کتاب تشریفات

اثر سیس نوتبوم از انتشارات فرهنگ نشر نو - مترجم: سامگیس زندی-ادبیات داستانی

اینی، روزی که زیتا ترکش می‌کند، تصمیم می‌گیرد خودش را بکشد، چرا که در ستون طالع‌بینی روزنامه، که خودش آن را می‌نویسد، آمده: شیر متولد تیرماه، همسرت تو را ترک می‌کند و تو خودکشی می‌کنی! اینی که به گز کردن خیابان‌های آمستردام، پیگیری اخبار بورس، تامل درباره‌ی عشق و هنر و نوشتن طالع‌بینی دلخوش بوده، پس از خودکشی و در زندگی بازیافته‌اش به دو تن از اقومش بر می‌خورد، آرنولد تادس که حتی دقیقه‌های زندگی‌اش را هم اندازه می‌گیرد و پسر مطرودش فیلیپ، که برای گریز از بیهودگی و بی‌معنایی زندگی‌اش به آیین و اندیشه‌ی چای ژاپنی پناه برده است...


خرید کتاب تشریفات
جستجوی کتاب تشریفات در گودریدز

معرفی کتاب تشریفات از نگاه کاربران
_
این ویژگی زمان است که پس از گذشتن، به شکل کلافی در هم‌گوریده، یا ماده‌ای جامد و یکپارچه، یا غذایی که همیشه فقط یک بو و یک طعم از آن احساس می‌شود به نظر می‌رسد.
_
اگر چیزی بود که می تواتست مرگ را، کوری را، سرطان را درمان کند، همین بستر بود و بس.
_
تشریفات رمانی است شامل سه بخش که سه حادثه زندگی «اینی وینتروپ» را توصیف می‌کند، بخش نخست که کوتاه‌ترین بخش نیز است، توصیف ازدواج اینی وینتروپ با زیتا دختری اهل نامیبیا که مدل عکاسی است. این ازدواج پس از شش سال با ناکامی مواجه می‌شود و اینی را تا مرز خودکشی می‌کشاند. بخش دوم و سوم کتاب شرح آشنایی قهرمان داستان با پدر و پسری است که با مجموعه عقاید عجیب و منحصر به فردشان اینی وینتروپ را تحت تأثیر قرار می‌دهند، اما در نهایت تنها می‌توانند نگاه قهرمان داستان را اندکی نسبت به زندگی تعدیل ببخشند. اینی وینتروپ از جزمیت بیزار است. از هرگونه دکترین فکری و عقیدتی که رنگ و بویی از ایدئولوژی بدهد سرپیچی می‌کند؛ در رمان زیبای «تشریفات» نبض تاریخ معاصرجهان می‌زند. بسیاری از حوادث دهه‌های 50، 60 و 70 میلادی، از جمله مسافرت انسان به ماه، کودتای 28 مرداد 32 در ایران، دوران ریاست جمهوری آیزنهاور و کنفرانس برمودا و بسیاری از حوادث تاریخی معاصر را به لایه‌هایی پنهان و آشکار در رمان می‌بینیم و همچنین بحث و جدل‌های اگزیستانسیالیستی شخصیت‌های داستان و مکالمه‌های مذهبی، فلسفی و اخلاقی کتاب، از تشریفات رمانی کم نظیر و عمیق ساخته است.

مشاهده لینک اصلی
رمان حرف های بسیاری برای گفتن داشت ولی ذهنم به یک جمله کلیدی که بگویم اصل مطلب بود نمیرسد. کلا درگیری های ذهنی افراد با خودشان و جایگاهشان به عنوان یک انسان در دنیا بود. شاید برای همین تشریفات را کتابی با درونمایه اگزیستانسالیستی میدانند. نثر نویسنده روان و سرشار از جملات زیبا و عمیق بود.

