کتاب سهره ی طلایی

اثر دانا تارت از انتشارات قطره - مترجم: مریم مفتاحی-ادبیات داستانی

تئو دکر سیزده ساله، فرزند مادری فداکار و پدری که خانواده را ترک کرده است، مادرش را در یک حادثه‌ی تروریستی از دست می‌دهد و خود به طرز معجزه‌آسایی نجات پیدا می‌کند. تئو با کشته شدن مادرش بی‌سر و سامان می‌شود و در نیویورک تنها می‌ماند. خانواده‌ی ثروتمندی از دوستان او را در خانه‌ی خود می‌پذیرد. تئو که به شدت دلتنگ مادرش است سال‌ها به چیزی که او را به یاد مادرش می‌اندازد می‌چسبد: یک تابلوی نقاشی کوچک و مسحور کننده که در نهایت پای او را به دنیای تبهکاری باز می‌کند... ؛


خرید کتاب سهره ی طلایی
جستجوی کتاب سهره ی طلایی در گودریدز

معرفی کتاب سهره ی طلایی از نگاه کاربران
Goldfinch شامل افراد است. این داستان قدیمی دیکنسیایی از یک قهرمان بسیار شبیه دیوید کاپرفیلد است که از قلبی است که نمی تواند اعتماد کند. این یک رکورد واقع گرایانه از فرارهای جنایی است. این یک داستان از عشق بی ادب است. این تصویر یک دستاورد قانع کننده از اضطراب، اعتیاد و پشیمانی است. این یک سفر جاده ای بزرگ، یک سگ کوچولو مشتاق و آخرین خط که رقبای Gatsby بزرگ است. این در زمان، سرنوشت و هدف هنر مدیتیشن نیست. اینها کامل نیستند، و در عین حال من - حتی به عنوان کسی که تقریبا هرگز کتابها را نمیپسندد - میتواند تصور کند که دوباره آن را در آینده بخواند و تمیزش کند بیشتر با دید عقب. این باعث می شود که یکی از توصیه های نادرست 5 ستاره من ارزشمند باشد. [کاغذ کت و شلوار من، هزینه ی 1 پوند در یک کتابفروشی استفاده می شود. در مورد ارزش های سرگرمی برای پول صحبت کنید!] (نگاه کنید به بررسی کامل من در وبلاگ من، Bookish Beck.)

