کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم

اثر آنتونی دوئر از انتشارات در دانش بهمن - مترجم: روح الله صادقی-ادبیات داستانی

برنده جایزه پولیتزر
ماری-لور همراه با پدرش در پاریس زندگی میکند؛ در نزدیکی موزه تاریخ طبیعی که پدرش در انجا به عنوان استاد کلیدساز، مسئول هزاران قفل موجود در موزه است.
ماری در شش سالگی بینایی اش را از دست می دهد و پدرش ماکت بی نقصی از محله شان می سازد تا او، با لمس ماکت، آن را به خاطر بسپارد و بتواند خودش مسیر خانه را پیدا کند. هنگامی که پاریس به اشغال ارتش نازی ها درمیآید، پدر و دختر به استحکامات شهر سنت-مالو میگریزند. آنها با خودشان قطعه ای را حمل می کنند که ممکن است با ارزش ترین و خطرناک ترین جواهر موزه باشد
در شهری معدنی در آلمان، پسری یتیم به نام ورنر همراه با خواهر کوچکترش رشد میکند و مسحور رادیوی خرابی میشود که پیدا کرده است. استعداد او در ساخت و تعمیر این ابزار حیاتی جدید، برای او جایگاهی در آکادمی وحشیانه جوانان هیتلر به ارمغان میآورد، و سپس مأموریت ویژه ای برای ردیابی نیروهای مقاومت به او محول میشود. این مأموریت او را به سنت-مالو هدایت میکند، جایی که داستان او و ماری تلاقی پیدا میکند


خرید کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
جستجوی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم در گودریدز

معرفی کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم از نگاه کاربران
من در طی خواندن این کتاب هزار بار درگذشتم. این مرموز، قلب شکسته و فقط زیبا درخشان است. این تمام ستاره ها را مستحق می کند.

مشاهده لینک اصلی
همه ما به عنوان یک سلول واحد وجود دارد، که کوچکتر از یک گرد و غبار است. بسیار کوچکتر. تقسیم کردن تکثیر کردن. اضافه کردن و تفریق ماده باعث تغییر دست، جریان اتم ها در داخل و خارج، مولکول های محوری، پروتئین ها را با هم ترکیب می کنند، میتوکندری ها دیکتاتوری اکسیداتیو را ارسال می کنند؛ ما به عنوان یک ریزش الکتریکی میکروسکوپی شروع می کنیم. ریه ها مغز قلب است. چهل هفته بعد، شش تریلیون سلول در زایمان کانال تولد مادر ما خرد می شود و ما را می کشند. سپس جهان شروع به ما می کند.\nاین بزرگ است این بزرگ است یک داستان جالب در مورد جنگ جهانی دوم در مورد یک دختر جوان فرانسوی به نام ماری لاور که چشم او را از دست داده و یک پسر نابغه آلمانی به نام ورنر که توسط ارتش کشورش استخدام شده است، زیرا او توانایی تثبیت همه چیز را دارد. بسیاری از شخصیت های دیگر وجود دارد، بسیاری از داستان های دیگر که در این رمان هوشمند قرار گرفته اند مانند خواهر خواهر ورنرز، جوتا، و همچنین دریای شعله های آتش است که الماس شایعه ای است که شانس آن را برای همه دارد، اما مرگ و بدبختی برای همه اطراف این شخص (که نقش مهمی در کتاب دارد، بنابراین مراقب جزئیات است)، همچنین Volkheimer، Marie-Laures پدر، Madame Manec، Etienne، Frau Elena وجود دارد. بسیاری از شخصیت ها، داستان های بسیاری و شخصیت های مختلف، اما این همه منجر به یک چیز می شود. بقا هنگامی که دیدم از دست دادم، ورنر، مردم گفتند که من شجاع هستم. وقتی پدرم رفت، مردم گفتند که من شجاع هستم اما این شجاعت نیست؛ من هیچ انتخابی ندارم من از خواب بیدار می شوم و زندگی ام را زندگی می کنم آیا شما همین کار را انجام می دهید؟