معرفی کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته

اثر کن کیسی از انتشارات هاشمی - مترجم: سعید باستانی-ادبیات داستانی

از کت 1962: کن کنی، مانند جورج اورول و فیلیپ ویل، نگرانی از نزاع مردی را در خود دارد که در کنترل افزایش و مبارزه با شادی و آزادی در برابر یک جامعه است که موجب گناه و شرم می شود. اولین رمان او، پروازی بیش از آشیانه آشیانه، داستان مبارزه بین یک مرد و یک زن را برای ارواح و قلب گروهی از مردم که توسط جهان شکست خورده است، می گوید. تنظیم برای این زندگی شکست خورده یک نهاد روانشناختی است. سخنگوی داستان، یک زندانی نیمه هند و یک زندانی طولانی، کامل ترین عقب نشینی از زندگی همه ی آنها را انجام داده است. او صحبت نخواهد کرد و کارکنان را فریب داده تا فکر کند که ناشنوا و گنگ است. اما از طریق خود مهار محافظ مه او ناظر حاد است. چشم انداز او از زندگی اطراف او به نظر می رسد که یک حقیقت است که فراتر از تعاریف عقل و عقل است. برای او جهان توسط یک قدرتمند "ترکیب" اداره می شود. صدای جنگ، "پرستار بزرگ"، ابزار اصلی شیطان است. او توانایی وحشتناکی را بر مردان میگذارد تا اراده خود را از بین ببرد و آنها را به اطاعت بی قید و شرط برساند. در این دنیای خاکستری McMurphy، مردی باهوش، قمارباز، پر از روح و شهوت پرماجرا برای زندگی است. او از طرز تلخی که از سوی دیگر مردان بر حاکمیت پرستار بزرگ پذیرفته می شود و تصمیم می گیرد با او در شرایط خود مبارزه کند، وحشت دارد. نبرد برای او، به عنوان یک لرز، آغاز می شود - راهی برای برنده شدن شرط هایی که او با مردان ساخته است. و پس از آن، همانطور که او از خطرات وحشتناکی در آن آگاه می شود و بیشتر به دیگران متعهد است که برای برآورده شدن از او برای بقا خود محاسبه کنند، تصمیم او برای ادامه دادن یک قهرمانانه از قربانی کردن و محبت است.


خرید کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته
جستجوی کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته در گودریدز

