کتاب مرشد و مارگریتا

اثر میخائیل بولگاکف از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: پرویز شهدی-ادبیات داستانی

میخائیل بولگاکف ۱۲ سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگریتا کرد که به گمان خیلی از منتقدان با رمان‌های کلاسیک پهلو می‌زند و بی‌تردید در زمره درخشان‌ترین آثار ادب روسیه به‌شمار می‌رود. جالب این‌که وقتی او درگذشت کسی جز همسر و چند دوست نزدیکش از وجود این رمان خبری نداشت. هنگامی که این رمان ربع قرن بعد از مرگ نویسنده‌اش اجازه انتشار یافت در تیراژ سیصدهزارنسخه به چاپ رسید که یک شبه تمام شد و هر نسخه آن نزدیک به صد برابر قیمت خرید و فروش می‌شد.


خرید کتاب مرشد و مارگریتا
جستجوی کتاب مرشد و مارگریتا در گودریدز

معرفی کتاب مرشد و مارگریتا از نگاه کاربران
@ به طور كامل پرسش را مطرح كنيد: اگر خيلي از شرارت ها چيزي در كار نيست، چه چيزي به نظر مي رسد، اگر سايه از آن ناپديد شود؟ اين سال من كتاب هايي را مي خوانم كه با سركوب مردم شوروي مقابله كنند تحت رژیم استالین و فراتر از آن. بلغاکوف با توجه به فضای خصومت نسبت به هنر، احساس کرد که دیگر نمی تواند کار خود را منتشر کند یا تولید کند. دست نویس برای استاد و مارگاریتا در سال 1928-1940، سالی که نویسنده در سن 49 سالگی فوت کرد، در سال 1928 به صورت مخفی نوشته شده بود، اما تا نوامبر سال 1966 منتشر نشد (اولین قسمت در مجله ماهانه «مسکو» منتشر شد؛ بخش دوم، در ژانویه 1967) کتاب فوق العاده است - و نه داستان طنز آمیز، فوستی. شیطان (ولان) برای اولین بار در مسکو ظاهر می شود و می خواهد اندازه گیری شهروندانش را در حین اجرای نمایش هنرهای سیاه در یک تئاتر مشهور مسکو به دست بیاورد. دو نفر اول برای دیدار با والند، سردبیر Berlioz و شاعر ایوان بی خانمان، در پارک بحث در مورد شعر ضد مذهبی در مورد عیسی مسیح که Berlioz درخواست کرده است ایوان برای مجله خود را بنویسید، زمانی که وولند به طور ناگهانی ظاهر می شود و به گفت و گو خود می پیوندد و به آنها می گوید او در واقع Pontius Pilate را ملاقات کرد. برای اثبات اینکه او حقیقت را می گوید، او به آنها می گوید وقتی و چگونه آنها خواهند مرد. Berlioz تقریبا بلافاصله بعد از مرگ او را میبیند و در راه وحشتناکی پیش بینی شده است. ایوان کمی دردناک است و سعی دارد شیاطین و پیروانش را تعقیب کند و خود را در همان شب برای نشان دادن اسکیزوفرنی به کارۀ متخصص تبدیل کند. همچنین پیش بینی شده است. در آنجا او با استاد صحبت می کند که به او می گوید داستان درباره Pontius Pilate را نوشت. در فصلهایی که با داستان کارشناسی ارشد که در اورشلیم تنظیم شده است و مربوط به محکومیت و اعدام مسیح است، یاد میگیریم که پیلاته معتقد است که بدبختی وحشتناکترین گناهان است - چیزی که باید با مردم شوروی که از طریق ترور بزرگ آمده بودند و در دوران برژنف بیشتر سرکوب مشابهی داشتند. در کتاب دوم، ما ملاقات مارگاریا، اربابان را دوست دارم، و یاد بگیرند که چه قدر طول می کشد او را با او خواهد بود - شاید حتی قرارداد با شیطان؟ کتاب تیره و طنز آمیز است، وحشی و دیوانه، با چند فراموش نشدنی شخصیت هایی از جمله یک گربه غول پیکر و یک خون آشام یا دو نفر. تعلیق بی اعتمادی خود را متوقف کنید! Id واقعا مایل به خواندن آن دوباره و توجه به یادداشت هایی که این نسخه حاوی است. شايد بتواند معانی عميق تري را به وجود آورد که به نظر می رسد گاه به گاه خوانده می شود.

