کتاب شمشیر شیشه ای

اثر ویکتوریا اویارد از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: محمد صالح نورانی زاده-ادبیات داستانی

‫اگر تنها یک حقیقت وجود داشته باشد که مر بارو آن را بداند، این است که‬
‫او با بقیه فرق دارد.‬
‫خون مر بارو به رنگ سرخ است ــ مثل دیگر مردم سرخ و معمولی، اما‬
‫توانایی نقره ای مانندش که کنترل آذرخش است، او را تبدیل به سلاحی کرده‬
‫که شورای سلطنتی سعی در کنترلش دارد.‬
‫حکومت او را یک ناممکن، و شخصیتی دروغین خطاب می‌کند، اما با گذر‬
‫زمان، و هنگامی که مر از دست میون کالور، شاهزاده ــ و دوستی ــ که به او‬
‫خیانت کرد فرار می‌کند، متوجه حقیقتی هیجان‌انگیز می‌شود. این‌که او تنها فرد‬
‫نژادش نیست.‬
‫مر هم‌چنان که از دست میون، که حال پادشاهی خشن شده، فرار می‌کند،‬
‫به دنبال دیگر سرخ‌ها و نقره‌ای‌هایی می‌گردد که در این نبرد کمکش کنند.‬
‫اما به زودی مر خود را در مسیری خطرناک می‌بیند، و این احتمال وجود‬
‫دارد که خودش هم به همان هیولاهایی تبدیل بشود که همیشه از آن‌ها متنفر‬
‫بوده است.‬
‫آیا او زیر بار سنگین زندگی‌هایی که باید برای این شورش از بین بروند‬
‫خرد خواهد شد؟ یا این‌که خیانت‌ها و توطئه‌ها او را آبدیده کرده‌اند؟‬
‫در جلد دوم مجموعه‌ی ملکه‌ی سرخ نبرد میان نیروهای شورشی و دنیای قسمت شده با ‬
‫خون بالا می‌گیرد، و شرایط موجود، مر را در برابر تاریکی‌ای که پیوسته در‬
‫روحش رشد می‌کند قرار می‌دهد.‬


خرید کتاب شمشیر شیشه ای
جستجوی کتاب شمشیر شیشه ای در گودریدز

معرفی کتاب شمشیر شیشه ای از نگاه کاربران
â € œIf من شمشیر، من شمشیر ساخته شده از شیشه، و من احساس می کنم خودم شروع تقلا.â € 3.5 ستاره گرد من فکر می کنم این سری از لذت جنجال من است. این خوب نیست اما سرگرم کننده است. بسیاری از مفاهیم از دیگر کتابهای فانتزی و دودویی قابل تشخیص هستند و Mare یکی از مؤثر ترین MC ها است. او به طور مداوم به ما یادآوری می کند که همه رنج می برند - همانطور که من تا به حال کتابی در مورد چیزی که او رنج می بردم خواندنش را نداشتم! او خودخواه و نجیب است و فقط به طور کلی تحریک کننده است. او به نظر یکی از دیگران نگاه می کند، به او می گوید \"به خاطر بچه\"، چون او 15 سال دارد، وقتی که سلام! او نیز یک کودک است! یک دختر 17 ساله یک قطعه از یک IMO 15 ساله نیست. به علاوه این فقط یک مثلث عشق نیست، در حقیقت یک مربع عشق وجود دارد! خوب غم و اندوه! با وجود این! تقریبا هر شخصیت دیگری را دوست داشتم! من کال، Kilorn، Shade و Farley را دوست دارم، به عنوان آنها به ماموریت برای پیدا کردن دیگر â € ~ جدید خون با قرعه کشی قدرت نقره ای. â € œFire و رعد و برق Maven مطرح شده، و آتش و رعد و برق او را پایین آورد. ما به یک دشمن بزرگ برای نفرت دادن - هر دو Maven و Elara خون من جوش. من از صحنه های اکشن لذت بردم، آنها هیجان انگیز و ناخن گزش، با پایان پایه جدی سخت است! به طور کلی من به احتمال زیاد انتخاب کنید پادشاهان کیج، بنابراین من می توانید ببینید که چه اتفاقی می افتد برای دختر رعد و برق!

