کتاب جنگی که نجاتم داد

اثر کیمبرلی بروبیکر بردلی از انتشارات پرتقال - مترجم: مرضیه ورشوساز-ادبیات داستانی

وقتی سالها در اسارت یه پنجره باشی دیگه چه اهمیتی داره که دنیا درگیر یه جنگه. اونم جنگ جهانی دوم.آدا دختر بچه‌ای که به خاطر ناتوانیش توی زندگی فقط تحقیر شده، یه روز یه تصمیم بزرگ می‌گیره. اون به همراه برادر کوچیکش سفری رو شروع می کنه تا بفهمه به دنبال رویا بودن چه شکلیه. اما جنگ، آواره ‌گی و فقر تازه شروع شده و زندگی بوی خون و خاک میده...


خرید کتاب جنگی که نجاتم داد
جستجوی کتاب جنگی که نجاتم داد در گودریدز

معرفی کتاب جنگی که نجاتم داد از نگاه کاربران
کاملا منحصر به فرد است. جنگی که زندگی من را حفظ کرد، فوقالعاده بود. یک فوق العاده احساسی و تلخ در مورد یک دختر و زندگی او معتقد است که او سزاوار خواندن. مادران خود را از سوء رفتارهای جسمی و جسمی به علت ناتوانی جنسی خود از تولد، 9 ساله آدا زنده نگه داشته و به برادر کوچکتر جیمز می پردازند. او در اطراف آپارتمان یک آپارتمان فرو می ریزد، جرأت نمی کند تلاش کند تا از ترس دیگری از ضرب و شتم به دست مادرش بگذرد، و دختر جوان را با تهدید به آسیب جیمز، سازگار سازد. آدا از طریق مادران خود به طور دائم سوء استفاده از کلام، هرگز جرات برای امید بیشتر. زندگی که در آن او می تواند خورشید را در چهره اش از پنجره شیشه ای که در آن نشسته است را احساس کند و زندگی شلوغ را در لندن گذراند. قلبم برای آدا خشمگین بود. یک دختر خیلی جوان است، اما هرگز واقعا نمی داند که چه چیزی دوست دارد یا برایش حساس است. مادرش نه تنها غافلگیر بود، بلکه وحشتناکی سوءاستفاده کرد، اغلب آدا را فرستاد تا ساعت ها را در داخل کمدهای کوچک برای صرفه جويي صرف کند. بنابراین زمانی که فرصتی برای کودکان فراهم می شود تا از شهر فرار کنند و امید داشته باشند که هرگز شاهد نزاع تهاجم آلمان نازی ها نباشند، آدا شروع به سرپناه می کند تا خود را به راه خود ادامه دهد و دو خواهر و برادر به سمت آزادی حرکت کنند. من مبارزه کردم، و چرا. و انسان نمیدانست که چگونه هوادار جنگجو قوی می شود. سوسن به تنهایی زندگی می کند، تا دو فرزند ناراحت کننده و مجبور به مراقبت او در شهر ساحلی کوچک لیدز شود. سوزان هیچ ایده ای راجع به افزایش دو فرزند نداشته است، به ویژه از آنجایی که بهترین دوستش از زمان خروج از سوزان، به سختی ماشین خود را از دست داده است. اگرچه او هرگز کودکانی را که مایل به چیزی نیستند ترک می کند، آدا که سوزان را فقط یک فرد دیگر می بیند که او را نمی خواهد. اما همانطور که گذشت هفته ها و آددا و جیمز به سلامتی باز می گردند، خواهران و برادران تحت مراقبت سوزان ها رشد می کنند و آدا شروع به امید بیشتر می کند. داستان عاشقانه خانم بانوی من مرا بی قرار و قلبم را دزدیده بود. چیزی جز نفاق نبود. داستان آداما، هر چند تند و تیز، با چنین قدرت و عزم و شکلی پر شده بود، به این دلیل که نیاز به اثبات به مادرش داشت، از اینکه ناامید نشود و سزاوار عشق بود. همانطور که سوزان بزرگ شد و او را دوست داشت. خدای من، چگونه این کتاب را به شدت دوست داشتم. این درجه متوسطه است که به مخاطبان بسیار گسترده تر و کسانی که به زیبایی نوشته شده داستان است که با شما باقی می ماند پس از آخرین صفحه تبدیل تبدیل شده است. این کتاب واقعا قابل توجه است.