\nاین رمان در اطراف بی گناهان کودکان تمرکز دارد. ما از طریق چشم خود شاهد جنگیم. ما همه چیز را برای آنها در طول این حادثه وحشتناک به نام جنگ می بینیم. ما ترس را از طریق چشم خود می بینیم. از طریق یک دختر کور، ما احساس می کنیم که جهان برای کسی که چشمان خود را از دست داده است، احساس می کند، ما می توانیم مشکلات ناشی از جنگ را با چیزی که جز تحقیر آنها، صدای او، بی گناهی او احساس می کنیم، احساس کنیم. ما می بینیم که چگونه برخی از کارکنان آلمانی ممکن است در طی این جنگ احساس کرده اند، چگونه آنها ممکن است احساس خفقان نسبت به کشور خودشان داشته باشند، چطور احساس کردند که آنچه اتفاق می افتد بیهوده است. من اخیرا احساس خستگی کرده ام و آنچه که امروز می خواهم در مورد دریا بنویسم. این شامل بسیاری از رنگ ها است. نقره ای در سپیده دم، سبز در ظهر، آبی تیره در شب. گاهی اوقات به نظر می رسد تقریبا قرمز است. یا رنگ سکه های قدیمی را تغییر خواهد داد. در حال حاضر سایه های ابر در سراسر آن کشیدن و تکه های نور خورشید در همه جا لمس می شوند. رشته های سفید از چاله ها بر روی آن مانند دانه ها بکشید. این مورد مورد علاقه من، من فکر می کنم، که من تا کنون دیده ام. گاهی اوقات من خودم را به آن نگاه می کنم و وظایفم را فراموش می کنم. به نظر می رسد به اندازه کافی بزرگ باشد تا بتواند هر چیزی را که هر کسی می تواند احساس کند.\nنور در این رمان، یک هدف انتزاعی از دیدن چیزهای خوب است، اهمیت داشتن آن چه که شما دارید سپاسگزار است. هر فرد ادراک متفاوتی از رنگ دارد، ما در واقع همگی همان سایه آبی یا زرد را نمی بینیم، برخی از ما ممکن است آنها را بیشتر و واضح تر ببینیم و بعضی از ما ممکن است آنها را کمی پائین تر از دیگران ببینیم کمی بیشتر محو شده بعضی از ما ممکن است حتی رنگ ها یا نور را هم مشاهده نکنند، بعضی از ما مجبور هستیم آنها را نبینیم، اما تصور می کنیم، ما به یاد می آوریم که چگونه احساس می کنیم، چه چیزی برای ما انجام داده اند، و ما فقط برای این احساس می کنیم. این رمان به طوری لمس کردن، آن را به یک بخش عمیق روح شخص مربوط می شود و من معتقدم آن را به شما لمس می کند به طوری که شما حتی نمی توانید تصور کنید. یک کتاب در مورد از دست دادن، ناامیدی، حفاظت، عشق و همه چیزهایی که ممکن است ممکن باشد، با دوزهای اعتقاد به غیر ممکن باشد. آیا شما نمی خواهید زنده بمانید قبل از مرگ؟

مشاهده لینک اصلی
یک حساب جالب و متحرک از دو نوجوان که در جنگ های متضاد جنگ در طول جنگ جهانی دوم ظاهر می شوند. یک دختر کور، ماری لاور است که در ابتدا در سال 1940 در پاریس زندگی می کرد و سپس، قبل از اشغال آلمان، در حال حرکت بود با پدرش به شهر بنتنی در سنت مالو متصل شده است. شخصیت اصلی دیگر، ورونر، یتیم در یک شهر صنعتی و معدن آلمانی است که استعداد او در تنظیم رادیوها، او را به یک آکادمی آموزشی نخبگان فرستاده است. روایت جایگزین فصل های داستان های خود را با برخی از بخش ها از نقطه زمان در سال 1944 زمانی که هر دو در یک وضعیت بحرانی در ارتباط با بمب گذاری متفقین این شهر به عنوان یک قلعه برای نیروهای آلمان است.اگر کتاب پیش رو پیش می رود، چشم انداز آینده این جوانان. ماری لاور به دنبال استقلال خود به اندازه ای که ممکن است با ناتوانی او، برای درک دنیای زندگی دریایی و ماجراهای کشف همانطور که در داستان های ژول ورن او در Braille خوانده است. روان ورنر با تبدیل شدن به یک دانشمند و مهندس، تبدیل شدن به یک عامل موثر و محترم در جهان است. آنها هر دو به نحوی در شرایط سخت زندگی خود زندگی می کنند، و جنگ چالشی است که انعطاف پذیری آنها هر دو توسعه یافته است. سنگ ماری لاور، پدر او دوست داشتنی و محافظ است که به عنوان قفل ساز در موزه تاریخ طبیعی کار می کند. برای ورنر، بستر اصلی او، خواهر کوچکتر او، یوتا است که کمک می کند تا او را برای مبارزات خود در یتیم خانه و یک قطب اخلاقی راهنمایی کند، زمانی که او ذهن او را به خاطر فتنه ی بی رحم مدرسه ی جوانان هیتلر مورد ستایش قرار می دهد. آنها قادر هستند برای رسیدن به آن پایه ها و