونگرای هستم؛ مثل شخصیت اصلی، گاهی مکالمه داخلی خودم با شخص سوم دارم، یا به عنوان @ ما، @ یا @ Let @ Go به خودمان اشاره می کنیم که هیچ کس دیگری در اطرافش نیست. من نیز تمایل به خرافات آن را برای علائم از جهان را در هنگام تصمیم گیری نامناسب حفظ (@ Hmm، Natures نان خود و یا Pepperidge مزرعه؟ هی، این بچه فقط یک قطره فلفل را کاهش داد. Pepperidge مزرعه آن است! @). و گاهی اوقات، مشت خود را (به صورت تصویری) در خدا و یا جهان و یا سرنوشت یا هر کس که من را در زندگی من در حال پرتاب و احتمالا داشتن زمان خوب برای تماشای نتایج را لرزاند. درست است، بنابراین این خصوصیات شخصیت، نوروفیزهای جزئی، ناخودآگاه whatevers که واقعا من را هیچ آسیبی نمی کنند چرا که ذهن آگاه من قادر به گفتن @ Thats مسخره @ و حرکت می کند. شخصیت گرسنگان، به نظر من، به هر دلیلی، فاقد این فیلتر است. او با ناخودآگاه خود هماهنگ است که به ناخودآگاه خود اجازه می دهد تا اساسا رانندگی را انجام دهد. ذهن آگاهانه و ذهنی خود را از بیرون می بیند، زیرا ناخودآگاه او باعث می شود او چیزهایی را که می داند می داند مضحک و مضر است، اما او نمی تواند به خودش کمک کند. او مخاطب خاص خودش است؛ ناظر و مشاهده شده است. این ذهن آگاه شهودی است که با ما ارتباط برقرار می کند، در کنار ما نشسته است، از بازوهایش عبور می کند و سرش را تکان می دهد، به طور صریحانه گریه می کند، @ دریافت یک بار از این مرد، آیا شما؟ او در جهان چه فکر می کند؟ بعدا چی کار می کنی؟ یا اینجا بودم که به تماشای این نمایش نگاه می کردم، من و او و ناخودآگاه ستاره ای است. این لحن دلپذیر است که این کتاب را از قیام تیره ای از روح شکنجه حفظ می کند. علی رغم زمان منتشر شده در نقل قول از نسخه من که یکی از رمان های مبهم تر وجود دارد، @ آن را به طور مداوم دلتنگ، به عنوان من انتظار داشتم. تن صدایی شگفت انگیز و خنده دار است. راوی قطعا یک موجود مبهم زندگی می کند، اما او هرگز برای خود متاسف نمی شود، بنابراین ما هم نمی توانیم. این حقیقت که حمسون هرگز به او اجازه نمی دهد که به تنهایی خود را تسلیم کند، منبع قدرت بزرگی است. اگر این ناامیدانه، مرد باهوش هنوز امید داشته باشد، پس مطمئنا به بقیه ما امیدوار است.

مشاهده لینک اصلی
مقدمه پیشنهادات برای خواندن ترنسفران بیشتر توجه داشته باشید - Notes Notes HungerExplanatoryTextual

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** من هم اکنون می توانم بدون احساس گناه دیگر بخورم:) واقعا در این رمان بسیار جذاب است که چگونه شخصیت سعی می کند تا شخصیت خود را تا آخرین نفس حفظ کند، اگر چه در برخی موارد نیاز او به خوردن غذا او را از دست می دهد ، به تدریج و لعنت سرنوشت خود و نگاه کردن به خود و احساس پایین تر به دلیل این واقعیت است که او فقیر است و او می تواند هیچ کاری برای تغییر آن ... € عمیق روح انسان را در برابر تلخی گرسنگی که می تواند کسی را فشار دهید بررسی می کند به مرزهای جنون و بدبختی، و مرگ و شک و تردید در خدا ...... این رمان برای من بسیار گیج کننده است ...... گفت و گو داخلی بین یک بخش از روان خود و دیگر ..... بسیاری از فانتزی ها، اشتیاق و درگیری های روانی، آن را عجیب و غریب اما منحصر به فرد در همان زمان ... | سوال این رمان برای من raise.is که ریشه همه شر است چه کسی خوب یا بد؟ در اینجا در این رمان، شخصیت احساس گناه در سرقت پول، زمانی که او در حال حاضر از گرسنگی رنج می برد و صلح نیافت تا زمانی که از این پول خلاص شود ...... â € |. آیا او قصد نداشت که سرقت کند، | حتی نیاز او برای زنده ماندن در حداقل سطح پایه، آیا او را ناکام گذاشتید؟ او وضعیت ویرانگر و بدبختی، بهانه ای برای ترک اخلاق و اصول خود نکردید ... او آرامش خود را یافت انجام آنچه او احساس می کند درست است ... آیا انسان ها از طبیعت خیر یا بد است؟ این محیطی نیست که در آن زندگی می کند، وضعیت بد است نه اعتقادات معنوی او؛ بسیاری از ملحدان که اصول و ارزش های خود را دارند زندگی می کند ... و این بدین معنی است که حتی در شرایط بدترین حالت یک فرد خوب یا بد را ایجاد می کند ... آخرین صحنه راوی که از شهر کریستیانیا می گذرد، ممکن است او می خواهد بگوید، می تواند موفق تر باشد یکی دیگر از شهرها و این گسل او نیست ..... و مشکل این است که مردم کمتر رحم هستند و او نمیتواند با آنها مقابله کند بیشتر |