معرفی کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته از نگاه کاربران
\"همه می دانم این است: در ابتدا هیچ کس بسیار بزرگ نیست، و به نظر می رسد که من مانند همه زندگی تمام زندگی خود را پاره پاره کردن هر کس دیگری پایین.\" - کن Kesey، یکی پرواز از طریق NestThis Cuckoo کتابی است که من علاقه مند به خواندن آن بودم. یک رمان در یک پناهنده دیوانه؟ نه ممنون. من چهار سال از زندگی حرفه ای خودم را صرف حمایت از مشتریان بی دغدغه ای کردیم که در برابر هیئت سلامت روان محلی ما شرکت می کردند. این تجربه ای بود که من برای آمادگی و آمادگی برای پیشبرد آن ندیده بودم. این یک نگاه اجمالی چشم به جهان بیماری های روحی بود. بیمارستان های تحت پوشش و کم درآمد بیماران با اعتقادات عمیق قهوه ای، ذهن خود را در حال چرخاندن شبکه در داخل شبکه در داخل. بیماران مبتلا به توهم وحشتناک. (من یک بار گفته شد، در حالی که مصاحبه با یک مشتری، که من به عنوان یک اسکلت به او ظاهر شد). بیماران قادر به تغییر ناگهانی و خشونت آمیز هستند. (یک قطعه مشاوره ای که من همیشه دریافت کردم: نشستن در کنار درب همیشه کنار درب نشسته). بیمارانی که از خانواده و دوستانشان محروم بودند، محروم شدند. یکی از مزایای پایدار از آن سال، شک و تردید سالم است که بیماری روانی در فرهنگ مردمی به تصویر کشیده می شود. به طور معمول، ما با یک قاتل روانپزشکی (آلا مایکل مایزر) و یا یک فرد مبتلا به بیماری روحی که به عنوان یک شکست اخلاقی به تصویر کشیده شده است، نقص شخصیتی است که می تواند با نگرش بهتر (آلا هرکی در LOST یا کل بازی رویای تیم). با توجه به این پیشینه ها، من احتمالا کلاسیک ضد کلاسیک Ken Kesey را، که یکی از پرواز های لانه Cuckoo است، نادیده گرفتم. من آن را به عنوان hijinks کم عمق، با یک طرح که به من به عنوان کمی شبیه Cool Hand Luke که به طور غیرقانونی متعهد شد، تصور کردم. اما پس از آن توسط دولت بیبراشا Biblio و باشگاه اجتماعی انتخاب شد، و انتخاب از دست من بود. با این حال، تا چند روز پیش از جلسه ما، تردید کردم. به طور غریزی، من اولین صفحه را باز کردم و خطوط اول عجیب و غریب را می خواندم: \"آنها آنجا بیرون رفتند\". پسران سیاه و سفید در لباس های سفید قبل از من برای انجام اقدامات جنسی در سالن و آن را قبل از من می توانم آنها را mopped ملاقات. \"به اندازه کافی می گویند، Kesy توجه من بود. این کلمات توسط رئیس برمدن، راوی اول شخص داستان می گویند. برومدن، که به عنوان Chroom Chroom شناخته می شود، کلمبیایی هندی است که هرکسی را در بخش متقاعد کرده است که او کور و گنگ است. به خاطر این ادراک، هیچ کس به او توجه نمی کند. او می تواند چیزهایی را ببیند که دیگران نمی توانند ببینند و چیزهایی که دیگران نمی شنوند را شنید. و بنابراین او می تواند داستان Randal P. McMurphy، یک Steve McQueen با موهای قرمز با اختلال شخصیت، که در بخش نشان می دهد و در نبرد حماسی با اراده با پرستار Ratched، مستعار، \"نکته جانبی: بعد از خواندن کتاب، فیلم را تماشا کردم. جک نیکلسون یک بازیگر خوب است؛ او رندال پ. مک مورفی نیست). رئیس برومدن یک انتخاب شگفت انگیز به عنوان راوی است، چرا که او حداقل - در ابتدا - تمرکز مرکزی نیست. در عوض، برومدن به سختی در طرح اولیه اظهار می کند که عمدتا برای توصیف مک مورفی تلاش می کند تا بخش هایی را که پرستار Ratched با دست های آهن اجرا می کند، توصیف کند. عمل در اطراف او جریان دارد مانند آب در اطراف سنگ. یکی از پرواز های ناودان آشیانه، به طور اپیزودیک، با حملات مصنوعی تجاری Ratched و McMurphy به نمایش گذاشته می شود، هر دو پیروزی و شکست را به عنوان آنها برای روح بیماران دیگر مبارزه می کند. Keseyâ € ™ ثانیه برومدن صدای بی نظیر است، و یک راوی غیر قابل اعتماد کلاسیک (\"حقیقت حتی اگر آن اتفاق نمی افتد\")، مستعد ابتلا به طولانی، هذیان هذیانی است که به عنوان یادآوری جالبی که شیمی مغز او متفاوت از دیگران است. زمان هایی وجود داشت که بیاناتش بسیار هیجان انگیز است که شما را از داستان بیرون می آورد - بعد از همه این ها باید گفت که برومدن صحبت می کند، نه ستاره ادبی کن کسی. با وجود همه اینها، پیشرفت هیپنوتیزم حوادثی که منجر به نهایت تکان دهنده می شوند، زمان کمتری را برای چنین کویبل ها می گذارند. بازی قدرت بین پرستار Ratched و McMurphy یک نوع کلاسیک از \"Man\" در برابر \"The Rebel\" است. این در سال 1962 منتشر شد و دیالکتیک اقتدارگرا و بی طرفانه بخشی از متن بزرگتر از آن زمان است. با این حال، کسی همچنین از موسسه سلامت روان انتقاد می کند. او یک بار در یک بخش روانپزشکی کار کرده است و معروف با بسیاری از داروهای روانگردان آزمایش کرده است. مشاهدات و بینش های او به داستان برومدن پخته می شود. با گذشت زمان، ناودان Cuckooâ € ™ ثانیه، درمان الکتروشوک و lobotomies شروع به از دست دادن شفاف خود را به عنوان panaceas، هر چند آنها قطعا هنوز مشغول بودند. بنابراین انتقاد Kesey به طور خاص بر روی بربریت اولیه متمرکز نیست که تاریخ روانپزشکی را نشان می دهد (گرچه بربریت قطعا وجود دارد)؛ در عوض، او بیشتر بر روی ظلم و ستم ناخوشایندی که او احساس می کرد، بیشتر تمرکز می کند. بیماران در بخش کنترل می شوند، اما تحت نظارت دقیق قرار می گیرند که اکثر آنها نمی دانند که آنها مجبور هستند. این McMurphy است که می رسد به آنها نور نشان می دهد (هر چند، که ما می توانیم ...