انتخاب شجاعت و بشریت در زمانی که جهان به نظر می رسد دیوانه شده است. من با داستان هایم کاملا مسخ شده بودم و نمی توانستم منتظر بمانم تا ببینم چطور می توانستند به نوعی با هم کنار بیایند. همانطور که گفتم ما ابتدا سناریویی را ارائه می دهیم که هر دو در بمب گذاری در سن ملو قرار دارند. و به طور منظم به عنوان ساعت کار، فصل های باریک بین دیدگاه های خود متناوب می شوند. تم های خود را مانند یک فوژ به آرامی شروع به هم زدن و همکاری یکدیگر می کنند. موسیقی در واقع موضوع در این کتاب است، همانطور که بسیاری از عناصر دیگر تمدن نیز ما را فراتر از فرقه های وحشی می کشند. من برای تحقق حس های شدید صدا و بوی و لمس که به ماری لاور کمک می کند مذاکره با دنیای او را تجربه کنم. پدرش محافظ است، اما می داند که باید نقشه های ذهنی ایجاد کند. در پاریس و در سن ملو، او یک شهر مدل را برای کمک به این روند می سازد. او هیچ مفهومی از آنچه اشغال آلمان به آن نمی دهد، معنی می دهد، ترس او از چیزهایی است که او بیش از حد ابراز می کند (\"آنها احتمالا دختران کور را قبل از اینکه بچه ها را بگیرند، انجام دهند\"). اطمینان پدرش (\"من هرگز شما را از بین نخواهم برد، نه در یک میلیون سال\") متاسفانه معلوم می شود نادرست است، به عنوان یک روز او نمی کند بازگشت. او گام هایی را برای هدایت عمو عتیقه خود، از پوسته او از پارانویا و آگورافوبیا که در آن از زمان جنگ جهانی اول اقامت داشته است، هدایت می کند و او در قالب مقاومت مقاومت به اشغال کمک می کند (\"هیچ چیز هم خوب نیست\" به عنوان یک زنبور عسل، او را دوست دارد، او شروع به اتخاذ یک فرم جدید برای دیدار با جهان است. به گفته خانم Etienne از خانم خانه دار: \"آیا شما می خواهید قبل از اینکه شما می میرند زندگی می کنند؟\" اتین، در رقص با ماریا لور، شروع به درک نفوذ زندگی می کند، ذهن او، با وجود چشم های کور او قادر است: \"آنها او را نمی بینند، اما آنها او را نادیده می گیرند؛ آنها تقریبا به نظر می رسد به یک جداگانه ، محل عمیق تر، جهان که فقط از موسیقی تشکیل شده است. در فرآیند نقشه برداری از جهان، تعجب آور است که چگونه تخیل او برای ایجاد آن، به ویژه اینکه چگونه او را با رنگ های مختلف به خود جذب می کند، تعجب کرد: این است که هیچ چیز نابینایی را حدس بزن زمین های آسمان و چهره ها و ساختمان ها یک جهان قوی تر و مسن تر وجود دارد، جایی که هواپیما سطح را تجزیه می کند و از طریق هوا به درون ساقه ها می رسد. â € |Colorâ € این چیز دیگری است که مردم انتظار ندارند. در تصور او، در رویاهای او، همه چیز رنگ است. ساختمان های موزه بژ، شاه بلوط، فندق هستند. دانشمندان آن، سیب زمینی یاسمن و لیمو و قهوه ای روباه هستند. آکورد پیانو در سخنران بی سیم در ایستگاه گارد سخاوتمندانه است و سیاه پوستان غول پیکر و بلوز پیچیده را در اطراف سالن به سمت پوند کلیدی طراحی می کند. زنگ های کلیسا از قوس پنجره های مراقبت از برنز ارسال می کنند. زنبورها نقره هستند: کبوترها زنجبیل و ابریشم و گاهی طلایی هستند. پدرش یک هزار رنگ، عقیق، قرمز توت فرنگی، زعفران عمیق، سبز وحشی را منتشر می کند: یک بوی مانند روغن و فلز، احساس یک قفل ترمینال کشویی خانه، صدای حلقه های کلیدی او که در حال حرکت است. هنگامی که او با سرپرست گروه صحبت می کند، یک سبز زیتونی است، او یک سری از پرتقال ها را افزایش می دهد وقتی که او از گلخانه ها به Mademoiselle Lleury می گوید، زمانی که او سعی می کند طبخ کند. ورنر همچنین به تخیل در دنیایی که به آرامی با ارزش هایی که شمارش می کند، رشد می کند. همانطور که او خواهرش را در اطراف شهر زولورین نگه می دارد، مواد غذایی و ناخالصی های نجات دهنده را از بین می برد ...

