کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک

اثر جاناتان سفران فوئر از انتشارات نشر چشمه - مترجم: لیلا نصیری ها-ادبیات داستانی

چند سال بعد از مرگ پدرش در یازدهم سپتامبر، اسکار شِل کلیدی را در گلدانی پیدا می‌کند. کلید به پدرش تعلق دارد، اسکار از این بابت مطمئن است. اما این کلید کدام یک از ۱۶۲ میلیون قفل شهر نیویورک را باز می‌کند؟ این سؤال اسکار کاشف، نامه‌نگار و کارآگاه آماتور را بر آن می‌دارد که هر پنج محله‌ی نیویورک را زیر پا بگذارد و وارد زندگی دوستان، اقوام و آدم‌هایی کاملاً غریبه شود. در این راه، غم‌وغصه‌های زیادی روی شانه‌های اسکار سنگینی می‌کند، تحت‏تأثیر این غم‌و‌غصه‌ها حتا جراحت‌هایی به خودش وارد می‌کند و با هر کشفی یک قدم به قلب ماجرای پُررمز‌و‌رازی نزدیک می‌شود که به پنجاه سال پیش و تاریخچه‌ی خانوادگی‌شان بازمی‌گردد. اما آیا این سفر او را از پدر درگذشته‌اش دورتر می‌کند یا او را به پدرش نزدیک‌تر؟


خرید کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک
جستجوی کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک در گودریدز