مشاهده لینک اصلی
وبلاگ من: مليسا مارتينز فهرست خواندن واقعا نفرت دارم كه من اين كتاب را دوست نداشتم مثل بسياري از ديگران :-( من مي گويم كه من دوست نيمه اول يا شايد كتاب كوچكتري داشتم، احساس مي كردم كه مدت زيادي بود و بعضي از چیزهایی که من علاقه مند به انتهای آن نیستم، اولین بار این اثر توسط کارل Fabritius 1654 بسیار زیبا، بسیار ساده و بسیار زیبا است. به نظر می رسید که یک روز عادی با Theo و مادرش به موزه هنر متروپولیتن بر می گردد اما این این روزها (در سیزده سالگی) بود که Theo مادرش را از دست داد، وقتی که یک بمب در موزه بیرون آمد، Theo در معرض بیدار شدن است و راه خود را از دست می دهد. Theo با مردی که به دام افتاده است، ملاقات می کند. و او را برای تئو به او می دهد تا آن را به شریک خود برساند و در راه خروج، Theo نیز نقاشی Goldfinch را می گیرد، که در طول دوران کودکی و زندگی بزرگسالش او را پیگیری می کند. هنگامی که خدمات اجتماعی متوجه می شوند که Theo تنها است، مادر در بمب گذاری درگذشت، و پدرش کسی بود که وقتی چطور Theo بود، چکار می کرد کودک نوپا و پدربزرگ و مادربزرگش خیلی بیمار بودند تا او را بگیرند ... او با یک دوست دوران کودکی و خانواده اش او را تنظیم کرد. کمی برای Theo کمی تلاش کرد تا با این خانواده هماهنگ بشود ... خوب من منظورم اینه که هنوز شوک هست! .. اما خانواده زیاد بود و شیوه های کمی داشت. اکثر بچه ها عروس بودند، اما دوست او اندی، من فکر کردم او سرد بود. به نظر می رسد که او به زودی شروع به سکونت می کند، پدر و دوست دخترش از او خواسته است تا او را از خانه اش در نیویورک به لاس وگاس بردارد. همه ما می دانیم این یک ایده خوب نیست، اما پدر هوس Theos به این ترتیب، آنچه باید انجام شود. منظورم اینه که بعضی از مردم نباید پدر و مادر باشند! همه ما می دانیم که پدرش فقط به تلاش برای گرفتن پول و غیره بازگشته است. بنابراین، زندگی جدید Theos در وگاس اینقدر عالی نیست. او با دوستی به نام بوریس ملاقات می کند که او را به انواع مواد مخدر می برد. اما من دوست داشتم Theo و Boris به عنوان دوستان هر چند. و من خوشحالم که وقتی بزرگ شدند، دوباره یکدیگر را پیدا کردند. به هر حال، یک دسته از مسائل کاهش می یابد و Theo سر به نیویورک می رود. آه، من فراموش کرده ام که اشاره کرد که Theo حلقه را به Hobie دریافت و او در مورد شرکای خود (من نام او را فراموش کرده ام) آخرین لحظات. هیبی و او متعلق به یک فروشگاه عتیقه ای بود، جایی که هوبی چیزهای قدیمی را ثابت کرد و غیره. Theo شروع به حلق آویز کردن در اطراف Hobie و دوستان خوبی شد. بنابراین بعدا هنگامی که او به شهر برگشت، با Hobie زندگی می کرد و تجارت را آموخت و با Hobie همکاری می کرد. من فکر می کنم این جایی است که برای من اتفاق افتاده است. Theo مورد آزار و اذیت کسی است که میخواهد نقاشی و چیزهای دیگر و غیره و غیره. آن یک ظروف سرباز یا مسافر بزرگ است. من واقعا احساس بدی داشتم که Theo باید از آن عبور کند، مثل آنکه حتی زمان هم برای از دست دادن مادرش را نداشت. همه چیز خیلی زیاد کار کرد. بعضی از افراد دیگر در کتابی بودند که دوستشان داشتم و بعضی از آنها، البته، واقعی بودند. یک پرنده کوچولو کوچک است که قورباغه است و من امیدوارم که بیشتر مردم این کتاب را بخوانند. :-)

مشاهده لینک اصلی
وای. این کتاب دوم نویسنده آمریکایی است که به 5 ستاره داده است. من برای مدتی به دنبال یک شاهکار آمریکایی بودم (به نظر من)، و من در نهایت آن را پیدا کردم. من اعتقاد دارم که کاملا شایسته جایزه پولیتزر است. این کتاب تقریبا همه چیز را دارد. Donna Tartt فوق العاده زیبا و جریان کلمات و داستان است. این در حال گرفتن است اما به شیوه ای غیر منتظره. در ابتدای کتاب، عمل کاملا ایستا است. با این حال، من نمی توانستم صبر کنم تا هر روز به خانه بروم و چند صفحه دیگر را بخوانم. در انتها سرعت آن بالا می رود، من 200 صفحه گذشته را در یک صفحه خوانده ام. این تعلیق، ماجراجویی، عشق، مواد مخدر، گانگسترهای روسی، قمار، هنر و غیره است. اما بیشتر از همه این کتاب در مورد رنج، از دست دادن و ناتوانی (عدم تمایل) شخصیت اصلی خوشحال است. عذاب او، اعتیاد او به مواد مخدر یا عشق و سفرهای خود را از اعتیاد بسیار تحسین برانگیز ارائه شده است. به هر حال، حتی اگر آن را آسان بخواند از لحاظ برخی از موضوعات لمس آن قطعا ارزش دارد.