مشاهده لینک اصلی
این کتاب à © ... افسانه داغدار سرکوبگر گسترش هیجان انگیز و ... carácter هر انسان à © چیزی intrÃnseco و inviolável !!!!؛ حتی در حد بدبختی ما همواره خودمان هستیم: خوب یا بد (خوب و بد). من نمی دانم اگر این £ à © حقیقت مطلق نیست، اما این باعث می شود من فکر می کنم که Yes.The شخصیت، حتی زمانی که está تحت phasic و جهنم روانی می خواهید غذا، هرگز فراموش نکنید princÃpios خود را. اگر، در اوج ناامیدی، آن را در برابر آگاهی خود عمل می کند بلافاصله بال © متر به مجازات تلاش برای تصحیح خطا. در طول calvário خود، زن و شوهر با شخصیت های دیگر، بی تفاوت نسبت به درد و رنج خود و مطابق با آنچه SA £ درجه تعامل خواهند داشت: اینکه تنها در مورد خود própria vida.Foi غمگین این £ deambulaçà توسط نگران خیابان اسلو، اما به خوبی با طنز © متر ری (س £ بازدید کنندگان) شخصیت؛ با دروغ \"صادقانه\" خود؛ با مجازات ها و توهین هایی که به خود اعمال کرد؛ با تک کلمات آنها. من با سخاوت شما و شجاعت خودم برای ادامه دادن به پرستش، هیجان زده شدم.

مشاهده لینک اصلی
خانم ها و آقایان، مسابقه امشب یک مسابقه تگ تیم کشتی است، در گوشه ای آبی، قهرمانان حاکم Baystabbing Haystacks، و در گوشه قرمز روده ترسناک R Us â € \"ladeeeeeeez و آقایان اجازه دهید من به شما معرفی به اعضای تیم، در Haystacks Backstabbing ما از نروژ شخصیت بی نام از Knut Hamsenâ € ™ ثانیه رمان بسیار مورد ستایش از termom anomie گرسنگی، بنابراین من به شما آقای گناه ناشناس (کف زدن، hoots، همبرگر پرتاب به حلقه) به شما بدهد؛ و همتای تیمش نیز یکی از شخصیت های نامعلوم از خوزه ساراماگو است که از نظر شکنندگی جامعه انسانی نیز بسیار مورد ستایش قرار گرفته است. کورکورانه - من از پرتغال، نزدیکی اسپانیا، دکتر تاریکی (کف زدن، عینک آفتابی به قلم افتادم) . در حال حاضر روده R Us در گوشه قرمز ما Bruno، آسیب دیده تنها از میشل Houellebecq حساب متمرکز از بروز جنون های مدرن Les Particules à © Là © mentaires (کف زدن خفیف، کاندوم پرتاب به حلقه) و تیم بسیار محبوب خود را مادری ایوان دنیسویویچ که نیازی به معرفی بیشتر ندارد (سلامتی های بزرگ، کپی کارهای کامل استالین را به حلقه می اندازد). رفرایر: بله بله بله - بله، پسران، گیر کرده اند. بیگ: Tingaling! مرد از گرسنگی و برونو از Les Particules à © là © mentaires گام به حلقه. مردی از گرسنگی بلافاصله فرو می ریزد و ناله می کند. برونو با عصبانیت به او نگاه می کند. او بازو را باز می کند و آن را می سوزاند. آن را به سمت بوم می چرخد. جمعیت: او را بکش. برونو: Cest une plaisanterie cruelle. Cet homme est à moitià © قالب. Et suis ainsi je، les amis. پسر گرسنگی: اوه. اوه جمعیت: Baisez Cette Merde â € \"او را بکش (Pamphlets با اشاره به کمبودهای ادبیات مدرن و تخیل ورشکسته روشنفکران غربی به حلقه انداخته می شوند. در ضمن، دیگر اعضای تگ تیم خارج از حلقه ظاهرا مرده اند.)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گرسنه


 کتاب ماهی چاق گنده ی من که زامبی شد (جلد اول)
 کتاب دکستر قاتل خواب گرد
 کتاب خریدن لنین
 کتاب شب لیسبون
 کتاب تو از تاریکی می ترسی؟
 کتاب بینوایان