کتاب جان آگاه

اثر فلانری اوکانر از انتشارات یوبان - مترجم: مینا آذری-ادبیات داستانی

خون عقل، اولین رمان شگفت آور و غافلگیرکننده Flannery O'Connor، کلاسیک ادبیات قرن بیستم است. این یک داستان هازل ماتس، یک بیست و دو ساله است که در مبارزه بی پایان با ایمان ذاتی و ناامیدش دست به گریبان شده است. او تحت عنوان جادوگر خیابان نابینا به نام آسا هاوکس و دخترش 15 ساله متولد شده اش، لیلی سبت، سقوط می کند. هزل ماتس در یک حرکات وحشیانه و ناخوشایند از عدم اعتقاد خود و برای اثبات خود یک حیله بزرگتر از هاوکس، هازل ماتس کلیسای خدا بدون مسیح را پیدا می کند، اما در تلاش هایش برای از بین بردن خداوند، هنوز متوقف شده است. او با انوچ Emery، یک مرد جوان با خون عاقل ملاقات می کند، که او را به یک فرزند مقدس مامینی هدایت می کند و مانور های دیوانه او یک تظاهرات مبارزات حقیقی هازل است. این داستان رستگاری، مجازات، انبیاء دروغین، نابینایی، نابینایی و عقلانیت به ما یکی از شخصیت های پرخاشگر در داستان آمریکایی قرن بیستم می دهد.


خرید کتاب جان آگاه
جستجوی کتاب جان آگاه در گودریدز

معرفی کتاب جان آگاه از نگاه کاربران
سلام بچه ها زمان آن برای یک بازی ماجراجویی خود را انتخاب کنید: نسخه ی ادبیات گوتیک جنوبی. لطفا از گزینه های زیر را انتخاب کنید: 1. شما یک مسیحی مرموز در کالوینیست هستید که بخاطر اطمینان استعاری است که بخشی از انتخاب روحانی است، و شما می خواهید شهید واقعی یک گناهکار را به شما راهنمایی می کند تا از طریق مراحل به فضل هدایت کنید: هازل ماتس از جنگ باز می گردد تا متوجه شود که او دارد هیچ کس، هیچ چیز و هیچ جا به نوبه خود. او با بی احترامی، خداوند را نادیده می گیرد (طبیعت انسانی، یک گام ضروری) و کلیسا خود را به تلاش برای متقاعد کردن مردم به گناه طبیعی می رساند، عیسی مفهوم خیالی است و تلاش برای دستیابی به فیض و رستگاری از طریق رد آگاهانه گناه، اساسا، احضار است. البته، خداوند قبلا ماتس را به عنوان یکی از اعضای او انتخاب کرده است، بنابراین او در نهایت نمیتواند کمک کند اما به دنبال اقدامات وحشیانه ماسکوشی و محرومیت از خود به منظور دستیابی به انگشت شست از خالق او کمک کند. خدا را شکر به خاطر بیماری روحی! شما ملحد هستید که دوست دارد به بررسی اثرات مخربی که دین می تواند بر جامعه داشته باشد، به خصوص فقرا، معلولین و دیگر افراد آسیب پذیر: هازل ماتس از جنگ باز می یابد تا متوجه شود که او هیچ کس، هیچ چیز و هیچ جا به نوبه خود . در عین حال، اوthe lord @ (سرانجام) را رد می کند و کلیسای خود را به تلاش برای توضیح دادن به دیگر افراد معروف مغز که گناه طبیعی است، @ Jesus @ مفهوم خیالی است و تلاش برای دستیابی به @ grace @ andredemption @ از طریق رد @ sin @ در حقیقت یک احضار است. البته، ماتس از اوایل سالگی برنامه ریزی شده است تا بر این باور باشد که خداوند او را قبلا به عنوان یکی از اعضای او انتخاب کرده است، بنابراین او در نهایت (احمقانه، افسرده) نمیتواند کمک کند اما به خشمگینترین اعمال ماحوظمی و محرومیت خود در برای رسیدن به انگشت شست از خالق ظاهریش. خدا را شاکله به خاطر جهل و