مشاهده لینک اصلی
چیزی درباره این کتاب برای من وجود داشت. من خواندن آن را دوست داشتم، اما من هرگز واقعا به آن رسیدم. شاید انتظاراتم زیاد بود. من در مورد این کتاب شنیده بودم که این کتاب پیشگام نیوبری است، بنابراین به آن افتخار می کنم که به عمق روح من برسد. من منتظر بودم که چیزی اتفاق بیافتد، و همه این نکات در مورد چیزهایی بود که می توانست هم بر روی سطح ارتباطی (سطح منحصر به فرد) باشد (من می خواستم درباره سوزان و بکی بیشتر بدانم) و نیز در زمینه بزرگتر جنگ جهانی دوم، اما آن را فقط برای من هرگز کاملا وجود دارد. همه چیز خیلی خوب بود. مثل خواندن یتیم کوچک یتیم آنی با بن استین آن را رد کرد و بدون تمام آهنگ های شاد. Ada قطعا Annie کامل نبود و سوزان بزرگ Daddy Warbucks بود، اما به نظر می رسید مثل تمام معایب آنها بر روی صفحه نمایش گذاشته شده بود تا خواننده این دیدگاه را داشته باشد. سپس در 50 صفحه گذشته تغییرات ناگهانی رخ داد، زمانی که همه رخدادهای ناگهانی به سرعت رخ داد. اما، در آن لحظه، همه چیز فقط به نظر می رسید که در آن قرار گرفته بود، چنانکه نویسنده متوجه شد که او تمام وقت را برای آدا و کره صرف کرده است و آن، شلیک، او نیاز به بسته شدن برخی از انتهای شل از آنچه در واقع اتفاق می افتد شاید اگر بیشتر در ارتباط با آدا یا هر شخص دیگری در 250 صفحه نخست احساس بیشتری داشتم، می توانستم بیشتر در مورد همه چیزهایی که در صفحات اخیر 50حالی اتفاق می افتاد، مراقبت کنم، اما تا آن زمان، تنوع صرفا محرمانه ای نسبت به آنها بود انگشت در من و من فقط واقعا واقعا مراقبت. داستان خوب؟ بله آیا روح من حرکت کرد؟ جواب منفی.

مشاهده لینک اصلی
شگفت انگیز شگفت انگیز از کتاب! من فکر کردم که این اتفاق در مورد جنگ جهانی دوم خواهد بود، اما این مهمترین بخش داستان نیست. این داستان در مورد رستگاری، داستان در مورد یادگیری عشق است، داستان درباره اینکه عشق چگونه به نظر می رسد و احساس می کند. یادگیری عشق بعضی وقت ها بسیار سخت است که انجام دهیم و بعد از سال ها عدم وجود آن رفع شود. مادر Adas یک شخص وحشتناک است، او از او نفرت دارد و از داشتن یک دختر فلج شده شرمنده است. او می خواهد او را ناپدید شود، و در عین حال حداقل آن را قفل کرده است. کلاه کاسه آداس چیز اصلی در مورد او است، او را برای مادرش تعریف می کند، و به همین دلیل نیز برای خودش. و پس از آن WWII.Ada می آموزد به خود ارزش، عشق خود، و دوست داشتنی است. او می آموزد که او هوشمند و شجاع و توانا است. او می آموزد که او خیلی بیشتر از یک کوه فت است. او می آموزد که گاهی اوقات والدین می توانند یک فرزند را بیش از معلولیت های فیزیکی غیر فعال کنند. او می آموزد که پا او راه طولانی از مغز او است. و او می خواهد به شما اجازه دهد تا او را دوست داشته باشید و برای او مراقبت کنید و زندگی بسیار خوبی را برای او می خواهید، جایی که او بتواند رشد کند، موفق شود و شخص عالی دوست داشتنی باشد که واقعا دارد. حساس است، تحقیر و سوء استفاده در ابتدای این کتاب، آنها را گریه می کنند، بنابراین حداقل بخشی را بخوانید همراه با آنها. یکی از بهترین کتاب هایی که برای خوانندگان جوان (سن 10 تا 12 ساله) خوانده ام ) 5 ستاره و بیشتر

مشاهده لینک اصلی
این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی بود که تا به حال خوانده ام. آدا نه ساله یک پا پیچیده دارد و هیچ وقت از خانه ی یک اتاقش بیرون نیامده است، زیرا مادرش از او خجالت می کشد. وقتی جنگ جهانی دوم می آید، همه بچه ها به جایی می روند تا از جنگ فرار کنند - و آدا با آنها روبرو می شود. آدا و برادر کوچک او جیمی به دست سوزان می افتند. در ابتدا، هیچ کس به هیچ وجه علاقه ای به یکدیگر نداشت تا آیدا یاد بگیرد که اسب سواری کند، خواندن و نوشتن داشته باشد، و این تجربه را برای کشف دنیای خارج می کند. همانطور که آدا و سوزان به یک رابطه بسیار نزدیک می آیند، شما هرگز نخواهید توانست این کتاب را بریزید.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب تقریبا در اشک بود چون این مادر خیلی بد بود. این کتاب خیلی خوب بود که این شخصیت ها را گذشته و چگونه آنها را تحت تأثیر قرار دهد، این یکی از بهترین کتاب هایی بود که تا به حال خوانده ام. من شخصیت ها را دوست داشتم و چطور آدا می آمد تا چیزها را درک کند و چگونه موفق شد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جنگی که نجاتم داد


 کتاب کیفر آتش (برج بابل)
 کتاب لرد اجور می میرد
 کتاب دوست مادام مگره
 کتاب گل های ویرانی
 کتاب دشمنان
 کتاب مدراتوکانتابیله