مشاهده لینک اصلی
این یکی از رمان های فوق العاده انسانی است که در برابر انحصارطلبی وسیع جامعه صنعتی که تا به حال نوشته شده است. کن کنی دارای درک فوق العاده ای از چالش هایی است که همه ما در تمدن مدرن با آن مواجه هستیم و او می تواند ایده های خود را از طریق برخی از ثروتمندترین تصاویری که تا به حال خوانده است، بیان کند. خطوط مورد علاقه من در رمان، زمانی که رئیس برومدن (راوی اسکیزوفرنی پارانوئیدی) می گوید، اما حقیقت آن است، حتی اگر اتفاق بیفتد @، خواننده را از ابتدا برای یک داستان تنظیم می کند که در آن تصور دقیق تر از موقعیت ها حقیقت را نسبت به ظاهر بیرونی چیزها نشان می دهد. این داستان می تواند کمی گیج کننده در مواردی باشد که با توجه به این که راوی دارای یک اسکیزوفرنی پارانوئیدی است و اغلب دشوار است که تفاوت بین واقعیت و توهمات خود را متفاوت کند، اما در عین حال توهم های او گاهی دقیق تر از واقعیت واقعیت را منعکس می کنند. من این کتاب را به هر کسی توصیه می کنم - من آن را بارها مطالعه کرده ام و آن را آموختهایم، و همیشه به بینش و آگاهی های جدیدی می رساند. همچنین، فیلم جک نیکلسون که برای جیمز نیکلسون بازی می کند، ارزش دیدن آن را دارد؛ در حالی که بسیاری از جوایز اسکار را به دست آورد، اما از بسیاری از تم های این کتاب پراکنده می شود. یکی از جالبترین چیزها در مورد این کتاب این است که از نقطه نظر اسکیزوفرنی پارانوئیدی گفته می شود؛ برای انجام این کار در یک فیلم فوق العاده چالش برانگیز است و به احتمال زیاد به نظر می رسد شیک تر از روشنی و آشکار (همانطور که در رمان است).

مشاهده لینک اصلی
Декори: лудница... прощавайте, психиатрично отделение
Действащи лица: психично болни; Системата
Първо действие, първа сцена:
Елате по-близо. Още по-близо. Сега повдигнете завесата. Хайде де, не е толкова страшно. По-страшно е... Ето, точно така:

„Всички по местата си. Острите, седнете във вашата част на дневната и чакайте да ви се донесат картите за игра и монопола. Хрониците, седнете във вашата част и чакайте да ви се раздадат мозайките от червенокръстката кутия. Елис, върви на мястото си до стената, вдигни ръце, за да ти забодат гвоздеите, и почвай да пикаеш прав. Пийт, разлюшкай глава като марионетка. Сканлън, тури възлестите си ръце на масата пред себе си и се залавяй да строиш своята въображаема бомба, за да взривиш един въображаем свят. Хардинг, започни да говориш и да размахваш нежните си ръце във въздуха, а после ги впримчи под мишниците си, защото кой зрял мъж размахва така ръцете си. Сифелт, вземи да се вайкаш, дето те болят зъбите и ти пада косата. Всички вдишвайте… издишвайте… равномерно, сърцата да бият в ритъма, определен от Перфокартите. Сякаш тракат в такт цилиндри.“

Не можеш да откъснеш очи от морбидния мизансцен на романа, хипнотизиран, така както неволно си приковал поглед към някаква кървава катастрофа. Тук на своя мрачен пост марширува сестра Рачид, твърдо решена да вкара своите чалнати питомци в пътя. Още първия път, когато го прочетох, името на сестрата ме наведе на думата ratchet (a mechanical device that allows movement in only one direction – Wikipedia – храпов механизъм) и въпреки че не се пише точно така, асоциацията си остана до края. Рачид е зъбчатката на Системата, която не дава на малките колелца под нейна власт да се движат накъдето им хрумне и ги задушава с отровната си смазка, докато не престанат да се съпротивляват на правилната посока на движение.