نادانی! Sheesus.3. شما در مورد دین مطمئن نیستید، اما دوست دارید کتاب ها را با عبارات مذهبی وحشیانه ای، شخصیت های نفرت انگیز، چیزهای پوسیدگی، علائم جاده ای، بیماری، تخریب، شکست روحی، معلولیت، جوش، درد و رنج، سوء استفاده از فقر، رنگ آمیزی لنزهای عمومی دیوید فینچری و سادگی برای همه چیز در یک محیط کابوس و کارناوال: Hazel Motes دارای یک زندگی گلی است. او در برخی از عجیب و غریب به اصطلاح دیوید انو یک فیلم راب زامبی زندگی می کند. او به خداوند (؟) تبدیل می شود و (؟) از گواردیول برای Flannery Oâ € ™ کانور تشکر می کند! * یادداشت جانبی: این کتاب یک سنگ شکن توپ، و نه برای ضعف قلب است. منظورم این نیست، مهم نیست چطوری اونو چرخونید، BLEAK. در حالی که با داروهای ضد افسردگی یا هر چیز دیگری آزمایش می کنید، آن را بخوانید. شما هشدار داده شده است. * توجه جانبی سمت: Cormac McCarthy و Flannery O'Connor باید بچه ها را ساخته باشد. بسیاری از نوزادان. * توجه جانبی جانبی: این توصیف بسیار محدود است که در این کتاب در جریان است و در این راستا کمی از خود مطمئن نیست (بررسی دقیقا نه کتاب). من به طور کامل تصدیق می کنم که من عدالت را به عهده نمی گیرم و برای آن متاسفم. من در زمان شکستن و بیرون آمدنم، مامانم. بیشتر بعد (؟)

مشاهده لینک اصلی
پس از خواندن فقط چند صفحه از این کتاب من به خودم فکر کردم که هازل ماته محکوم شده است. اول از همه او شخصیت اصلی در رمان Flannery Oconorn است. تنها چیزی که می تواند بدترین باشد این است که او شخصیت اصلی در رمان جیم تامپسون بود. شجاع فقیر فرصتی نداشت. برای یک چیز او نگاه اشتباه به او بود. @ کلاه سیاه و سفید خود را بر روی سرش نشسته و با نگاه دقیق و محکم روی چهره اش ظاهر شکننده داشت، آنگاه که ممکن بود شکسته شود و دوباره با هم چسبانده شود، یا مانند یک اسلحه هیچ کس نمی داند لود شده است. @ Haze تصمیم می گیرد که او یک بی تردید و ثابت کند که او غیر مسلمان است و با زنان شل خواب می کند. نه با شور و شوق و اعتقاد، اما با این امید که او در نهایت می تواند کلیسای روح خود را کاهش دهد. برای تحریک خود، مردم او را برای یک واعظ می گیرند. مردم در کلاه و کلاه او تقدیر می بینند. او آرام و عجیب است، و مردم تقریبا بوی اعتقاد مذهبی را می دهند که در زیر پوست او جوش می زنند. او دین خود را شروع می کند منظورم ضد مذهب است. کلیسای بدون مسیح او در خیابان از سپر اتومبیل اسکس خود را می گوید. او تصمیم می گیرد که یک دختر 15 ساله، Sabbath Hawks دختر یک @ blind @ preacher را مجددا راه اندازی کند تا خودش را ثابت کند که پسر بد و بد او است، اما زمانی که متوجه می شود او یک بیماری تخمدان است، از چشم انداز باز می گردد. یک هوادار محلی Hoover Shoats احساس می کند که Haze واقعا کل نقطه شروع یک دین جدید را ایجاد می کند، پول می کند و برای اولین بار تلاش می کند با Motes بپیوندد، اما زمانی که او بازنده می شود، Haze را به صورت یکسان به سمت پایین می برد ماشین او درایو است Shoats راه اندازی مبارزات شخصی خود را برای نجات جان افراد فقیر، و استخراج چند صورتحساب در روند. Haze سوزانده شده است و