مشاهده لینک اصلی
1.5 @ MY روز به یکدیگر متصل شده است. @ نوعی مانند کلمات در این کتاب. 'Aveyards نوشتن و من به سادگی اتصال نیست. ما با همدیگر تماس نداشته و نه تقصیر من است و نه آن. سبک او چطور است؟ به شدت متوسط ​​است آن را مانند شما نمی توانید دقیقا مشخص کنید که دلیل آن چرا کار نمی کند، چرا شما به نظر نمی رسد به دنبال اتفاق می افتد، چرا آن را بسیار آسان به فضای خارج و سپس به حواس خود را به عقب بر گردیم برای پیدا کردن شما بیش از یک صفحه در نظر گرفتن هیچ چیز . شما نمیتوانید دلیلی را مشخص کنید؛ اما ظاهرا آنها باید آنجا باشند، زیرا همه این اتفاقات رخ می دهد. به طور مداوم. به طور مرتب من تا آخر وقت کتابی را خسته نکنم. من فکر نکردم روزی که من در مورد این موضوع شکایت کنم، معمولا من می توانم با پاراگراف های طولانی توصیفی و صحنه های عمل به خوبی کار کنم، اما این بار در اطراف من به شدت آرزو داشتم که نویسنده از گفت و گو بیشتر برای گفتن آنچه که در جریان بود، استفاده کرده است. بعضی از اصطلاحات فقط طولانی و دشوار است. »بنابراین من خسته شدم. خسته به اشک. از ذهن من بی حوصله خسته به مرگ، و حتی این شروع به توصیف آن نیست. می توان گفت که هیچ اتفاقی نمی افتد، اما به نظر من، اساسا احساس می شود. حوادث بسیار بی معنی و بی معنی و تکراری هستند. در بالای آن من نمی توانستم کمتر از چیزی که اتفاق می افتاد مراقبت کنم. (بعضی اوقات من فکر می کنم که سلیله بوث یکی از چیزهایی است که من را زنده نگه می دارد). ماری هنوز احمقانه است. فکر می کنم نقطه تکمیل نوشتن یک دنباله دار است که شخصیت شما را توسعه دهد، و در عوض نه، این کتاب اساسا یک سرود برای او است که به طور چشمگیری خود محور و نگرش آزار دهنده و خودخواهانه خود است. من هنوز تعجب می کنم که او را از تغییر نام خود @ شهید ملکه @ نگه داشته است. این امر با دیدگاه ذهنی او مطابقت دارد. â € ¢ من هر گونه ارتباط با شخصیت های دیگر را نیز احساس نمی کند. آنها تا آنجا که به من علاقه مند هستند، همه چیز را تخت کردند. آنها همه چیز را از دست می دهند و در عین حال احساسات خود را در شرایطی احساس نمی کنند. من می گویم که من در اندازه ای که من احساس می کردم آنها را مورد توجه قرار دادم، و این نیل است. آنها به هیچ وجه احساس واقعی مردم نداشتند؛ بیشتر شبیه بازیگران غیر متخصص کم درآمد هستند. آیا من خواندن پادشاه قفس را می خوانم؟ من احتمالا اگر آن آخرین، اما من مطمئن نیستم که من می توانم از طریق دو کتاب دیگر از کلیساها بروید. من حدس می زنم که ما خواهیم دید. مسلما این است که شمشیر شیشه ای ناامیدی عظیم و فاجعه بار بود و ممکن است سال دیگر برای سالیان سال من برای جمع آوری قدرت برای خودم در چنین محاکمه ای قرار بگیرم. شاهد خواهیم بود.

