کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

اثر اوریانا فالاچی از انتشارات دارینوش - مترجم: یغما گلرویی-ادبیات داستانی

کتاب رویاتی است از مصائب و مشکلات و دغدغه های نویسنده به عنوان یک زن، و به عنوان یک انسان، که در قالب شکواییه ای مفصل به فرزند خود پیش از تولدش ایراد شده است.


خرید کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
جستجوی کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد در گودریدز

معرفی کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد از نگاه کاربران
Lettera a un bambino mai nato = Letter to a Child Never Born, Oriana Fallaci
Letter to a Child Never Born (Italian: Lettera a un bambino mai nato, 1975) is a novel by Italian author and journalist Oriana Fallaci. It is written as a letter by a young professional woman (presumably Fallaci herself) to the fetus she carries in utero; it details the womans struggle to choose between a career she loves and an unexpected pregnancy, explaining how life works with examples of her childhood, and warning him/her about the unfairness of the world. The English translation was first published in 1976. At the end of both the English and Italian version, the woman has a miscarriage.
عنوانها: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (مترجمها: یغما گلرویی؛ داود نوایی؛ مهین ایرانپرست؛ فاطمه امینی؛ محمدزمان غفوریان؛ فاطمه ابراهیمی؛ محمدصادق سبط الشیخ؛ عباس زارعی؛ سینا آزاد؛ غلامرضا امامی تبریزی؛ مونیکا سمیع زاده)، نامه به کودکی که هرگز متولد نشد (مترجم: ویدا مشفق)؛ نامه به کودکی هرگز زاده نشد (مترجم: لیلا مصدق)؛ برای کودک زاده نشده (مترجم: زربانو سپهر)؛ نامه به کودکی که هرگز به دنیا نیامد (مترجم: داود نوایی)؛ نویسنده: اوریانا فالاچی؛ تاریخ نخستین خوانش: روز نخست از ماه آوریل سال 1972 میلادی به پایان آمد
عنوان: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد؛ نویسنده: اوریانا فالاچی؛ مترجم: زویا گوهرین؛ انتشارات نگاه، 1355؛
عنوان: به کودکی که هرگز زاده نشد؛ مترجم: مانی ارژنگی؛ تهران، امیرکبیر، 1355؛
عنوان: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد؛ مترجم: میهن ایران پرست
و ترجمه های بسیار دیگر
نقل از متن: امشب پی بردم که وجود داری: بسان قطره‌ ای از زندگی که از هیچ جاری باشد. با چشم باز، در ظلمت محض دراز کشیده بودم، که ناگهان در دل تاریکی، جرقه‌ ای از آگاهی و اطمینان درخشید: آری، تو آنجا بودی. وجود داشتی. گویی تیری به قلبم خورده بود. و وقتی صدای نامرتب و پر هیاهوی ضربانش را باز شنیدم، احساس کردم تا خرخره در گودال وحشتناکی از تردید و وحشت، فرو رفته‌ ام. سعی کن بفهمی ...؛ من از دیگران نمی‌ترسم. با دیگران کاری ندارم. از خدا هم نمی‌ترسم. به این حرفها اعتقادی ندارم. از درد هم نمی‌ترسم. ترس من از توست. از تو که سرنوشت، وجودت را از هیچ ربود و به جدار بطن من چسباند. هر چند همیشه انتظارت را کشیده‌ ام، هیچگاه آمادگی پذیرایی از تو را نداشته‌ ام و همیشه این سئوال وحشتناک برایم مطرح بوده است: نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی؟ نکند نخواهی زاده شوی؟ نکند روزی به سرم فریاد بکشی که: «چه کسی از تو خواسته بود مرا به دنیا بیاوری؟ چرا مرا درست کردی؟ چرا ؟»؛ پایان نقل. راستش را بخواهید نوجوان که بودم بارها با پرخاش از پدر روانشادم پرسیده بودم و و هنوز اکنون نیز همین پرسش را دارم، آن روزها که ایشان شرمسار بودند و پاسخی نداشتند. امید که بودنمان مفید باشد... کتاب را نخستین بار در سال 1355 هجری خورشیدی، با عنوان: «به کودکی که هرگز زاده نشد» جناب مانی ارژنگی، به فارسی ترجمه، و توسط موسسه انتشارات امیرکبیر منتشر شد. دومین ترجمه کتاب با عنوان: «نامه به کودکی که هرگز متولد نشد» توسط بانو ویدا مشفق به فارسی ترجمه شد، و انتشارات جاویدان آن را در سال 1355 هجری خورشیدی منتشر کرد. و در سال 1382 هجری خورشیدی نیز جناب یغما گلرویی ترجمه ی چهارم از این کتاب را به سرانجام رساندند و انتشارات دارینوش آن را چاپ کرد. داستان با زاویه دید اول شخص، و در قالب نامه‌ ای از راوی داستان: «یک زن جوان»، که گویا خود فالاچی باشد، به جنینی که در رحم خود باردار است نگاشته شده، تا فرزند نازاده‌ اش را از مصیبت‌های دنیا و بی‌رحمی آن آگاه کند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
بارداری از جمله تجربیات اساسی یک زن است، که یک مرد از آن درکی ندارد. بارداری بیش از سنگین شدن شکم و تهوع های صبح است، این ها بخش فیزیکی بارداری اند و درک کردنشان چندان زحمتی برای مردها ندارد. مردها هم می توانند بفهمند حمل باری سنگین به مدت چند ماه چه احساسی می تواند داشته باشد، و حالت تهوع دائم یعنی چه. آن چه بارداری را تجربه ای غیرقابل درک برای مردان می کند، حالت روانی و احساسی زن نسبت به بارداری است، موقعیت وجودی زن در برابر بارداری، تعریف هویت زن توسط بارداری، که از سال ها پیش از انعقاد نطفه در شکمش آغاز می شود، شاید حتی پیش از بلوغ، و خواب های زن را از اضطراب و شاید اشتیاق می آکند و در شرایط وخیم، زن را به فوبیای بارداری مبتلا می کند. این ها را نمی توان تنها با مشاهدۀ حالات ظاهری زن، حرف های زن و رفتارهای زن فهمید، رفتار و گفتار ظاهری تمام احساسات پیچیده و گاه به لفظ ناآمدنی را نشان نمی دهد.

یک مرد نمی تواند به طور کامل با زن همذات پنداری کند، اما می توان در این مسیر حرکت کرد. می توان درک متقابل را بیشتر کرد، و اگر نمی شود به طور کامل موقعیت وجودی زن را @حس@ کرد، می شود تا حدودی آن را فهمید. برای این منظور باید زن توصیفی پدیدارشناسانه از احساساتش به دست دهد، و این کتاب همان توصیف است از معنای باردار بودن، هر چند از نگاه مادری با خصوصیات اخلاقی خاص، مادری روشنفکر و ضدّ مرد و تنها، که الزاماً نمایندۀ تمام مادران نیست. اما به هر حال نیم نگاهی از لای در است به جهانی به کلی ناشناخته، و همین نیم نگاه هم بسیار ارزشمند است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد


 کتاب بازمانده ی روز
 کتاب شکار گوسفند وحشی
 کتاب شوهر دلخواه
 کتاب و کسی نماند جز ما
 کتاب مرسیه و کامیه
 کتاب رویای جورج ار