اقدام جدی برای از بین بردن رقابت است. @ اگر شما آن را شکار نکنید و آن را بکشید، آن را به شما شلیک و شما را بکشند. @ Hazes friend acquaintance، Enoch Emery معتقد است که او با قدرت معنوی خون او هدایت می شود. @ او خون عاقل مانند پدرش بود. Enoch متقاعد شده است که Haze نیازمند عیسی جدید است تا دین خود را کامل کند. او مومیایی خشک شده را از جایی که او کار می کند، می کشد و به Haze می دهد. Haze البته از جانب مخالف است و اشک آن را به shreds. Enoch، چند کارت کوتاه از یک عرشه کامل، از دست رفته نقطه ای که این کلیسا بدون مسیح بود. هنگامی که هیز متوجه می شود که پروردگار آسا هاوکس تقلید کورکورانه خود را می توانم قسم بخورم شنیده ام که آخرین تکه هایی از طناب هایی که ذهن موسم را در آن قرار می دهند سست می شوند. @ او احساس کرد که همه چیز او را دیده بود، یک قطعه شکسته از یک چیز خالی غول پرافتخار بود که او فراموش کرده بود به او اتفاقی افتاده بود. @ Motes حس شدیدا از دست دادن @ the blind @ proacher بود و تصمیم گرفت که تنها یک راه برای او برای رسیدن به یک آگاهی جدید. او شهید می شود او خود را با لایان پرده می زند. او در کفش هایش شیشه و سنگ ها را قرار می دهد و سیم خاردار را در اطراف قفسه سینه خود قرار می دهد. همانطور که معلوم می شود که Haze، به عنوان مشکوک، یک ملحد نیست، اما در واقع با بیشتر متعصبانه از صفات مذهبی، Flagellants بیشتر از او با بیخدایی است. این یک خواندن سریع است، با طنز بیشتر از آنچه که من در این بررسی بیان کردم. OConnor چوب را در قسمت های سیاه و سفید پیچ ​​خورده ذهن ما می کشد و اجازه می دهد تا آنها را در داستان خود را از دست بدهند. همانطور که همه چیز را می خوانید توسط او، از تجربیات کمی آرام گرفتم، محکومیت هایم را تشدید می کردم و احساس می کردم قهرمان می شوم یک توله سگ را بپیچم. همانطور که در ابتدا گفتم آن را نداشتم به طوری که Hazel Motes فرصت زیادی داشت. او در زندگی به شدت تلاش کرد تا فرار کند، تلاش کرد راه خود را به یک موجود جدید، یک خواست بالاتر و زندگی آزادتر نشان دهد. او چشم انداز خود را برداشت، اما به Haze، با انجام این کار، او فرصت های بیشتری را باز کرد. @ شما فکر می کنید، آقای موتس @ خانم او خانم خوشتی زد و گفت: @ هنگامی که شما مرده کورکورانه شما @ @ من امیدوارم که پس از آن، @ او گفت: پس از یک دقیقه @ به همین دلیل @ او پرسید، تماشای او. بعد از مدتی او گفت: \"اگر هیچ چشمی در چشمان شما وجود نداشته باشد، آنها بیشتر دارند. @ اگر می خواهید بیشتر از آخرین بررسی کتاب و فیلم های من دیدن کنید، به http: //www.jeffreykeeten.com مراجعه کنید. من همچنین یک صفحه وبلاگ نویس فیس بوک را در: https://www.facebook.com/JeffreyKeeten

مشاهده لینک اصلی