مشاهده لینک اصلی
IOeI »I¿ من\" من † Ï ‰ Ï I¿، من € I¿I ... I'IμI½ I¼I € I¿I I¿I I¼Iμ I'I¿I I½I ± Î · I¼Iμ IμII½I ± Î ± ï¹ I½I ï ï ‰ € I¹I¬ من، من · III »من · · I³I¹I ± I¶I IƒI I® ‰، من € Î · من € I¬IIμI¹I I¿IƒI ± Î ± IƒIμ I½I\" من I¾I¿IμI، IƒI ... I½II®IºIμI ،، من · من I'I I½I ± I¼I · \"من · من، من ± Î · من € I³I¬I، IºI ± Î · I¹IºI ± ï¹ I½IOeI\" من · من \"من ± ± IμI € I¹I²II I³I¹I IƒI · ‰. Î • من II½I ± ï¹ \"من † Ï ‰ Ï I¿، من € I¿I ... I'IμI½ I²I» دوم € IμI¹I ،،، من \"من ± I¹IƒII¬I½IμIƒI I¿ ï¹ I¼IOeI½I¿ ±، من \"من ± I½I I¿ I¶I · ± من\" I¬I، .. IºI ± ï ï¹ \"IOeI\" Î ± ï Iμ IƒII³I¿I ... IμIIƒI ± Î ± ï¹ IƒIμ IºI »IOE I'I IOeI¼I¿. ± Î • ï¹ I'I II½I I³I¿I ... IƒI \"I¿I، من\" من I¿I ... 1944 \"من € Î ± Ï I¿ I¼I ± Ï IOeI½ ،،، ‰ Ï IOeI¼I، I¼IμI\" من ± ± Ï † IμI IOeI¼I IƒI \"من € Î ± Ï Iμ I¬I» من »من · من» Î ± IƒI \"من € Î ± Ï I¿ IμI» IIOeI½ Î »من € Ï I¹I½ II³I¿ I¾IμIƒI € Î ± € I¬IƒIμI¹ I¿ I'A'I I³IºIOeIƒI¼I¹I¿I، من € IOeI »IμI¼I¿I، IºI ± ï¹ IƒI\" I¿ IƒI · Î ± Ï I'IμI¼II½I¿ I¼I ± Ï € I¿ \"I¹I ، I¼I½I®I¼IμI، من \"I¿I ... I¼II» من »I¿I½. این است که من ‡ IYI¹ I¿I½I¹IºII، Î ± IμI½I »من» Î ± I³II، IμI¹I½I ± ï¹ IƒI I½I \"I¿I¼IμI، IºI ± ± Ï ï¹ IºI\" Î ± Ï † ± دوم I½I¿I ... I½ I½I I'I · من I³I¿I I¼I¹I¿I ... I½ II½I \"I¿I½I I¹IƒII®I¼I ± ± ± I½I IƒI ... من\" من ±، من † IOeI²I¿I ...، Î ± Î ± I½II I³I ‰ ،،، IºI »IμI¹IƒI\" I¿I²II ± Ï † I¿I ،، من € Î ± I½I¹IºI¿I، I¿I ... من ‡ I¬I³I، IºI ± ï¹ I½I¿IƒI \"Î ± λ ± Ï I³II ،. Î £ من \"من Î ± Ï IIƒI¹ I¿ Î · من I¼I¹IºI I®\" من ... من † ï »ماری لائور I® I¶IμI¹ I¼Iμ من\" من ± I¼I I¿I½ I¼I € Ï € I¬ \" من · من، I¿ I¿I € I¿II¿I، IμI I³I¬I¶IμI \"Î ± Ï ‰ Ï ï¹، IºI» IμI¹II I¿I € I¿I¹IOeI، IƒI \"I¿ I¼I ¿من ... IƒIμII¿ من | من ... IƒI¹IºI®I، Î ™ IƒI \"من ± I¿I دوم ،. Î • IºIμII½I¿I ،،، من \"من · من» Î ± من \"من Ï IμI IμI¹ IºI ± ï¹\" من · · I³IμI II¿I'I I½ IºI ± ± IƒI¹I IƒI I¿I ... \" I¹IºI¬ IºI ± ï¹ I¼IμI \"Î ± Ï † I¿I I¹IºI¬، I¼I ± دوم ± II½I¿I½I\" Î ± من، من \"من · من، من\" من · I½ IμI € I¹I¼I¿I½I® ، من \"من · I½ I'I