مشاهده لینک اصلی
خداوند همه جا است و همه چیز را برای کسانی که ایمان آورده اند می بیند. اما اگر این امر به شیطان نیز اعمال شود چه؟ چه می شود اگر (ممکن است لازم باشد که برای این یکی بنشینید) شیاطین عجیب نیست، بلکه مردم مجازات عذاب آور را مجازات می کنند؟ و بدترین راه ممکن به دکستر، سبک روسی روسیه 1930 خوش آمدید. من دروغ نمیگم من نمی دانستم که در نیمه اول این کتاب چه اتفاقی می افتد. به همان اندازه که من می توانستم بفهمم، بعضی از بچه ها و یک گربه در اطراف مسکو رفتند و باعث ضرب وشتم، سرگیجه، پذیرش در بیمارستان های روانی و چیزهای بی معنی شدند. در دوازده فصل تصادفی در مورد بیت المقدس پرتاب کنید و من سرم را خراشیده کردم. من اشتباه نکنم آن آسان به اندازه کافی خوانده شد. من فقط از دست دادم و سپس همه چیز بلافاصله شروع به کلیک در نقطه نیمه راه. من نمی توانستم آن را به اندازه کافی پایان دهم. بدون اینکه آن را برای کسانی که قصد خواندن آن را دارند، از بین ببرند، من به طور مداوم در این کتاب به عقب و جلو رفتم و برای 2 روز گذشتهAhhhhh !!! @ چیزهایی که در نیمه اول هیچ معنایی نداشتند. من در نیمه اول: با آن پرنده چیست؟ چرا این شخص هدف چه چیزی را به نظر می رسد که افراد تصادفی باشد؟ چرا من همچنین توضیح دیگری از مرگ عیسی را می خوانم؟ این عنوان حتی به این معنی است که هیچ استاد و مارگاریت وجود ندارد؟ من در نیمه دوم: OMG. Yaaaasssssss می بینم. پرنده. آنها تصادفی نیستند. می بینم. من می دونم چه اتفاقی افتاده با پیلاته. می بینم. می بینم. من حتی به اشتباهات آشکار در کتاب توجه نمی کنم؛ زیرا Bulkagov قبل از اینکه بتواند تغییرات خود را ویرایش کند، فوت کرد. (او یک شراب رنگی بنفش را به عنوان قرمز توضیح داد، کسی از پنجره خارج شد و بعد از آن پله ها راه افتاد، رشته ها نوشته شده و بدون هیچ توضیحی رها شدند.) من می توانم همه چیز را نادیده بگیرم و فراموش کنم. آنچه که من فکر نمی کنم قادر به فراموش کردن این است که چگونه درخشان داستان این داستان در چند فصل گذشته جمع شده است. من هنوز در مورد آن فکر می کنم. شاید دوباره آن را بخوانم اگر شما یکی از آن افرادی هستید که قبل از نیمه راه از آن رها شده اید، دوباره امتحان کنید. به من اعتماد کن.