قسمت هایی از کتاب

حافظه سگی است که هر جا دلش خواست می خوابد، و اگر اینی می توانست خاطراتی را به یاد اورد ، اینها بود: اخبارتجاری،درخشش ماه در کانال و دار زدن خودش در مستراح.....چون در ستون طالع بینی برای خودش پیش بینی کرده بود که زنش با یکی فرار می کند و او یعنی شیر دست به خودکشی می زند.چه پیش بینی فوق العاده ای! زیتا با یک مرد ایتالیایی فرار کرد و اینی دست به خودکشی زد.زمانی شعری از بلوم خوانده بود که حالا یادش نمی امد. سگ هوس باز او را در اینجا به حال خودش رها کرده بود.۱۳

اینی دنیا را انجمن عجیبی می دانست که او تصادفا عضوش شده بود. انجمنی که هر کس می توانست بدون هیچ توضیحی از ان خارج شود.او تصمیم گرفته بود اگر انجمن کسل کننده تر از این شد، ان را ترک کند. بیشتر روزها به نظرش میرسید که ان لحظه فرا رسیده است. ۱۵

پدرش سه هفته بعد از ازدواج با دختر یک سرمایه دار فرانسوی ،با مادر اینی رفته بود. به نظر فامیل، گناه جنایت و ازدواج نامناسب یکی بود.سپس انها پدرش را فراموش کرده بودند، اما با این نوع فراموشی ها ، ادم فراموش میکند که چه چیز را فراموش کرده است. به دستکشی که در قطار جا گذاشته ای دیگر هرگز فکر نمیکنی.۴۲

ارنولد تادس پرسید: خب طعمش چطور بود؟ از او یک تعریف خواسته شده بود،حالا باید این حس،قبل از اینکه با احساس دیگری مخلوط شود، به قرارداد تبدیل شود.
«طعم دود و طعم فندق»
بعدا با خود فکر کرد باید در هر یک از لحظات مهم زندگی ات یک ارنولد تادس داشته باشی ، کسی که از تو بپرسد: ایا می توانی احساس و بو و طعم اولین ترست، اولین احساس تحقیرت، اولین زن زندگی ات را دقیقا تعریف کنی؟و این سوال را هم همیشه باید در همان لحظه پرسید تا قرارداد به قوت خود باقی بماند و ترس و حقارت بعدی نتواند ان فکر و تجربه اولت را کم رنگ کند. ان تعریف دفعه اول دود و فندق می توانست معیاری برای همه تجارب بعدی باشد و تعیین کند که تا چه اندازه از دفعه اول منحرف شده است. شاید با نبود فندق و دود ، این معیار در اینده بی اعتبار میشد.۴۷

دنیا لبریز از کسانی بود که چیزی شده بودند و بیشترشان هم به وضوح از انچه بودند خوشحال نبودند۴۹

ارنولد تادس در صفحه ۶۰ بیان می کند از مردم و حتی خودش هم بیزار است.
انسان به درون دنیا پرتاب شده بود. دنیای بی هدفی که به درونش پرتاب شده بودی ، وجودی که هیچ معنایی نداشت مگر اینکه خودت معنایی برایش خلق کنی.۶۲

ارنولد تادس:وقتی سارتر میگوید «انسان به درون دنیا پرتاب شده است ، و تنهاست، خودش مسیول این است که چه بشود و چه بکند.» من هم میگویم بله کاملا درست است. اما اگر بگویدکه من مسیول دنیا و دیگران هم باشم، میگویم نه!به هیچ وجه. من چرا مسیول باشم؟اگر کسی خودش را انتخاب کند یعنی انوقت همه نوع بشر را انتخاب کرده؟چرا؟من که از هیچ کس چیزی نخواسته ام. کاری به کار هیچکدام از کرم های دور و برم ندارم.من فقط نوبت خودم را بازی میکنم چون که ناچارم، همین.۶۴

تن و بدن هیچ نقشی در دلدادگی بازی نمیکنند.فقط معمولا کمک میکنند که زودتر از وجود ان اگاه شوی.این یک شناخت غریزی و ناگهانی و یقینی است که اعلام میکند کسی خوب است.۷۹

چهل سالگی سنی است که یا باید هرچیزی رابرای بار سوم از سر بگیری، ویا اینکه کم کم تبدیل شوی به یک مرد پیر و بداخلاق.۱۰۲

تادس گفت: به نظر من اینکه برای وجود داشتن لازم است جسم داشته باشد ، اصلاقابل تحمل نیست. اینی فکر کرد برای کاتولیک ها هم بدن الوده مانعی برای رستگاری است.۱۳۹