یا مسیح! من احساس می کنم مجبور به گریه کردن، به طوری که منوط به نشان دادن میراث فرهنگی خود را که در زبان روزمره بیرون می آید، با وجود رشد و زندگی در بین بیخدانان بدون هیچ گونه ارتباط با اسطوره های مسیحی ایجاد می کند. این کتاب وحشتناک است، و بسیار، بسیار خوب نوشته شده است. توصیف واقعیت زشت یک مرد جوان، هازل ماتس، که عمیقا توسط موعظه اخلاقی یک کلیسا تلاش می کند تا آن را تکان دهد، این امکان را فراهم می کند که یک چشم انداز از مردم سردرگم، ترسناک و مهاجم. همه آنها سعی می کنند ایده های خود را با مجبور کردن آنها به دیگران، با استفاده از واژگان متقاعد کننده، سوء استفاده، خشونت آمیز از مسیحیت مسیحی، و همچنین مفهوم آن که تنها یک حقیقت در جهان وجود دارد و خود را در اختیار دارند آن را و حق دارند آن را به دیگران تحمیل و حتی مرتکب جنایات تا زمانی که آنها در قلمرو محکومیت خود هستند. قصد رمان من را رد می کند. آیا نویسنده می خواهد جوهر توخالی و غیر اخلاقی دین را نشان دهد؟ یا بی تفاوتی؟ این جمعیت با افرادی است که بیش از حد محدود هستند تا بیش از دو امکان را ببینند: کلیسای مسیح یا کلیسای بدون مسیح. در هر دو سناریو، تعاریف گناه، رستگاری، موعظه و ماموریت، همانند ابزاری برای انتشار پیامهای ضد کلامی است. هازل ماتس متقاعد شده است که یک ملحد باشد، اما او در واقع یک آینه دقیق از دین که در آن رشد کرده است، ایجاد می کند. متأسفانه این بدان معنی است که او در همه جا آزاد نیست، اما با تأیید منفی، همه چیز را رد می کند. وقتی فاجعه اتفاق می افتد، من را ناراحت می کند و دایره ابدی ابدی عصبانیت، عادلانه مردم را می کشد که با یکدیگر مسیحیت را ملاقات می کنند اصول مطلق متکبر، و یا ضد آن. به طریقی، من به یاد مریلین روبینسون خانه، یک رمان نوشته شده در پروسس زیبا، ارائه پرتره های واقع گرایانه از افرادی که نمی بینند که این امکان وجود دارد نه تنها به باور به dogma مسیحی، بلکه به کاملا خوشحال و آزاد از گناه در خارج از حد خود است. در رابینسون در جهان O'Connor، شما می توانید یک ملحد باشید، اما شما یک ملحد ممتاز کریستین است که مرتکب گناه غیرقابل اعتقاد می شود و در مرزهای اخلاقیات باستان مسیحیت قرار می گیرید و پایه های اسطوره ای یک نکته از شکست اخلاقی در بیخدایی وجود دارد. شما مطمئنا با جهنم علامت گذاری شده اید، حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشید. در صفحه اصلی، شخصیت اصلی به طور مداوم پوزش می بخشد که برای ارزش های مسیحی زندگی نمی کند و درWise Blood @، Hazel Motes مسیحیت را با تمرین دادن به آموزه هایش، مانند دو ساله انجام می دهد دقیقا همان کاری را که مومیایی به او گفته بود انجام نمی دهد برای من سخت بود که با این اندیشه شناسایی کنم، اما من تشخیص وحشی و عقلانی که نویسنده آن را یک سناریوی کاملا معمولی در جوامع یکپارچه و تکاملی نشان می دهد. هیچ انسانی واقعی از یک مذهب که در هر جنبه ای از زندگی روزمره و حتی در زبان مورد استفاده برای توصیف احساسات غوطه ور شده است. من به یک نسخه عالی کتاب صوتی گوش دادم، و گاهی اوقات فریاد و تکان دادن تهاجمی تقریبا غیر قابل تحمل شد خشونت پنهان در شخصیت ها بیشتر آشکار است اگر من آن را به صورت خواندن آن را خاموش، skimming از طریق rants.As برای اثرات خنده: من نمی توانم از آنها لذت بردن از، بیش از حد demagoguery و تبلیغ ارزان ارزان کار در گذشته چند سال ها. در حال حاضر خیلی خطرناک است که خنده دار باشد. شاید ذهنم را در مورد آن تغییر بدهم.

