کتاب شوخی

اثر میلان کوندرا از انتشارات روشنگران و مطالعات زنان - مترجم: فروغ پوریاوری-ادبیات داستانی

جوک یک رمان از میلان کوندرا است که در مورد یک مرد به نام لودویک Jahn و زندگی او تا سن 37 سالگی است. این رمان رویدادهای زندگی او را از منظرهای مختلف تقریبا از زمان نوجوانی تا زمانی که او 37 سال دارد، پوشش می دهد. اما یک الگوی خطی را دنبال نمی کند. در عوض، رمان تمرکز می کند که چگونه اعمال جانسون دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد و بر کسانی که در تماس با او هستند را تحت تاثیر قرار می دهد. اغلب اوقات، این رمان درخشان از عشق و انتقام خنثی شده به دلیل پیامدهای سیاسی آن خوانده شده است. اکنون، یک چهارم قرن پس از جوک، برای اولین بار منتشر شد و چندین سال پس از فروپاشی رژیم جمهوری چک تحمیل شده توسط شوروی، این امر ساده تر می شود تا مفاهیم را به جای ارزش گذاری کتاب (و همه کارهای کاندرا) به عنوان آنچه که واقعا این است: ادبیات عالی و تحریک کننده ای که نور جدیدی را بر روی تم های ابدی وجود انسان می گذارد.


