کتاب شوالیه ناموجود

اثر ایتالو کالوینو از انتشارات نشر چشمه - مترجم: پرویز شهدی-ادبیات داستانی

در پای حصار سرخ‌فام پاریس، ارتش فرانسه استقرار یافته بود. قرار بود شارلمانی از اصیل‌زادگان دلاور سان ببیند. آن‌ها درست از سه ساعت پیش در هوای دم‌كرده و كمی ابری بعدازظهر یک روز آغاز تابستان انتظار آمدن او را داشتند. افراد در زره‌های رزمی‌شان، انگار توی دیگی كه روی آتش ملایمی گذاشته شده باشد، در حال پختن بودند.


خرید کتاب شوالیه ناموجود
جستجوی کتاب شوالیه ناموجود در گودریدز

معرفی کتاب شوالیه ناموجود از نگاه کاربران
Il cavaliere inesistente = The Nonexistent Knight, Italo Calvino
The Nonexistent Knight (Italian: Il cavaliere inesistente) is an allegorical fantasy novel by Italian writer Italo Calvino, first published in Italian in 1959 and in English translation in 1962. The tale explores questions of identity, integration with society, and virtue through the adventures of Agilulf, a medieval knight who exemplifies chivalry, piety, and faithfulness but exists only as an empty suit of armour.
تاریخ نخستین خوانش: روز هشتم ماه می سال 2002 میلادی
عنوان: شوالیه ی ناموجود؛ نویسنده: ایتالو کالوینو؛ مترجم: پرویز شهدی؛ تهران، چشمه، 1381؛ در 175 ص؛ شابک: 9643620514؛ چاپ سوم 1385؛ چاپ پنجم 1388؛ شابک: 9789643620516؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایتالیایی - سده 20 م
ماجرای جنگهای صلیبی ست. آژیلوف شوالیه ای ست که در سپاه شارلمانی فرانسه حضور دارد. او شوالیه ای منظم با زرهی سفید است که در حقیقت جسم و وجود انسانی ندارد. یک اراده و صدای انسانی درون زرهی فلزی، و با این حال دقیقتر و پرکارتر از سایر شوالیه ها ست. به عبارتی شوالیه ای که وجود ندارد اما حضور دارد ...؛ کتاب را دو سه بار خوانده ام، داستانهای کالوینو همیشه نازنین و خواندنی ست، همیشه بکر، به فکر دنبال کردن سرراست نباشید، کالوینو نوآور است. رولان بارت، نویسنده سده بیست میلادی و فرانسوی (نوشته هایش را پیام یزدانجو و احمد اخوت ترجمه کرده اند) کالوینو و بورخس را دو خط موازی میشمارد؛ و نیز کالوینو را نویسنده ای پست مدرن میداند، چنان روشن همه چیز را به طنز میگیرد، و جهانی خلق میکند سراسر از رمز و راز؛ تا بماند از ایشان یادگار در همین روزگار...؛ ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
دوست داشتم از این که شوالیۀ ناموجود فقط یک زره توخالیه، بیشتر استفاده بشه توی داستان. بیشتر استفاده های مفهومی و تمثیلی ازش می‌شد، تا استفاده های داستانی. چخوف گفته بود وقتی توی داستان میگید تفنگی به دیوار آویزون بود، باید تا آخر داستان گلوله‌ای ازش شلیک بشه. شاید یکی از معانی ضمنی این حرف اون باشه که کافی نیست که راجع به جنبه‌های نمادین تفنگ صحبت کنید. باید استفاده‌ی ملموس و فیزیکی ازش بکنید.

تنها جایی که به نظر رسید از زره توخالی بودن شوالیه استفاده شد جایی بود که شوالیه برای نجات دختر پادشاه اسکاتلند با حقه ای به داخل قصر سلطان مراکش راه پیدا کرد: خودش رو به عنوان یک دست زره خالی جا زد، تا خادم ها ببرنش داخل قصر و بذارنش گوشه یکی از تالارها. بعد حرکت کرد و شاهزاده رو نجات داد. منتظر بودم از این خصوصیت (که فقط یک زره توخالی بود) باز هم توی این صحنه استفاده کنه، و شوالیه شاهزادۀ اسکاتلند رو داخل خودش جا بده و این طوری فراریش بده. ولی خب این اتفاق نیفتاد.

بخش دیگه ای از داستان که برام لذتبخش بود، عشق شوالیۀ زن، به شوالیۀ ناموجود بود: به مردی در نهایت کمال، که وجود خارجی نداشت، عشقی یک طرفه، چون شوالیه وجود نداشت که بخواد عاشق کسی باشه. این مضمون من رو خیلی یاد عروسک پشت پرده صادق هدایت انداخت. (view spoiler)[ اواخر داستان جوانی که عاشق زن شده بود، زره شوالیۀ ناموجود رو پوشید، و به جای شوالیه با زن معاشقه کرد. زن در طول معاشقه چشم هاش رو بسته بود تا نامرئی بودن شوالیه رو نبینه. و پس از معاشقه وقتی چشم هاش رو باز کرد و جوان عاشق رو به جای شوالیۀ ناموجود مقابل خودش دید، با خشم و ناکامی از دست یافتن به شوالیۀ ناموجود، به جوان ضربه ای محکم زد، و جوان قبل از این که بیهوش بشه، گفت: ولی بگو ببینم، واقعاً لذتبخش نبود؟ (hide spoiler)]

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شوالیه ناموجود


 کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین
 کتاب اسرار دخمه جنی
 کتاب نورثنگر ابی
 کتاب عامه پسند
 کتاب صدای افتادن اشیا
 کتاب پدی کلارک