مشاهده لینک اصلی
ناامید IronyFlannery Oconner زنی بود که جهان او را می شناخت. نه تنها نماد نجیب جهان، بلکه نیت و کثیف و کثیف زیر ناخن انگشتان دنیای سیاه و سفید و ضخیم سفید و سفید، از هتاک و گدایی خیابانی، پسر خوش تیپ و شایعات شگفت انگیز، شخص ایمان و فرد از ایمان از دست رفته، فاحشه قوس و مشتری او bumbling. آنها مضمونی، ناقص، نزدیک روانشناسی، وسواسی نیازمند، متعصب هستند. OConnor می دانست که چگونه این افراد در این جهان عمل می کنند و چگونه آنها را صحبت می کنند و مهمتر از آنچه آنها به طور کامل ناآگاه و ناتوان هستند. آنها نمیدانند چگونه در بسیاری از موارد عمل کنند و صحبت کنند. نه لزوما چون آنها بی تحصیل و یا بی تجربه هستند، بلکه به دلیل فرهنگی که آنها بخشی از خواسته های خود را از جهل و بی کفایتی. آن را در خون خود دارد. آنها محل و بهترین اقامت قرار داده است. آن را به جنوب جنوب برای راحتی و یا گوتیک آمریکایی برای مشروعیت. اما این جهان همان است که در آن همه ما زندگی می کنیم. ما ممکن است کمی در نژادپرستی گاه به گاه از Hazel Motes تردید کنیم، یا از استفاده از دیوار توالت در استفاده از یک دیوار توالت به عنوان یک صفحه زرد محلی استفاده کنیم. با این وجود، زبان روزمره ما به همان اندازه بی فایده است. و اخبار تلويزيون شبانه به سختي شايسته ترين و شاداب ترين و غم انگيزتر از خيارهاي معمولي در اتاق مردانه است. انوچ Emerys پیوستن بی عاطفه به Haze و تفسیر عجیب و غریب خود را از آنچه که مورد نیاز برای کمک به او موفق هستند، نشانه هایی از دیوانگی است که به همان اندازه در تظاهرات سیاسی اخیر آمریکا آشکار است. تعاملات سوء ظن، عملکرد اوتیستی ما هر روز - در حمل و نقل عمومی، قدم زدن در خیابان، در حال اجرا معاملات تجاری آسیاب - اساسا هیچ کدام از آن دسته از کشور کوهنوردی کشور است که متفاوت است. اما این به این معنی است که ما با استفاده از کتک زدن و روباه می توانیم با توجه به آنها به آنها توجه کنیم تا نقاط قوت آن را بدون دردسر بیابیم. اما این نکته کمتر به عنوان یک نتیجه نادیده گرفته می شود: هیچکس زندگی را از بین نمی برد؛ و آسیب تنها می تواند از طریق دیگر (آسیب دیده) folk.Despite وحشت آشکار از کتاب تعمیر، آن را زیرک، نرم، دقیق و دقیق بیان ironon که OConnor را به طوری هیپنوتیزم برای من جذاب است. یک دستکش آهن زنگ زده و به جای مشت، پر از پنبه های معطر است. اما آه چه بعد از اثر. ضربه پس از یک مطالعه متوقف می شود. درک بدون استدلال، اما از طریق نکات و پیشنهادات بسیار دقیقش می آید. چیزی که ما را به عنوان انسان متصل می کند، ماهیت یا ظرفیت انتزاعی نیست بلکه یک بی تفاوتی کامل و سرنوشت ساز است. از طریق او ما تبدیل به آگاه شدن از مشاجرات زمان و مکان ما می شود. به طور متناقض، این قدردانی از این بی رحم بودن است - اعتقاد مذهبی یا عدم وجود آن - که آزادی را ارائه می دهد.