مشاهده لینک اصلی
چطوری یک کتاب کل لوتا. من از این داستان لذت بردم، اما خیلی طول کشید. من صوتی را در دو بار گوش دادم و خوشحالم که انجام دادم، زیرا مطمئن نیستم که تمام وقت آن را داشته باشم. بخش های آهسته ای وجود داشت که فکر می کردم خسته کننده بود اگر نمی توانستم بر روی رفت و آمد من پرواز کنم. گفته می شود که این داستان احتمالا در 400 صفحه دیده شده است، اما نویسنده واقعا آن را بیان کرده است، به داستان های اضافی اشاره کرده است، متمرکز بر جزئیات است، تاکید بر خودپنداره وجودی شخصیت اصلی. در نهایت، همه این چیزها برای یک تجربه بسیار شگفت انگیز گرد هم آمدند. من این 4 ستاره را به سادگی می دهم، زیرا از جزئیاتی که نویسنده به آن اشاره کردم شگفت زده شده ام - این کار هنری است. حذف یک ستاره به این دلیل بود که گاهی اوقات آن فقط کمی بیش از حد بود!

مشاهده لینک اصلی
*** بدون SPOILERS *** â € œ ... شما باید در معرض احساسات واقعی در مرکز کار خود قرار دهید. مستقیما به مرکز عاطفی چیزها بنویسید. نوشتن در مورد آسیب پذیری ریسک مورد سوء استفاده قرار نگرفتن حقیقت را بگو، همانطور که آن را درک می کنید. اگر شما یک نویسنده هستید، شما باید یک تعهد اخلاقی برای انجام این کار داشته باشید. و این یک عمل انقلابی است - حقیقت همواره درهم شکسته است. \"- Anne Lamott بهترین داستان، حقیقت سخت را نشان می دهد. خوانندگان به دنبال داستانی با پوشش قهوه ای باید حرکت کنند؛ یک دانه شکر را نمی توان در Donna Tartt's Gutsy پیدا کرد. The Goldfinch، نمونه ای درخشان از داستان های ادبی در تشدید آن است. تصویر Tartt's no-holds-the-far-the-farthest ترین چیزی است که از sanitized گرفته شده است، اما هنوز بزرگ است - شامل امید، عشق و رستگاری و بیش از آن چیزی است که فقط درخشان است. شخصیت های زیادی وجود دارد که توسط عاشق شدن، عاشق شدن و حتی خندیدن. اما به سادگی نمی توان انکار کرد که سرکوب حقیقت سخت در این کار جسورانه: توضیحات دقيق و دقيق مصرف مواد مخدر و مصرف الکل؛ موارد سوء استفاده فیزیکی و لعنت به طور منظم در تصویری که از زندگی یک طفل از اشتیاق، ناامیدی و تنهایی کامل پس از مرگ مادرش به دست می آید، این کتاب صفحه ای تقریبا 800 صفحه ای همانند هر کتاب است. این کتاب زمانی شروع می شود که شخصیت اصلی Theo سیزده و پوشش حوادث زندگی او را در طول چندین سال به پایان رسانده است، زمانی که او در جایی در اواسط تا اواخر دهه ی 20 بود. به این ترتیب، این نوعی از داستان داستان است. «شخصیت های متقاعد کننده، گفتگو واقع بینانه و فراوان، و یک سطح پایدار پایدار در تعطیلات (رکورد بالاتر در نقاط) به یک صفحه برگرداننده جذب می شود . بعلاوه بعضی از شوک های واقعی، به علاوه حداقل یک پیچ و تاب بزرگ، که این کتاب را تضمین می کند، به یاد ماندنی خواهد بود. تئو بعد از مرگ مادرش ناکارآمد است و همچنان از بین رفته است، هرگز واقعا در زندگی خود نیافته است، هرچند که در بعضی مواقع در بعضی مواقع بدتر از دیگران است. Goldfinch در سطوح بی شماری مؤثر است، از جمله مواردی که این تصویر کاملا ظریف و معتبر از جنجال برانگیز است: چگونه می توانم کسی را از دست بدهم تا آنجا که مادر من از دست رفته؟ من او را از دست دادم و می خواستم بمیرم: یک اشتیاق سخت و فشرده، مثل یک اشتیاق برای هوای زیر آب. بیدار شدم، سعی کردم همه خاطراتی که از او به یاد می آورم - آن را به ذهنم بسپارم، بنابراین نمی خواهم او را فراموش کنم - اما به جای تولدت و بار خوشحالم، یادآوری چیزهایی مانند چند روز پیش از آن بود [...] هر زمانی که من آن را به یاد می آورد، یک ضربه شلاق زده شد: او رفته بود، نگه داشتن شوک نگه داشتن من در نیمه راه از درب من را انتخاب کرد. هر رویداد جدید - همه چیزهایی که من برای بقیه زندگی ام انجام دادم - فقط بیشتر و بیشتر جدا می شود: روزها او دیگر نبود، فاصله ای که در حال رشد است. هر روز برای بقیه زندگی من، او تنها دورتر خواهد بود. در نهایت، این کتاب یک بررسی بی سر و صدایی از وقایع پس از از دست دادن ویرانگر است. لازم به ذکر است، با این حال، با وجود چشم انداز بدبینانه شخصیت اصلی و مبارزه مداوم با افسردگی، کتاب خود را افسرده نیست. شاید این به این دلیل است که به اندازه کافی از شخصیت های دیگر Goldfinch به عنوان یک تعادل آرام بخش عمل می کنند. هر شخصیتی در این کتاب زندگی واقعی را واضح می کند - متمایز و پویا، بسیار زنده است. آنها محدوده را اجرا می کنند؛ ملایمت و فضیلت برای دوست داشتن، نفرت انگیز از نفرت و تلاش برای ریشه برای وجود دارد. یکی از شیوه های زندگی فوق العاده ثروتمند، به طرز چشمگیری متناقض با دیگری است که به شدت پایین و بیرون است. تنها نگرانی از نویسندگان می تواند این تصاویر را با پیچیدگی و شگفت انگیزی که لازم است برای حل آنها درست کند، تزریق می کند. Tartt بیش از این موفق شد. او چشم انداز شگفت انگیزی برای جزئیات دارد، و استعداد توصیفی او هیچ چیز از تکان دادن نیست: او موهای سیاه، پوست منصفانه که در تابستان شایع بود، چشمان چین و آبی با تعداد زیادی نور در آنها بود؛ و در دامنه پیچه های او چنین ترکیبی غیر عادی از قبیله و سلتیک گرگ و میش وجود دارد که گاهی اوقات مردم حدس زد که او ایسلندی بود. در واقع، او نیمه ایرلندی، نیم چروکی بود، از یک شهر در کانزاس در نزدیکی مرز اوکلاهما؛ و او دوست داشت به من خنده با درخواست خود را Okie حتی اگر او به عنوان براق و عصبی و شیک به عنوان یک اسباب بازی مخفی بود. متأسفانه این شخصیت عجیب و غریب متاسفانه در عکس هایش کمی عجیب و بی پروا می شود. \"کت و شلوارهای او با آرایش پوشانده می شود، موهایش را در زانوی دم در گردن گردن خود، مانند برخی از اسقف اعظم در داستان جندی، کشیده است - و چه چیزی همه چیز را درک می کنید، گرما، شاد و با کیفیت غیر قابل پیش بینی است، چیزی که من در مورد او بیشتر دوست داشتم. روشن است که از فضایی که در تصاویر می بینید، چقدر دوربین را نادیده می گیرد؛ او یک هواپیما محکم و بی نظیر را در برابر حمله می کشد. اما در زندگی او اینطور نبود. او با سرعت بسیار هیجان انگیز، حرکات ناگهانی و نور حرکت کرد، همیشه در لبه صندلی خود نشسته بود مانند یک پرنده مشت زده بلند و زیبا که می تپید و پرواز می کرد. چنین ویژگی های شگفت انگیزی به عنوان طرفداران Tartt's The Secret History، اولین کتاب و شاهکار او در این زمینه، شگفت انگیز نیست.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سهره ی طلایی


 کتاب ماهی چاق گنده ی من که زامبی شد
 کتاب رزا
 کتاب بن در جهان
 کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود
 کتاب مرگ در آند
 کتاب وسوسه ی انتقام