خرید کتاب شوخی
جستجوی کتاب شوخی در گودریدز

معرفی کتاب شوخی از نگاه کاربران
شوخی اولین رمان میلان کاندراس بود. او شروع به نوشتن آن در سال 1962، آن را در سال 1965 تکمیل کرد، اولین بار در سال 1967 به عنوان Žert منتشر شد و برای اولین بار به زبان انگلیسی در سال 1969 ترجمه شد. کاندرا مانند ترجمه انگلیسی به عنوان مترجمان به طور کامل ساختار کتاب را تغییر داد. عجیب آن است که این کتاب در چکسلواکی کمونیستی بدون سانسور منتشر شد، اما زمانی که در غرب منتشر شد، کاملا تغییر و دوباره مرتب شده بود، در کاندرا از بین رفته بود. ترجمهی که من میخوانم توسط مایکل هنری هیم است و توسط کاندرا تایید شد و در سال 1982 منتشر شد. با نگاهی به نوشتار نویسندگان در ترجمه جدیدتر، به نظر میرسد که کاندرا نظر دوم درباره جنبههای این ترجمه داشته و شخصا آن را تغییر داده و آن را دوباره منتشر کرده است 1992. برای من این کتاب دوباره خواندن و دوباره خواندن چیزی است که من انجام داده و لذت بردن از به تازگی و که من قصد دارم برای ادامه انجام است. اگر چه Ive خواندن و خواندن بیشتر کتاب های Kunderas، حداقل به Immortality، جوک بود که من به معنای آن را دوباره خواند، اما هرگز کاملا به آن دور. بخاطر اینکه من از اولین خواندنش خیلی خوشم نمیاد من آن را به یاد می آورم کمی نرم، اما بعد از خواندن کتاب های بعدی او. با این حال، Ive واقعا لذت بردن از آن دوباره خواندن آن و (نسبتا) نظر پایین تر از آن بود کمی عادلانه است. من فکر می کنم اکنون می توانم بگویم که آن را با کارهای دیگرش کنار می آید - هیچ مشکلی وجود ندارد. آنچه که من را در حال خواندن آن بود، اکنون این بود که این بررسی را در ماه نوامبر شرق و جنوب شرقی استرالیا شامل شود. تصمیم گرفتم این کتاب را بخوانم، من تعجب کردم که آیا کاندرا به جای اروپای مرکزی از جمله چکسلواکی در اروپای شرقی متضرر می شود یا اینکه آیا امروزه چک و اسلواکی نیز مخالفت می کنند. شاید این مسئله ای نیست، اما شبیه آن چیزی است که کاندرا در مقدمه ی نسخه ی من ساخته بود؛ غرب به سرعت به چکسلواکی و دیگر کشورهای بلوک شوروی به عنوان بخشی از ایالات متحده آمریکا اشاره کرد در حالیکه ساکنان این کشورها خود را متعلق به یک کشور متمایز می دانستند. این کتاب به هفت قسمت تقسیم می شود و شش قسمت اول با تمرکز بر یکی از شخصیت هایی که رویدادها را از طریق چشم خود می بینیم، تمرکز می کنند. لودویک Jahn شخصیت اصلی است و او سه بخش دارد، در حالی که یاروسلاو، هلنا و کوستکا هر کدام را بخشی می دانند. آخرین بخش ترکیبی از دیدگاه ها است به عنوان تمام شخصیت ها با هم جمع شده اند. در حال حاضر، من همیشه این رویکرد را به یک رمان دوست دارم، زیرا دیدگاه های چندگانه آن را سه بعدی تر و واقع گرایانه تر از یک روایت شخص ثالث یا یکی از روایت اول شخص اول می کند و در اینجا با نوع داستان کار می کند کاندرا میگوید کتاب با لودویک باز میگردد به زادگاهش. او چندین سال است که پشت سرش است و با یک آشنایی قدیمی با نام Kostka آشنا می شود و در صورتی که او می رسد، از مسکن خود برای دیدار با عاشق خود استفاده می کند. روایت به هلنا می رود، که برای سفر او به ملاقات لوودویک آماده می شود، سپس در سال 1948 به لودویک بازگشت. در حال حاضر او عضو جوان خوش بینانه حزب کمونیست بود، گرچه کمی شوخ طبع و بدتر از همه، اغلب متهم به داشتن فردگرایانه است. لودویک یک دوست دختر بسیار جدی به نام Marketa دارد که اغلب از آن لذت می برد چون هرگز هیچ جوابی نمی گیرد. همانطور که ارتباط آنها Marketa تشکیل شده است باید برای یک جلسه آموزشی کوتاه، بنابراین آنها باید به ارسال نامه های دیگر تکیه می کنند. Marketa از جلسه تمرینی لذت می برد و نامه های او پر از شور و شوق و خوش بینی خود از نظم سوسیالیست است. اگرچه لودویک با او موافق است، او حسادت به شادی او را از او دور میکند: بنابراین یک کارت پستال خریدم و (برای آسیب، شوک و اشتباه او) نوشت: خوش بینی تریاک مردم است! فضای سالم از حماقت رنج می برد! تروتسکی زنده بماند! لودویک. مکاتباتش خیلی زود خسته می شود و زمانی که او به پراگ می رسد، تمایلی به تمدید رابطه اش ندارد. او مدتها قبل لودویک پیش از کمیته دانشگاه حزبی نامیده می شد که در رابطه با رابطه او با Marketa و کارت پستالی که او فرستاده بود با او روبرو شد. اگرچه این فقط به معنای شوخی بود، تحت نظر کمیته، کلمات بر روی کارت پستال مانند احساسات ضد کمونیستی ظاهر می شوند و قابل تحمل نیستند. لودویک از دانشگاه و حزب بیرون می آید و به زودی خود را بی رحم می کند. حتی دوستش Zemanek امتناع می کند تا به او کمک کند تا او به زادگاهش بازگردد. او اکنون گزینه های کمی دارد و به همین دلیل او به یک تیپ کار تبدیل می شود و سال ها کار خود را در یک معدن انجام می دهد. لودویک آن را سخت به تنظیم وضعیت جدید خویش بازگرداند، اما به آرامی به شیوه زندگی نظامی تبدیل می شود. تنها نقطه مثبت این است که آنها به اندازه کافی به خوبی پرداخت می شوند و هنگامی که ترک می کنند می توانند موهایشان را کمی کم کنند. لودویک سپس به لوسی می آید: او در جهت من بود، در جهت حیاط. چرا من به سادگی از او گذشته ام؟ آیا این به این دلیل بود که من صرفا به طور ناگهانی رفت و یا به دلیل غیر معمول روشنایی در اواخر بعد از ظهر در حیاط من برگزار شد؟ یا این چیزی بود که او به نظر می رسید؟ اما ظاهرش کاملا بود ...

مشاهده لینک اصلی
این کتاب را در اوقات فراغت من در کوتاه مدت که در یک کتابفروشی کار می کند مطالعه می کنم و بلافاصله آن را جرأت می گویم که دائما خود را در فهرست کتاب های محبوبم قرار دهم. چرا این رتبه بندی کتاب زیر چهار ستاره است؟ یک داستان هیجان انگیز و تحریک آمیز از انهدام انسان توسط یک دولت مستبد است. سال 1984 و جهانی شجاع جدید؛ کاندرا همه آنها را دید و بالا رفت.

مشاهده لینک اصلی
یکی دیگر از Kundera عالی و تجزیه و تحلیل عالی François ریکارد در پایان رمان!