مشاهده لینک اصلی
Blood Wise اولین کتاب فلامنیک OConnors است و کار زیبا و وحشیانه هنر است. ما به هازل ماتس در یک قطار معرفی شده ایم که کیسه دوفیل صادر شده توسط ارتش او توسط زن دیگری در کنار قطار آزار دهنده است. همانطور که در بند اول می بینیم، به طور کامل جابجایی می شود: @ هزل ماتز در زوایای جلو روی صندلی قطب سبز نشسته، به دنبال یک دقیقه در پنجره به نظر می رسد که ممکن است بخواهد از آن خارج شود و بعد از پایین عابر پیاده در پایان ماشین @ او در مرز بین این زندگی و دیگر مرگ است: @ در نیمه خواب او، هر چند او دروغ گفتن بود مانند دروغ گفتن در تابوت @ ما احتمالا امروزه او را به عنوان قربانی PTSD، اما در این کتاب، او فقط به نظر می رسد ابدی از دست داده است. او از ارتباط با خانم هیچکاک در میان قطارها ممانعت می کند و به جایی می رسد که دامبلدان سیاه را که ادعا می شود از شیکاگو است، اما Hazel معتقد است که از Eastrod شهر خود است. او قبلا از آنجا بازدید کرده بود و کشف کرد که خانه اش نابود شده، فاسد شده، نابود شده و مادرش و هر گونه وابستگی خانوادگی و خانوادگی به راحتی رفته است. او بهthe @ @ می رسد که تبدیل به یک شهر کوچک مرده به نام Taulkinham جایی که او با دیگر شخصیت های اصلی در داستان ملاقات می کند: واعظ کور با دختر 15 ساله خود را سبت، غریبه و احتمالا عقب افتاده اگر انسانی انسانی، و شستر هوور شوت. او بلافاصله از طریق واعظان کور از فقدان اعتقاد بیرون می کشد و کلیسای بدون مسیح را پس از خرید یک اتومبیل @ rat-color @ که به طور کامل برای جاده مناسب نیست، آغاز می کند. فضای رمان این است که از جنوب غربی مذهبی وسواس است و زبان یکی از تأثیرات اصلی اوکانرها را یادآور: ویلیام فاکنر. سبک منحصر به فردش کمتر از فاکنر است، و ترجیح می دهد جزئیات مفاهیم زندگی در @ city @ و رفتارهای کاملا ناپایدار شخصیت هایش را توصیف کند. فرایند روایت از هیزل تا سبت به انوچ ادامه می یابد قبل از اینکه به خانوار سرزنشش، خانم فلوود بپیوندد. در نهایت، هیچ یک از شخصیت ها واقعا نجات یا تسکین در نگرانی از زندگی خود را. با این حال، اگر هیزل هنگامی که می گوید، برخی از روشنگری ها را به انتها می رساند، اگر بدانید، اگر هیزل هیچ چشمی نداشته باشد، آنها بیشتر دارند. @ من فکر می کنم خانم Oconorn در تلاش برای نشان دادن این اقدامات هیزل هیزل (که شامل قتل) و تقلید نهایی خود را از واعظ کور، که حقیقت را نمی توان با در نظر گرفتن آن در دیگران (به عنوان Enoch و Sabbath و خانم Flood انجام با وقف خود را به Hazel در زمان های مختلف در کتاب)، اما تنها می تواند از خودت بیا همانطور که خانم Flood در انتهای کتاب متوجه شد، نشسته با چشمانش به چشمانش نگاه کرد و احساس کرد که او تا به آخر چیزی را که او نمی تواند شروع کند، ببیند، و او را دید که او دورتر و دورتر حرکت می کند ، پدر و دورتر از تاریکی تا زمانی که نقطه ضعف نور بود. @ این کتاب را در دبیرستان خواند و از بین رفته بود (من خودم در درجه ی مذهبی یوگسلاوی قرار گرفتم و این خواندن دوم را چهار دهه بعد پیدا کردم متاسفانه خیلی ناراحت شدم، او کانور خیلی نگارش نکرد، اما آنچه که او نوشت، حاوی یک جهان احساس و درد است که به ندرت با چنین واقع گرایی و ناخوشایند نگاه می کند. بسیار توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جان آگاه


 کتاب آدمکش ها
 کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
 کتاب زندگی پی
 کتاب ترجیع گرسنگی
 کتاب ماهی چاق گنده ی من که زامبی شد
 کتاب خشکسالی