مشاهده لینک اصلی
یک بار در مسکو من یک بیلن را به جزایر Patriachs کردم، اما متأسفانه این چیزی بود که من پس از خواندنMaster و Margarita @ (spoiler مشاهده کرد) چیزی نبود که تصور می کردم [همچنین به نظر می رسید کمبود خطوط تراموا در موقعیت صحیح بی نظیر بود (پنهان کردن اسپویلر)]. بر روی سطح این کتاب یک داستان نسبتا قابل درک از شیطان است که در دهه 1930 وارد شده است. مسکو با یک کتاب در کتابی درباره کریسفیسون، که ظاهرا توسط یکی از کاراکترهای رمان نوشته شده است، درهم تنیده شده است. و من اطمینان دارم که خوانندگان به این کتاب آمده اند و از آن لذت برده اند و آن را بعضی از نوع سفتی شوروی تفکر کرده اند. با این حال، در زیر این سطح ساده دنیای پیچیدگی، بولگاکف الهیات خود را به طور جدی به عنوان برادرزاده اسقف اعظم مورد توجه قرار داده است. [هرچند که این بار است که هیچ کس شک ندارد که هر کس که یک اسقف را برای یک عمو داشته باشد می تواند بدون آن عمل کند (پنهان کردن اسپویلر)]. این کار عمیقا مسیحی است که متکی به دیدن قلمرو زمین به عنوان یک معکوس از قلمرو آسمانی است. بازدید شیطان در اینجا یک پیشگویی از آخرالزمان است. داستان در یک داستان مجموعه ای از موازی ها را برای روشن شدن داستان برای خواننده ایجاد می کند. به طور جدی و شاید ناخوشایند با توجه به زمان که در آن نوشته شده است، دولت آزار و اذیت نشان داده شده است که یک بازیگر لازم در درام ترسناک است. جدی بودن آن از طریق سرگرم کننده آنارشیستی است؛ به عنوان نظم شوروی مسکو، توسط شیطان، جبهه های او و جادوگران برهنه که در مورد جارو برقی پرواز می کند، به زانو درآمده است، هرچند شاید این کار برای کارناوالی است که در بعضی از داستایوفسکی ها می بینید رمانها، و شاید با داستان دوگانه، بختینها انگیزههای مورد علاقه هاتوگلوزیا را دریافت می کنند. مطمئنا به یاد داشته باشید که این مطلب را به عنوان آزادی - جهان به سمت بالا - به جای نوعی ادبی که باتلر تجسمی را تجربه می کند، خواند. این نیز بسیار متفاوت از آثار دیگر بولگاکوف، گارد سفید (مورد علاقه استالین) و یا قلب سگ و غیره شامل بسیاری از برهنگی زنان در مکان است.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب بسیار سرگرم کننده بود. واقعا این مدت طولانی است که من توانستم این را بیان کنم. و مسلما روسی خواهد بود. این ترکیبی از پوچی خنده دار و شرایط سخت، با هر فرهنگ دیگری از ادبیات بی نظیر است. و چه شخصیتی بهتر از شیطان است؟ شگفت انگیز سرگرم کننده خوب، بدون زنگ در نظر گرفته شده است. بله، افرادی که جان باختند و تعداد بیشتری از آنها جان سالم به در برده بودند، اما به دلیل فعالیت های غیر ضروری رنج می بردند. بسیاری از پیامدهای روانی وجود دارد. اما پایان دادن به دلخواه بود و سربرگ ها زیبایی ترین چیزهای تصادفی بود و ولان، آرکه تایپ از شاهزاده تیره بسیار پر جنب و جوش و در عین حال بسیار جذاب بود. به ذکر این واقعیت نیست که مارگارتا فوق العاده بود. من آن را دوست دارم زمانی که مردم به خوبی می دانند که آنها با شیطان مقابله می کنند، اما آن را به خوبی انجام می دهند که در بالا می آیند. به سادگی شگفت انگیز است اگر یک انطباق فیلم داشته باشم، باید آن را تماشا کنم، برای گربه ها اگر هیچ چیز دیگری نباشد. من همچنین دوباره یادآوری داستان پیلاتس را دوست داشتم؛ خیلی منطقی بود و بنابراین بسیار لذت بخش تر از همتای کتاب مقدس بود، اما من فکر می کنم این یک داده است. با این حال، خوب بود. همانطور که تمام کتاب بود. قطعا سرگرم کننده و بسیار نشان دهنده جنون فساد است. این به آن کمک کرد که به صراحت نشان داد که تعداد زیادی از آنها در معرض موفقیت یک انتخاب قرار گرفته اند. یک درس دلخواه به شیوه بسیار سرگرم کننده ارائه شده است. بسیار خوب.

مشاهده لینک اصلی
من درک می کنم این کتاب کلاسی است. من حدس می زنم که هر کتاب سربسته، تیره، بی انتها می تواند یک کلاسیک باشد، و این یک نمونه عالی از آن است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرشد و مارگریتا


 کتاب مدرسه ... است (چه وضعیه بابا)
 کتاب وقتی مجبوری سرت را به دیوار بکوبی
 کتاب باری دیگر برایدزهد
 کتاب سلام بر غم
 کتاب راپسودی فرانسوی
 کتاب پین بال، 1973