فیلیپ تادس دنیای خود را فقط با این هدف به صومعه تبدیل کرده بود که خود را در اندیشه مرگ غرق کند.بی تردید این نمیتوانست بر اساس هیچ یک از ایین های شرقی باشد. اما همین که پای قربانی پیش می امد، ادم دوباره به جلجتا بر میگشت، ومطمینا تادس نمیتوانست بدون قربانی به رستگاری دست بیابد. و این قربانی خود او بود.۱۴۲

اگر عیسی مسیح در چین یا ژاپن به دنیا امده بود، حالا در هر پنج قاره ، این چای بود که هر روز به خون تبدیل میشد.
اما در تشریفات چای خود چای اهمیت زیادی نداشت، فقط شیوه نوشیدنش مهم بود.شکل تشریفات باید نهایتا به تجربه ای درونی منتهی میشد، تا راه را به سوی باغ بسته اسرار نشان دهد. چه حیوان عجیبی است انسان،همیشه چیزهایی باید در خور نیازش ساخته شود تا گذر او را به قلمرو پر رمز و راز اسان تر کند۱۴۸

در خیابان بوق ماشین ها بلند بود. کامیونی در جایی راه را بسته بود، و بشریت که به تازگی با پرشی نرم و ظریف تا ماه پرواز کرده بود، اینک داشت مثل اورانگوتانی ناتوان از پیدا کردن موز نعره می کشید.
ریزنکمپ گفت: می توانید تصور کنید در زمانی که این اقایان(با دست اشاره به مجسمه های اسیایی کرد که پشت سرش مشغول مراقبه بودند) تفکراتشان را تولید و ترویج می کردند چه ارامش غیر قابل تصوری در دنیا بود؟حالا کسانی که بخواهند در پیروی از ان افکار راهی را پیدا کنند که انها را به سوی ان چیز موعود ببرد،با پیچ و خم هایی روبرو میشدند که بالاخره همه این مرتاضان شرقی را به ته دره پرتاب خواهد کرد. ما در یک جهنم مجسم زندگی میکنیم، ولی به ان عادت کرده ایم. ظاهرمان شبیه این هاست، اما دیگر چیز مشترکی با انها نداریم.اگر بخواهیم شبیه اینها شویم باید تا میتوانیم سهمی از دیوانگی ببریم،وگرنه نمیشود این زندگی را تحمل کرد.ما برای دنیای انها ساخته نشده ایم.۱۴۸

تادس گفت:انچه شرق به من داده این طرز تفکر است.این منی که از ان من است، چیز خاصی نیست.اگر این من ناپدید شود ، چیز زیادی از دست نمیرود و چندان مهم نیست. من سدی هستم در برابر دنیا و دنیا سدی است در برابر من. فقط زمانی هماهنگی خواهد بود که من از دست هردوشان یکدفعه راحت شوم. در این صورت چیزی که میمیرد مجموعه ای از رخدادهاست که نام مرا با خود حمل میکند و من برایش هیچ ارزشی قایل نیستم.انچه من از زندگی اموخته ام این است که نترسم.من در سکوت میتوانم خود را تجزیه کنم. اگر یک شیشه زهر را در یک اقیانوس حل کنی، اقیانوس احساس بیماری نخواهد کرد، و زهر از بار یک مسیولیت سنگین ازاد خواهد شد، دیگر دلیلی ندارد که زهر باشد.۱۵۴

خودکشی فاجعه بزرگی نیست. اگر من قبلا خودکشی میکردم از روی نفرت بود ولی حالا نیست.....حالا منتظر لحظه درست هستم. هنوز وقتش نرسیده.۱۵۶
...اینی حدس میزد شاید راهب تنها، تصمیم گرفته است بگذارد زمان انتخابی اش برای مردن با مرگ طبیعی اش مصادف شود.۱۵۷

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تشریفات


 کتاب جزیره گنج
 کتاب ماناموکی: افسانه ای از یک سرزمین آرمانی
 کتاب برهنه ها و مرده ها
 کتاب به خدای ناشناس
 کتاب جود گمنام
 کتاب خانواده تهی