مشاهده لینک اصلی
بیایید ببینیم، بگذار ببینیم، من حتی نمی دانم کجا شروع کنم. اولا من می خواهم بگویم نه، چهار ستاره به طور کامل سزاوار نیستند. اگر ما 150 صفحه آخر کتاب را نادیده بگیریم، می توان آن را حتی پنج، اما من واقعا همه سه را در نظر داشتم. و صدمه می زند من cuento.En شمشیر کریستال که ما یک داستان است که منطق ادامه ملکه سرخ، با تکامل شخصیت درست و توطئه نسبتا مورد آنچه که ما در قسط برای اولین بار شاهد سازگار پیدا و من این را انکار نمی کنم و از نویسنده برای آن استقبال می کنم. در حقیقت، هنوز برای تعجب وجود دارد، زیرا من بسیار شگفت زده شدم تا داستانی مانند این که در این رمان ارائه شده بود بسیار شگفت زده شد، گرچه انتظار داشتم چیزی شبیه باشد. اما او هوشمند، شما را نگه می دارد قلاب در، رمان و به طور مستمر شگفت زده lector.Disfrutà © muchÃsimo از نیمه اول از رمان ویژه که در آن دریای دنبال nuevasangres و ما کشف قدرت باور نکردنی از شخصیت های جدید که مدیریت برای بیدار کردن علاقه © ها از خواننده و همانطور که در هر جنگ، پس از رویکرد و آمادگی ارتش، زمان برای برنامه ریزی حمله و آشکار حمله است. این جایی است که رمان شناور است. کل ساختن این اقدام نهایی کاملا ... سنگین است. پس از خواندن بیش از نیمی از کتاب در دو روز و کمتر از 200 صفحه برای یک هفته، فکر می کنم کافی است. MuchÃsimo به سادگی متلاشی میشود سرعت، و اگر چه مهم است که به توسعه Mare و ما می دانیم که در آن به لحاظ روانی در آن زمان، من فکر می کنم آن را لازم برای متوقف کردن هر دو اقدامات غیر ضروری و کرتهای فرعی نیست sobrantes.Sin اما برای بقیه چیز (عمل از طریق کل رمان، شخصیت ها ...) حقیقت این است که من خوشحالم. مری بارو به اندازه من در اولین تحویل شگفت زده نشده است، به همین دلیل است که من نظر می دهم: این پیشرفت منطقی است. به این معنا است که من به عنوان یک شخصیت شگفت زده نیستم، زیرا قبلا این تصمیمات را انتظار داشتم؛ چیزی که من را شگفت زده می کند این است که نویسنده تصمیم گرفت تا او را به عنوان یک شخصیت ثابت نگه دارد. Olà ©. با توجه به شخصیت های ثانویه، من بسیار خوشحال هستم زیرا روابط میان آنها و برای ماری بسیار تعریف شده است و هر کس با همه عبارات و روابط قوی ارتباط برقرار می کند. من واقعا دوست داشتم دینامیک گروهی که در حال توسعه هستند، حقیقت است. توطئه های عاشقانه به پس زمینه رسیده و خوشحال هستم، زیرا این لحظه نیست! بله، آنها کمی داستان را می پوشند، اما هیچ چیزی در محیطی که این حماسه حرکت می کند، هیچ مشکلی ندارد. بنابراین یکی دیگر از تصمیم عاقلانه از سبک ویکتوریا Aveyard.El هیچ شکایت چند اشتباه انتخاب در هر دو آماده حمله به جای عناصر دیگر بسیار جالب تر ایستاده بود. همه چیز برداری نشده وجود دارد، و من از حملات توصیف و قدرت های ویژه فاقد کمی بیشتر، اما شما نمی توانید برای و جزئیات بسیاری از سوال، که ما را یک کتاب به اندازه ± و یا سارا J. Mass.Asà که این است به طور خلاصه، من چیزی را ناامید کرده ام که با حماقت است، زیرا آخرین 150 صفحه واقعا باعث شد من فوق العاده شلوغی داشته باشم. این به ارتفاع رمان اول نمی رسد اما چون اول خیلی شگفت انگیز بود. بله، من در امتحان سوم امید زیادی دارم و آنچه را ادامه می دهم، زیرا پایان من را کاملا از دست داده است.

مشاهده لینک اصلی
اولین کتاب را دوست داشتم، اما واقعا از آن زمان به بعد سخت بودم. پایان این بود که واقعا خوب بود، بنابراین من می خواهم به ادامه این سری و ببینید که چگونه آن را به پایان می رسد.

مشاهده لینک اصلی
خدای من این کتاب خیلی خوب بود، من حرفی برای توصیف این احساسات ندارم. شمش شیشه ای عالی بود، اما من این کتاب را دوست داشتم، اما این ادامه در پارس بود، برای برخی از جنبه هایی که من دوست نداشتم، شخصیت های این کتاب خیلی دوست داشتم، ما شخصیت های جدید، داستان های جدید، لحظات Ã © قله، و دیگران نه چندان زیاد، باید بگویم که Maven را یک کودک از مادر است، کال من خوشحال برای دیدن بیشتر از آن را در این کتاب و قطعا اگر من می خواهم به دانستن بیشتر در مورد او، سایه و فارلی عاشق آن شخصیت فوق العاده بودند کسی که مرا از جعبه من گرفت اگر دریای خود بود، خدای من نمی دانم چه به او در این کتاب اتفاق افتاد یک رفتار بنابراین تنش زا است که من دوست ندارم در همه حال، روایت از کتاب من عاشق ویکتوریا Aveyard می داند که چگونه یک فرد معتاد به کلمات خود را تبدیل به روایت دراماتیک خود، طرح کتاب مثل من، این شورش طیف در برابر نقره من دوست دارم زیادی، و نهایی GO GO، که اگر نه از آن آینده، من منتظر بودم، آخرین 100 صفحه بسیار شدید بود، اما قطعا این پایان من را ترک کرد و دهانم را باز کرد و متوجه شدم که در کتاب بعدی اتفاق خواهد افتاد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شمشیر شیشه ای


 کتاب شرق غرب
 کتاب شاید عروس دریایی
 کتاب پانزده زندگی اول هری آگوست
 کتاب تنهایی پرهیاهو
 کتاب سیلاب های بهاری
 کتاب گدا