مشاهده لینک اصلی
درThe Joke @ ما Kundera vintage داریم - به طرز عاطفی و فکری چالشبرانگیز، با نمادگرایی مبهم و عرفانی، پر از عجایب، تراژدی، کمدی و نقاشی از کیتچ، که هرگز در کیتچ سقوط نمی کند، رسیده است. خودش @Joke @ داستان داستان های چند شخصیت را در نقاط مختلف در یک دوره پانزده سال بیشتر یا کمتر می نویسد، اما عمدتا داستان لودویک جون، افتخار است کمونیست چک که تلاش های او در هر دو احساسات و بدبینی هر دو شکست خوردن، عمدتا به دلیل عدم توانایی او در دیدن دیگران در خارج از استفاده از آنها برای آنها. در حالی که لودویگ خود را برای این نقص محکوم می کند، به عنوان یک عیب بزرگ بشری به شمار می رود؛ حتی کسانی که بیشتر مردم را در اطراف خود می بینند و کمتر خودخواه هستند، در نهایت متوجه می شوند که آنها نه خود و نه عناصری از عواطف خود را نمی دانند؛ خواسته های آنها برای خوشبختی با امیدهای مبهم که از هم پاشیده شده و در نهایت توسط واقعیت های مردم اطراف آنها کنار گذاشته شده است، تأکید می کنند. شخصیت هایی که شاهکار Kunderas را خوانده اند @ Lightness Being @ غیر قابل تحمل @ به احتمال زیاد @ The Joke @ بیشتر در دسترس خواهد بود خواندن. گفته می شود کسانی که با کاندرا آشنا نیستند، به احتمال زیاد توسط سبک بسیار غیر خطی خود پرتاب خواهند شد. کاندرا از روایت اول شخص در سراسر داستان استفاده می کند، اغلب راویان را تغییر می دهد و بدون شناسایی دقیق از قبل به عنوان کسی صحبت می کند. در حالی که این روایتها به لحاظ زمانبندی به طور کلی به روشنی عمل می کنند، تأکید سنگین بر یادآوری و شیوع تجسم خاطرات، باعث می شود که کتاب بسیار غیر خطی باشد. این احتمالا بسیاری از خوانندگان را ذوب می کند؛ من فقط می توانم بگویم که استقامت شما پاداش خواهد شد اگر شما از دو زوج اول از منظر / زمان تغییرات سختی را به سختی انجام دهید. در مورد گفتمان خالص، ما درThe Joke @، Kundera بسیار شجاعانه بازی می کنیم؛ متن رمان با شعر عادی است و حتی در یک بخش شامل نمادی از موسیقی است. با این وجود، صرفنظر از این نمونه های واضح، روایت واقعی خود دارای عطر و طعم بسیار منصفانه است. لودویگ به طور کلاسیک شرقی اروپایی است که در داستان وجود دارد؛ همه چیز از واژگان پیشرفته اش به دلبستگی او برای پیشرفت از بی نظمی به یک خنده دار عاطفی در قطره یک کلاه، اروپایی کلاسیک است، با سایه های ناباکوف و داستایوفسکی، استادان روسی. مخالف افراطی او، هلنا، اظهارات طولانی با کاما نوشته شده است، که نشان دهنده یک ذهنیت پر جنب و جوش است که هرگز به پایان نرسیده است. هر شخصیت یک صدای نسبتا منحصر به فرد دارد و واقعا تنها زمانی اتفاق می افتد که یک راوی جدید اتفاق می افتد که سردرگمی رخ می دهد. رمان، خواننده ها را هر دو عاطفی و فکری می کند. فصلی ثابت که وجود لودویگ تنها به نظر می رسد بدتر می شود. او غیر قابل تحمل مسئولیت این را در چندین مورد دارد، و هرچه بدتر این است که همیشه در برخی از این سطح آگاه هستیم. لودویگ یک شخصیت بسیار متمرکز است و متاسفانه به خودی خود، زندگی او با جزئیاتی که او از دست داده، و نه آنهایی که او مشاهده کرده و به دقت تلاش می کند تا به میل خود تغییر کند، تعریف شده است. خواننده مجبور است تصمیم بگیرد که بزرگترین تراژدی لوودویگ است؛ بیش از این که من در اینجا به اشتراک بگذارم، وجود دارد، اما کافی است بگویم که در پایان رمان دشوار است که حسابداری کامل خود را برای بدبختی خود دشوار کند. آن را ذکر می کنیم که @ Joke @ به احتمال زیاد باعث ناراحتی افرادی خواهد شد که توسط خواندن درباره سوءاستفاده به زنان. درواقع، کاندرا ما را با یک شخصیت قوی قوی زن معرفی نمی کند و در عین حال، لویدویگ تصور می کند که برخورد خود با زنان (یا فقط لوسی به عنوان اشیاء) به بدبختی او منجر شده است (و به همین دلیل در نور منفی ارائه می شود) کمی پس از آن وجود دارد که مستقیما مسئله را حل می کند. گفتم، من هنوز هم به شدت توصیهThe Joke @ به هر کسی که مایل به قرار دادن زمان و تلاش در آن است. قطعا این یک شات را در صورت امکان انجام دهید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شوخی


 کتاب جاده ی سه روزه
 کتاب جایی که عاشق بودیم
 کتاب آنی شرلی
 کتاب مردی با نقاب آهنین
 کتاب به سوی فانوس دریایی
 کتاب میدل مارچ