کتاب در حبس

اثر آنیتا دسای از انتشارات نشر داستان - مترجم: فرشاد ذوالنوریان-ادبیات داستانی

In Custody is woven around the yearnings and calamities of a small town scholar in the north of India. An impoverished college lecturer, Deven, sees a way to escape from the meanness of his daily life when he is asked to interview India’s greatest Urdu poet, Nur. Under the advice of his friend Murad, an editor of a periodical devoted to Urdu literature, Deven procures a secondhand tape recorder so that he can help ا Urdus early poetry, as well as conduct an interview or even write the memoirs of Nur. However, things do not happen as he expects them to.


خرید کتاب در حبس
جستجوی کتاب در حبس در گودریدز

معرفی کتاب در حبس از نگاه کاربران
â € آنها در تراس نشسته بودند، مانند یک جفت nawabs رشته در حوضچه های زمانی از زمان. â € در بازداشت شد خواندن سنگین بود. در این رمان بیت هایی وجود داشت که دوست داشتم و بیت های دیگری که فکر می کردم آن قدر محدود شده بود که می توانست مردم را به خواب بکشد. انیتا دزایی در تلاش است نقاشی تصویری از دهلی، پایتخت هندوستان، در دهه 1990 اما به نحوی از آن بسیار دور می شود که او به طور کامل از این موضوع ناتوان است. ما «آنهرو» دو دانش آموز هندی در یک کالج است. او به طور غیر منتظره از دوست دوران کودکی خود، مراد می خواهد برای مصاحبه با یک شاعر مشهور اردو، نور. میورد یک دوست بسیار سوءاستفاده است و شخصیتی بود که واقعا در سراسر رمان قرار داده بود، که بعدا به آن خواهیم رسید. دیو، عزیز ما، که مخفیانه همیشه عاشق اردو است، در چشم انداز دیدار نور، شاعر که الهام بخش زیادی برای پدرش است، ارج می نهد. او قبلا به این طرح موافقت کرده و به دهلی فرستاده شده است و از او خواسته شده که با نوور صحبت کند و مواد لازم را برای نوشتن یک مقاله برای مجله Murad، که به موجب آن یک مجله ی اردو است، جمع آوری کند. بنابراین رمان شروع می شود. برای شروع، بسیاری از استعاره های استفاده شده توسط آنیتا دسای وجود دارد که اگر آن را برای این واقعیت که این رمان نیز در مسیر من باشد، دشوار خواهد بود. علت های دلخواه، شارما صحیب، از دست رفته است. رمان جذاب بود، قطعا خواندنش را حفظ کرد. بعضی از چیزهایی که واقعا باعث ناراحتی من شد، این واقعیتی بود که حتی وقتی Deven می دانست که موراد همواره با او برخورد می کند، چرا او هنوز در پای خود نشسته است، نه به معنای واقعی کلمه. با وجود موارد متعددی می توانیم مراد را تحقیر کند و یا انجام دهد چیزهایی که او دوست ندارد و هنوز Deven صحبت نمی کند. Deven چند بار از من خسته شده بود، او یک مثال کلاسیک از فرار از A-LEVEL بود و شخصیت خاکستری آن خاکستری بود. همان Deven که سریع برای تشکیل یک نظر در مورد زن دوم نور و رفتار خود را همسر به عنوان یک قطعه مطلق هیچ چیز. من احساس نویسنده بود عمدا تلاش برای ساختن Deven به نظر می رسد احمقانه در چشم ما و اگر این چیزی است که او هدف، سپس او کار شایسته بود. صحنه که در آن او در نهایت می شود برای ضبط شعر شاعر با دغدغه بسیار متفاوتی در قسمت Deven است که معتقد است که شخصیت های متعدد او دارای اعتقادات دشوار است. اما به هیچ وجه تمام این احمقانه ها او را نسبت به او نسبت به او نفی نمی کند. در عوض من بسیاری از دیدگاه ها و فشار را که او باید به عنوان یک معلم که کمی به چیزی پرداخت می شود، فهمیدم. رمان، هرچند بسیار متناقض و تاثیر گذار بود، برای من جذاب نبود. که زیبا بودند. ما باید نام خود را در شن و ماسه بکشیم قبل از اینکه موج به آن برسد و آن را بخشی از اقیانوس بسازد. »و سپس زمانی بود که من می خواستم کتاب را پایین بیاورم و آن را انتخاب نکنم هرچند حتی اگر یکی از بهترین رمانهایش را بخواند، مطمئنا باعث شد که من چیزهای زیادی را احساس کنم و به مسائل زیادی فکر کنم که احتمالا و امیدوارم باقی بمانند. در این مورد، من معتقدم که رمان عدالت را به خود جلب کرد.

