کتاب رویای آدم مضحک

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات ماهی - مترجم: رضا رضایی-ادبیات داستانی




خرید کتاب رویای آدم مضحک
جستجوی کتاب رویای آدم مضحک در گودریدز

معرفی کتاب رویای آدم مضحک از نگاه کاربران
داستایوفسکی یک پاراگراف هم بنویسه، درّ و گوهره. تک تک داستان‌ها خواندی و جذاب.

مشاهده لینک اصلی
بخش اول: آقای پروخارچین
چنین برداشت می کنم که در شاهکار آقای پروخارچین، داستایفسکی بزرگ کوشش می کند خصوصیات و رفتار رهبران و تئوریسین های نظام های سرمایه داری جهان را در قالب شخصیت نه چندان مثبت سمیون ایوانوویچ پروخارچین در ذهن خوانندگان مجسم نماید که این ایده با گفته مترجم در مقدمه کتاب - مبنی بر نفرت داستایفسکی نسبت به پیشرفت صنعتی و لیبرالیسم - قابل تعمیم است و می توان گفت که احتمالا این حس انزجار پس از سفر داستایفسکی در سال1862 به لندن در درون وی نهادینه شده است. داستایفسکی به خوبی در ابتدای داستان تلاش می کند که خصوصیت مظلوم نمایی وعوام فریبی نظام سرمایه داری را روشن کرده و در پایان داستان به روشنگری و نقاب برداری از چهره واقعی این نظام سیاسی می پردازد و وجه پپولیستی و محافظه کارانه آن را نمایان می سازد. این درحالی است که اگر از قاب حس هم نوع دوستی به این شاهکار بنگریم، پروخارچین کوچکترین توجهی به دوستان واطرافیان خود ندارد و بسیار خودخواه جلوه میکند در حالیکه در قبال خود، جز ضرر رساندن کار دیگری انجام نمی دهد. داستایفسکی شخصیت سمیون ایوانوییچ را مرموز، کدر و غیر مفید و حتی مضر، نه نتها برای جامعه بلکه برای خود جلوه می دهد که با عوام فریبی و مثبت نمایی خود عملا هدف خاصی را دنبال نمی کند و تنها به فکر انباشته کردن بیش از حد ثروت به امید آینده است، آینده ای که در داستان عملا به وقوع نمی پیوندد و به دلیل نگرانی و با بدبینی های بیش از حد نسبت به آینده نه تنها بنیان خود را سست می کند، بلکه نظم اجتماع را نیز به هم می ریزد. اشاره داستایفسکی به شراب ننوشیدن سمیون ایوانوویچ احتمالا بیانگر این نگرش باشد که سرمایه داری به دنبال پیشبرد اهداف خویش از طریق عقلی و علمی است در حالیکه با مد تظر قرار دادن این اهداف تلاش های پروخارچین نه تنها به هیچ می گراید بلکه به خود و دوستان خود منفعتی نمی رساندو آنها را به مشقت بیشتر می اندازد. سمیون ایوانوویچ پروخارچین، شخصی که سایر افراد را کوچک می شمارد و آنان را به توطئه جهت پی بردن به اسرار و زندگی شخصی خود متهم میکند و افراد را همه وقت در تلاش برای دزدیدن اموالش می پندارد شاید بیانگر شکاکی خارج از حد این شخصیت نسبت به موارد بسیار بی ارزش و عملا تخیلی باشد. وی درحالیکه ثروت هنگفتی را جمع آوری کرده است در واقع از تمام جهان پیرامون خود تنها تعدادی لباس کهنه و تکه تکه دارد که رو شدن محتویات چمدان پروخارچین می تواند بیانگر این موضوع باشد و این یعنی سمیون ایوانوویچ عملا فقیر محسوب می شود. بلوکه شدن دارایی های پروخارچین توسط پلیس بیانگر بی ثمر واقع شدن تلاش های وی در کل حیاتش می باشد و شخصیت سمیون ایوانوویچ با افتادن جنازه وی از روی تخت - که نشانه دهنده سقوط او می باشد - و گم شدن شناسنامه اش - که بیانگر گم شدن هویت انسانی وی است - عملا هیچ چیز با خود ندارد و وضع او به حدی اسفناک جلوه می کند که اطرافیان بدبخت و بیچاره اش به حال وی دلسوزی می کنند و سمیون ایوانوویچ بدون کوچکترین دارایی و با بی هویتی درحالیکه زندگی خود را باخته است طبق گفته داستایفسکی به سرای نامعلوم می شتابد اما حرف هایی که از لب های جنازه او در آخر داستان خوانده می شود شاید بیانگر باقی ماندن وی بر عقاید پیشین خویش باشد که به معنای سنگدلی و جهل مرکب اوست و یا شاید ابراز محبت او به اوستینیا فیودوروونا بیانگر احساس حسرت و اندوه بی پایان وی باشد که او قلب خود را هنوز نکشته است.
اگر چه از تحلیل بسیاری از دیگر شخصیت های داستان مانند مستاجر ها و مرد مست و ... صرف نظر شد اما من به خواندن شش داستان دیگر ادامه می دهم و نقد های خود را منتشر خواهم ساخت.

محمدحسین مومنی فر
خرداد نود و سه

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب رویای آدم مضحک


 کتاب مهاجران
 کتاب سقوط
 کتاب نامو دختر آفریقا
 کتاب قتل به سبک انگلیسی
 کتاب ترجیع گرسنگی
 کتاب کوری