А душевно болните в това дяволско отделение са хора, които Системата е изплюла, защото не са излезли точно по калъпа, който им е приготвила. Тъй като „не се вписват“ и трябва „да бъдат нагодени“. Тъй като са различни (тази скверна и в сегашното общество дума). И когато се появява такъв, който не е готов да бъде натикан в люпилнята за еднакви екземпляри, Системата се задавя със собствената си жлъч.
„През всичкото това време Макмърфи се смее. (...) Защото знае много добре, че трябва да се присмиваш на онова, което ти причинява болка, за да запазиш равновесие, за да не се побъркаш от тоя гаден свят.“

И все пак, дори и по-смел от останалите в отделението, Макмърфи е само един срещу цял установен порядък и носи своята маска за пред него. А понякога и най-добрата маска се лющи по ръбовете... Human mind is a Savage Garden, ако мога да перифразирам Ан Райс.
„Но докато говореше, задните светлини на отминаващите ни коли осветиха лицето на Макмърфи и предното стъкло отрази едно изражение, което той си беше позволил само защото смяташе, че е прекалено тъмно и не се вижда – страхотно изморено, напрегнато и неистово отчаяно, сякаш не му е останало време да направи нещо, което е трябвало да направи…“

И въпреки всичко Мак продължава да се бори. Отказва да остави своите луди приятели(view spoiler)[, които всъщност не са луди (hide spoiler)], защото е отговорен за тях. Понеже когато създадеш връзка с нещо, ти вече си отговорен за него.
(view spoiler)[А финалът... финалът в крайна сметка нямаше как да е щастлив. Посвоему той всъщност беше щастлив. Победа нямаше, но имаше приемственост. И Мак получи истински свободата си, и му я даде именно един от онези, на които той първи беше подал ръка. (hide spoiler)]

مشاهده لینک اصلی
فکر کردم این یکی از بهترین کتابهایی بود که سالها پیش خوانده ام. (فقط نمیتوانست فکرش را متوقف کند) .... سپس .... رفتم تا بازی مرحله را در S.F. (دختر جوان در دبیرستان) - کلاسیک قدرتمند!

مشاهده لینک اصلی
4.5 او می داند که شما باید به چیزهایی که به شما آسیب زد فقط برای حفظ خود در تعادل، فقط برای حفظ جهان از اجرا شما دیوانه وار است. این یکی از رکورد هوشمندانه، گیر و رژیم جسور است. در حالی که Ken Keseys کار می کند به عنوان یک کلاسیک طبقه بندی شده است - قطعا به هیچ وجه به آن جین آستن یا چارلز دیکنز وابسته نیست. در زمان انتشار آن، آن عصبانی و ناراحت بود و قطعا بحث برانگیز بود - اما مرد، این یک پیچیده، ذهن نادان، صفحه ای از داستان بود، آزادی و محکومیت در جامعه ما را مورد سوال قرار داد و در روانپزشکی قرار گرفت بیمارستان - یک تنظیم اغلب در ادبیات نادیده گرفته شده است. این واقعا یک کتاب عالی و عالی بود که من توصیه می کنم. شخصیت های کامل، تنظیمات آفتابی و خانم ها و خانم ها را فراموش کنید این داستان با عوارض، غبار و مخلوط عجیب و غریب طنز و تاریکی بسته شد، با پایان دادن به شما ... بی رحم. Brillant، و فکر می کرد تحریک، این یک دست کشیدن از یک کتاب بود.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #داستان روانشناسانه - #داستان درام - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1960 میلادی - #صد رمان برتر مدرن لایبرری - به انتخاب مخاطبین -
#انتشارات هاشمی - #کن کیسی - #سعید باستانی
کتاب های مرتبط با - کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته


 کتاب جوخه زمان
 کتاب پیرمرد و دریا
 کتاب در برابر تخت
 کتاب اسب سرخ
 کتاب پیک نیک کنار جاده
 کتاب ژاک قضا و قدری و اربابش