مشاهده لینک اصلی
اولین بار که خواندن آنیتا دسای و دانستن چیزی در مورد او بود، من نمی دانستم چه انتظار می رود. من فکر می کنم این یکی از بهترین راه برای شیرجه رفتن به کار نویسندگان است. این داستان در مورد استعفای، ناامیدی، انتظارات ملاقات، امید کاذب و چگونگی زندگی با آن، خردگریه ایجاد شده توسط همه این است. پیروزی یک مکان مرکزی در این داستان دارد، هرچیزی را به نوعی یا هرچیز دیگری به هم مرتبط می کند. او در مورد قدرت شعر می نویسد، چگونه مهم است که چنین هنر در یک زندگی داشته باشیم. تصویربرداری از شخصیت ها به خوبی انجام می شود، اما من احساس کردم که برخی از عمق گم شده بود. هیچ کدام از شخصیت ها واقعا دوست داشتنی نیستند، اما در مورد چگونگی بد بودن آنها نیست، بلکه چگونگی زندگی آنها را به آنچه که هستند تبدیل می کند. با فرهنگ هندی آشنا نیستم که متوجه شدم که او در مورد زندگی روزمره، فقر غالب، نبرد گمشده اردو، زبان غم انگیز و برتر از زبان زبان هندی، مبارزه برای ارائه آموزش ارزشمند و اهمیت آن واقعا، درست و صادق است. با این حال، با وجود این همه این زندگی باید ادامه پیدا کند. همچنین به خاطر نمایشThe @ poet، نابغه، نحوه قرار دادنش در زندگی، جالب بودن قانون مقتدر خدا و واقعیت آن، جالب بود. در نهایت او فقط یک مرد است. نوستالژی در سراسر داستان درهم شکسته می شود، چطور هر روز بهتر شده بود. من دوست نداشتم که زنان چگونه تصویر می کردند؛ به عنوان یک زن باید مراقبت از خانواده را انجام دهد و چیزی بیشتر و یا زمانی که او تصویر می شود به عنوان یک @ هنرمند @ او hysteric، دروغگو، غیر متخصص، surface.Next، اما نه کم، سبک نوشتار: متراکم، شدید آن من را خفه کرد، آن را گرفتار من. این شاعرانه و منحصر به فرد بود اما در زمانی که انتظار نداشتید آنقدر علاقه مند بودید که آن را امتحان کنید. با این حال، نمی دانم اگر این قطعه کار را دوست داشته باشم یا نه، احساسات، احساسات و احساسات را به هم متصل می کنم آنها بسیار ناراحت کننده بودند. من کمی درباره فرهنگ هند آموختم، برخی از آن آداب و رسوم است. هنوز ... نمی دانم و نمی فهمم که می خواهم دیگران را در آن لحظه بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
من فقط برای چگونگی خنده دار بودن این کتاب آماده نبودم. این کتاب کمی سفت شروع می شود و من احساس می کنم بسیار ناراحت کننده با جملات طولانی است که همگی در حال چرخش هستند و پروسه بیش از حد توصیفی. با این حال، دقیقا سه فصل در (من می دانم که من سه روز برای خواندن این سه فصل و پس از آن از طریق بقیه کتاب فشرده)، نوشتن طول بکشد، و طرح می آید بازی. طنز در این کتاب عمدتا می آید از تلاش Deven به مصاحبه و شکست او در گرفتن داستان از شاعر، و این بخش های مورد علاقه من از کتاب بود. طنز ظریف، اما هنوز slapstick و در مکان کاملا به پایین بازار، که بسیار غیر منتظره در یک کتاب است که بخشی از کانون ادبی هندی است. طنز و slapstick بسیار خوش آمدید در حالی که در یک کتاب است که آیا بسیاری از یک داستان. به غیر از طنز، این کتاب همچنین دارای برخی از ویژگی های شگفت انگیز است. هر دو Deven - معلم و نور - شاعر به نحوی انسانی نوشته شده اند - تمام نقاط قوت و ضعف آنها به روش بسیار دلسوزانه و غیر قضاوت آورده شده است. طنز می تواند یک شمشیر دو طرفه باشد، گاهی اوقات از مردم خجالت می کشد، اما در اینجا شرایطی است که از آن لذت برده می شود، نه مردم. به گفته این، پس از پایان مصاحبه، به پایان رسید، کتاب شروع به سقوط کرد. هیچ اثری دراماتیک در داستان وجود ندارد و انتظار نداشتن آن اشتباه است، اما من میخواهم داستان را به جایی ببرم و نه فقط یک گزارش از این دوره در زندگی Devenâ € ™ s و Nurâ € ™ ثانیه بدون هیچ گونه قطعنامه ای وجود دارد متأسفانه، آرزوی من امضا نشد یا حداقل به طریقی که من می خواستم این داستان پایان یابد.با این حال، به رغم ناامیدی من در این داستان، من هنوز هم کتاب را بسیار دوست داشتم برای نوشتن فوق العاده، توصیف ها و طنز