I½I I¼I · IºI ± ± Ï ï¹\" Î ± کنم من · I½ \"IμI» من ‰ IμII \"من · من € Ï € I¬IIμI¹I I¿IƒI IºI ± ± ï¹ III »من · IƒI · I³I¹I ± ‰ I® I¶I. من \"IμIºIμII½I · IμII½I ± ± I¹I ï¹ IOeI» I¿I، من \"من · من، I¿ IºIOeIƒI¼I¿I ،. IoeIμ من \"من ± I¿ I¾IIƒI IƒI¼I ± Ï €\" I¿I ... من € I¿I »± Ï II¼I¿I ... IºI\" Î ± Ï † IμI I³I¿I ... من € ± I½ IƒIμ I¼I¹I Î ± کنم من ± ± Ï € I¼I ... III½I¹I IμI I¹I \"· من € IμI¹I ‡ I¹IƒI¼II½I IOeI» من · من \"I¿ سن ملو. من | I¹I »I¿I¾IμI½I¿I I½I\" من ± ï¹ IƒI \"I¿ IƒI € II\" ï¹ IμI½IOeI، I¹I'I¹IOeI من من ... II¼I¿I ... IIμII¿I ... -i ± I'IμI »این است که من † I¿I\" من € Î ± I¿I ... من من € Ï € I¿I \"من · من من: -\" من † I¿I½ I¿I € I¿II¿ I¿I½I من \"من II¶IμI¹ ï¹ IμI'IZ IºI ± € I¿I» من »Î ± Ï Ï ‡ Î ± IOeI½I¹I ± ± Ï € I¼I¹I IIƒI\" IμI ... من \"من ± I'I ¿من \"Î ± I¹IºI® ï¹ I¾I¹I IºI ± ± Î · من € I³I¬I\" من · I¿I¹IºI¿I½IOeI¼I¿I ،. Î £ من \"من · من\" IμI I¼I ± Ï I½II ± † ± Ï IƒIμ IμI½I \"‡ است که من ‰ Ï † Î ± I¹IºIOe I¿I I½I¿I\" من Î ± I¼IμI³I IμII¿ I¿I † »IZI½IμI¹ I¿ ورنر. Î • ï¹ II½I ± Ï † II½I ± Ï IμI ... ... II، I € Î ± Ï € I¿I I¹I'I ... I¼I € I¿I IμI I½I ± IμI € I¹IƒIºIμI ... I¬I¶IμI¹ IƒI ‡ ï IμI'I¿I½ \"من من € I¬I½I ±\" Î ± Î ± Î »من» I¬ IμI¹I'I¹IºIμI IμI \"Î ± ï¹ IƒI\" Î ± ‰ ï ï † Î ± I'I¹IOeI I½I ±. I\u003e Î ± من \"من Ï IμI¹ IμI\" من · Î ± I½ I'IμI »این است که من † I®\" I¿I ... IºI ± Ï ... ï¹ دوم ± Ï I¼I¬I¶IμI¹ \"I¿ IμI» Ï € I½IμI IIμI IμI I¿ ± Ï I¼I \"من · من ،. I¤I¿ من \"A'I I¬I¹I ‡ IμI½I\" II¶IμI¹ I¿I € من \"I¹I، Î ± Ï € IIƒI\" IμI ... من \"IμI، I¹IºI ± I½IOeI\" من · من \" IμI، من \"... ورنر IºI I¿I ± Ï ï¹\" I¿I½ IºI »± I¼I¹I IƒIμ IμII½IμI¹ IƒI € I¿I ... I'I ± دوم ± ‡ IƒI I¿I» ± I³I¹I I® I½I ± IƒI € I¿I ... I'I¬IƒIμI¹. ± Î • IºI IºIμI II · I¼IμI I¹I½I¬ I'I¹I'I¬IƒIºIμI \"Î ± Î ± ï¹ I²I ± I½I ... IƒIOeI\" من · من \"من ±، Î ± IƒI ... I½IμI¹I'I · IƒII ±، I¼I½I · IƒI¹IºI ± ± IºII، IμIºI'IIºI · · IºI ± ï¹ IƒI I¿I »Î ± من\" من ± Î ± @ IºI »I¬ @ من\" I¿I ... I½I ± I¶ I¹IƒI¼I¿I. این است که من این است که من ± I¬ \"I¹I، I²I¬I I²I ± Ï IμI، IƒI ... I½II®IºIμI، Î ± Ï I¿ ورنر IºI\" Î ± Î I¬IμI¹ »· من IZI²I\" من · IOeIƒI¿ I¼I € I¿I IμI من \"من · من ‡ I® I½ دوم ... من\" I¿I ... IºI ± ï¹ I¿I½IμI¹I IμI IμI \"من ± ± ï¹ I½I II®IƒIμI¹ I²I¿I · من\" من · Î ± Ï ‰ I½ I½II IOeI Ï € \"من · من\" من ± Ï ‰ I¼IIƒI \"من · من، IμI € I¹IƒI\" I®I¼I · من ،. ماری لائور I. ï¹ I¿ IºI ± ± ورنر IƒI ... I½I I½I \"I¿I I½I\" Î ± ï¹ IƒI \"I¿ سن ملو. I¤I¿ من \"من ... من † ï» IOE IºI¿I II \"IƒI¹ من\" من · من، من IºI ± \"من IºI ±\" من · من I¼II½I ·، من \"من ± λ من »من ± Î من، من IºI ± ï¹ \"من † Î ± I¿I I¿ Î ± I³IOeI ï¹ I½IOe من\" من · من، I½I ± I¶I¹IƒI \"I¹IºI®I، من\" IμI I¼I ± ± ï I½II ،. Î ± I½ IºI¹ IOeIƒI¿ دوم ‡ Ï IμI¹ \"I¹I، من € Ï Ï € I¿I¿I\" I¹IºII، من ‰ Ï I³I¹I ± IμI \"I¹IºIOe I¼IμI» Î ± I¼I IOeI'I ±، ± Ï IμI'IZ IºI \"من ± Ï Ï † € IμI I½IμI¹ II II\" IμI I½I ‡ ± Î ± I¿ IƒI ... من † I³I³I دوم ± من، من € Î IºI ï¹ ± »± Ï II½I I¬IIμI¹ Î ± IμI» I¹IƒI \"من ‰ I¹IºIOe Î ± Ï € I¹IƒI I½II\" I¹IºIOe IºIμII¼IμI½I¿. Î • Î ± I¼I¿I¹I I¹I½I ï¹ ± Î ± II · IƒI ... I½I¬I½I \"من · من IƒI ·\" من ‰ Ï € I½ I'I Î ± ... I¿ I¹I'I¹IZI½، ‰ Ï IOeI¼I، من \"I¿ IºI III½I ± ‡ ± I¼I¬I IμI\" Î ± Î ± ï¹ I³I¹I \"Î ± Ï I'I¹IºI¬\" I¿I ... I¹I'I ± ± Ï I½I¹IºI¬.IsI¬I € I¿I¹I \"من Î ± I³I¹IºI® IƒI\" I¹I³I¼I® IƒI \"من I¿ I¿I» IOeI¹ من \"من € I¿I ... IºIOeIƒI¼I¿I ... من € Î ± ï IμI\" من ‡ I½ I¿I ï ‡ II-ï¹ ï¹ II. Î ± I½ I¤I · من ‰ I¼IIƒI، IμI € IOeI¼IμI½I · IƒI \"من ‡ I¹I³I¼I® I¬I½I¿I½I\" من ± ï¹. ± ط Ï I¼I I¼I¹IºI I®، Î ± ‰ I³I I½IIƒI \"من من € Ï I¼Iμ I¹I ± ± Ï ... I¾II'I\" من · I½ I'I I½I ± Ï € I¿I ... I¼I · من \"من · من، من ± Ï ‡ است که من · IƒIºIII · من II¶IμI¹\" من I¿I ± ... I¼I € I¼I € I¬ من \"من · من، من IIƒIºIμI¹ I²I\" I¿ I'I IOeI¼I¿ من \"من · من، من ± IºI ± ï¹ IºI¿I» IIμI I¿I ... من \"من † Ï ‰ Ï I¿، من € I¿I ... I'IμI½ I¼I € I¿I Î ¿± ï I¼Iμ I½I I'I¿I I¼Iμ ... من † ï IY IμI ... ... IIƒI \"من ± من\" I¿I، IƒI \"Î ± است که من\" I¹IZI \"من · من، من € ï» II¿ I½، I¼Iμ I¿I'I · I³IOe من \"من · من † Ï ‰ Ï I½I®\" من · من، من ± I'IμI »من † I®I، من\" I¿I ...