مشاهده لینک اصلی
نمی دانم چرا قبل از این، آنیتا دسای را انتخاب نکردم، اما من خوشحالم که او را به پایان رساندم. در زندان برای 1984 در Booker نامزد شد. من تعجب نمی کنم. داستان او مستقیم به جلو و ظریف گفته شده است. با این حال، او از این داستان به ظاهر ساده استفاده می کند تا به سایه های روح انسانی برسد و سخت ترین پیچیدگی ها و تضادها را بیابد. ما شخصیت اصلی، دیو را دنبال می کنیم، ساده و بی عیب و ناامید کننده و ناراحت کننده، به عنوان او را به یک وظیفه ای که او کاملا آماده نشده است، در عین حال از طرف یک اشتیاق منحصر به فرد است که او را به واقعیت کور می کند. این یک سفر احمقانه دردناک است که در نهایت او را به فراز ناسازگاری های ناخوشایندش تحریک می کند. نمونه ای از نوشته های دسای است که از صفحه برای من پرید: @ دیدن که این خط را می شکند و شکستن و دوباره بر روی ورق کاغذ آبی گرد هم می آیند، Deven به نظر می رسید که او تمام خطوط مستقیم و الفبای کوچک زندگی کم و تنگ زندگی خود را می شکند و انحلال و راه را برای موج از طراوت، حرکت، حتی kinesis. در فرصتهای باز بودن، موجی از تجربی که از یک فاصله بسیار زیاد پیش می آید، بلند می شود و در گوشش بلند می شود و بلند می شود. چه اتفاقی افتاده است به عقب تا کنون به طور کامل ایستا و رکود از پشت بام زندگی او؟ این یک یادداشت کوچک بود، نه Siddiqui یا Rai و یا هر کسی که با کالج هایی که این مشاجره را ایجاد کرده بود نبود: این شعر نور Nurs و شخص Nurs بود؛ نور، که باعث این حرکت شد، این عجله بود که از خارج خارج می شد و او را به قدم به جلو برای دیدار با آن، از آن را به بیش از پاهای خود و پاهای خود را به دور کمر و سپس سینه خود را بالا و بالا آوردن او را به زودی. @

مشاهده لینک اصلی
Anita Desai به وضوح یکی از بهترین نویسندگان هندی زبان انگلیسی است. نه تنها پروسس او بسیار روشن و مختصر است، اما در همان زمان قادر به گرفتن دقیقا تمام کسانی که احساسات و احساسات که شبه قاره را به آنچه واقعا است. نویسندگان knack برای داستان سرایی قطعا ارزش توصیه، و علاوه بر این واقعیت است که او قادر به تصویر برداری و ثبت زندگی هند با چنین سهولت و روشنایی در زبان انگلیسی باعث می شود او نویسنده مشهور است. اما آنچه در زندان خاص است، صرفا زندگی هند و سبک امضاء نویسنده نیست که به طرز ماهرانه ای ترسیم می کند، بلکه خود داستان است. پیام در داستان ذاتی است و باید توسط همه افراد در شبه قاره خوانده شود. چگونه هندوستان توسط هندوستان در هند خسته شده و چگونه شاعران و هنرمندان هرگز به طور دقیق برای آنچه که واقعا به جامعه کمک می کنند احترام می گذارند.اگرچه کتاب کاملا کوتاه است، قطعا آن را به عنوان خوانده شده شگفت انگیز است. داشتن یک داستان سرسختانه صاف --- یک داستان که نشان دهنده زندگی است که در همه جا در شبه قاره پوشیده است (که بخشی از آن من خودم هستم). ممکن است دقیقا یک پرفروش نیست اما قطعا یک پاتریک است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب در حبس


 کتاب رد گم
 کتاب آدام هابربرگ
 کتاب قانون سگ های آدمخوار (فعلا)
 کتاب هنری زلزله و ناهار روز عید
 کتاب شیرفروش
 کتاب دن کامیلو و پسر ناخلف