، I²I³I ± II½IμI¹ Î ± Î »· من IZI²I\" I¿I، II ... من ‡ Î ± Ï € I¿ I¹IºI¬ من \"من ‡ I¡I¬I¹I I¿\" من · من، IºIOeI »من · من ± IƒI، IºI ± ï¹ IºI ± من \"من ± Ï † دوم ± Ï Ï † I½I I½IμI¹ \"I¬IƒIμI¹ IƒI\" من † Ï ‰ Ï I¿، من \"من € Î ± I¿I ... Î ± من ... من € I¿I I'IμIIƒI¿I ... I'IμI½ I¼I € I¿I I¿I I¼Iμ I½I ± Î ± I'I¿I I¼Iμ ... آی اس آی »Î ± I½I¬I³I½I I® IƒI · ‰.

مشاهده لینک اصلی
5 @ من نمی تونم حتی ... @ ستاره! زخم در IndigoInspired توسط خواندن تمام نور ما نمی توانم آنتونی Doerr 20 آوریل 2017 روز چشم خود را خاکستری و whiskers blondeHeard عصبانیت من، شکایت من، طعم من این من در Indigo به من زنگ زدم، به خوبی پوشیده شده و علامت گذاری شده و دوست داشتم آن را در زمانی که شما از طریق بود همه شما خواسته بود لرزش کوچولو که من افتتاح شد و غوطه ور شده و خواندن کلمات shimmery که من را به محل من می دانست ذاتا، اما نادیده گرفته ماری لاور، با قلب نجیب و عاشق اینقدر عاقلانه است که از ذهنش بیرون می آید و بدون انتخاب گمراه می شود. الماس، الماس، تجاوز، نان پخته شده، اقیانوس Indigo blue.The در جنگ زندگی می کند در هر یک از ما، شاید نه این یکی اما یکی دیگر که خیلی نزدیک است که ما رقص ، خوردن، فریب دادن و دعا کردن به هیچ فایده ای. درد دردسرهای تاریخ، کلمات زیبایی را روشن کنید، عشق مادران پاک می شود، دستان دوستان را تسکین می دهد آب تا سرد، قدرت تا به حال به طوری جسور، حسادت و enviesMuseums، مین های زمینی، نشانه ها، تولد علامت های مشخص شده توسط Indigo InkJune 21، 2017 c پیچیده شدن پیچیدگی پیچیدگی عمیق و عمیق بودن آن چنان روحانی است که قلب من را می شکند، روحم را تحریک می کند. مغز من را تنگ می کند و من از طریق تحرک من، موج مغزی من، از طریق ارتعاشاتی که بنفش به BlackNo من این زیبایی تاریک را برطرف کنید و هرگز چشمهای خاکستری خود را فراموش نکنید. لرزیدن، لبخند زدن سبزی های محکم و محکم به یک قبر که در Indigo پخته شده است- Jaidee

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم


 کتاب اگر باران بیاید
 کتاب معشوقه
 کتاب نیکولا کوچولو و فیل گنده
 کتاب تمساح های رودخانه ی تامبونان
 کتاب راه بی پایان
 کتاب سه گانه ی دوقلوها (کتاب اول) دفتر بزرگ