معرفی کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک از نگاه کاربران
امروز صبح این کتاب را به پایان رساندم، مصمم بود آن را قبل از انجام هر کاری دیگری امروز انجام دهد. من می خواستم آن را به پایان برسانم. من آخرین 41 صفحه و آمپر؛ سپس در انتهای صفحات اضافی 15 تصویر بی نظیر نگاه کرد و اکنون من اینجا نشسته ام و ناخوشایند. من نمی دانم چگونه از طریق متن متن های ناامید من را از طریق ارتباط برقرار کنم. [تصویر خطا] من واقعا می خواستم این کتاب را دوست دارم. این به من توسط یک دوست که آن را دوست داشت داده شد - کسی که به نظر من اعتماد. من برای مدت طولانی خواندن آن را نداشتم، و اکنون که من دارم، وظیفه غم انگیز من گزارش دادن این است که من آن را دوست نداشتم. این باید یک داستان در حال حرکت در مورد غم و اندوه، یک پسر کوچک برای پیدا کردن که چرا پدرش درگذشت، و یادگیری اجازه دهید او بروید. اما چیزی نبود. هیچ طرح، هیچ نقطه ای وجود نداشت و من فقط آن را نگرفتم. دقیقا سه بخش از این کتاب وجود داشت که من را به چیزی غیر از سردرگمی و ناامیدی احساس کرد. این سه بخش احتمالا به حدود 10 صفحه اضافه می کنند. و پس از آن یکی از آنها دروغ بود، بنابراین بازگشت به سردرگمی و ناامیدی در آن یکی. این کتاب بسیار شگفت انگیز بود. من حدس می زنم که بسیاری از افراد @ @ @ @ @ @ @یا چیز دیگری را فراخوانی می کنند، اما به من، آن را فقط @ LOOK AT ME! منحصر به فرد IMAGE @، که چیزی جز تحریک به تجربه خواندن این برای من اضافه نشده است. من برای تحریم کتابها از تحمل بسیار کم برخوردار هستم، و احساس می کنم اگر نویسنده به هیچ وجه از کلمات برای گفتن به داستانش استفاده نکند، بهتر و منطقی تر بود و چیزی اضافه می کرد. هیچ چیز به این داستان یا تجربه برای بیشتر این چیزها اضافه نشده است. اکثر آن کاملا تصادفی بود - به طور معناداری می توانست چشم ها و روش نقطه را از یک جدول پر از عکس ها در مغازه عجیب و غریب برداشت. یا شاید این را توضیح می دهد: ظاهرا، این تصاویری هستند که در «اسکارس» پخش می شوند که به کتاب من اتفاق افتاده است. لطفا، به من بگویید، چگونه تصویری از دو جفت لاک پشت به او رسید؟ یک عکس از یک مرد در زمین در طول یا پس از مسابقه تنیس؟ دو Homo Sapiens ابتدایی با هم راه می روند؟ او یک فضانورد بود؟ یا هر کدام از اینها: @ کوسه حمله به یک دختر، کسی که از میان برجهای دوقلو پیاده روی می کند، این بازیگر زن گرفتن یک دوست پسر معمولی او، یک سرباز که سرش را در عراق قطع می کند، محل دیوار است که یک معروف نقاشی به سرقت رفته بود. این چیزها برای او اتفاق نمی افتد، و حتی نمی توانم ببینم که آیا آنها حتی از راه دور به او یا هرچیزی که تجربه کرده اند مربوط می شود - به استثنای شاعرانه یا روش استعاری. اما این درست نیست. اسکار بسیار حرفهای است. او شخصیت های گفتار را نمی فهمد، بنابراین من فکر می کنم خیلی دشوار است که فکر می کنم کتابی به نام \"Stuff\" که برای من اتفاق افتاده است، پر از تصاویر نمادین یا استعاری است که احساسات او را نشان می دهد. اگر این مورد است، چرا فقط آن را به نامPictures نشان می دهد احساسات من @؟ اسکار از همان ابتدا از من غمگین بود و من فقط نمیتوانم خودم را دوست داشته باشم یا با او شناسایی کنم. سعی کردم منظورم این است که پسر کوچکی که به شیوه ای خاص و منظم فکر می کند، که نیاز به ثبات دارد، و پدرش در حال فرار از زیر آن را می کشد. سعی کردم من فقط نمی توانستم من نمیتوانستم این بچه را ببینم که نمیتواند ببیند که مادرش واقعا برای شوهرش گریه میکند اما چیزهایی مانند خطوط مترو در نیویورک را تنها در بالای محوطه در محلهpoor @ میبیند. من نمی توانستم این بچه خودخواه لعنتی را که می گوید مادرش می گوید که آرزو می کند او انتخاب کند که پدر و مادرش درگذشته بودند، نمی دانند مادرش یا مادربزرگشان زندگی بیرون از او دارند، که واقعا چیزها را می فهمد. در، درب؟ من تنها چیزی که برای مادر بزرگم مهم است اوه، اما اوسر چنین جذاب است، شما می دانید زمانی که او زنان تصادفی را می پرسد، اگر بتواند آنها را ببوسد، به آنها می گوید که آنها @ به طور باورنکردنی زیبا @ هستند. نه، او به این معنی است بطور باور نکردنی. خوشگل. همه آنها. این مرد پیری لعنتی خزنده است که در یک قطار ایستاده است ... فقط در یک بدن 9 ساله به دام افتاده است. و با این حال مردم فقط با آن می روند. من می دانم که مادر اسکارس به اطراف مراجعه کرده و به افرادی که به نام سیاه خوانده اند صحبت می کند که می آیند، اما این کار تا زمانی که پس از چند سال و چند روزه به طور تصادفی صورت نگرفته باشد، همه افراد به نام سیاه، ، آنها فقط همراه با آن می مانند، مثل آن که عجیب نیست. حتی اگر آنها هشدار داده شود، من به طور جدی تردید می کنم که هر شخص @ پخش @ همراه است. آنها عمل می کنند مانند آن ها می دانند که چکمه هایheavy به معنای آن است که افسرده شده اند، نه به معنای واقعی کلمه فکر کردن که کفش هایش وزن زیادی دارد. آنها نمی گویند من نمی فهمم پسران 9 ساله بوسه می زنند @ آنها می گویند @ این نمی تواند یک ایده خوب است @ صحبت از آن ... هیچ کس نمی گوید آنچه که آنها در این کتاب به معنای. اوسر می گوید چیزهای نامناسب صادقانه است زیرا حسی و کودک دارد و احتمالا Aspergers دارد، اما وقتی که به چیزهای مهم او - پدرش می رسد - او را خاموش می کند. غیرقانونی کدام موضوع بزرگ در این کتاب است هیچ کس با یکدیگر حرف نمی زند به جز البته برای رابطه پدر و پسر کامل که توماس / اسکار داشته باشد. س ...

مشاهده لینک اصلی
شاید من فقط احمق باشم، اما من این کتاب را نگرفته ام، و من واقعا از آن دیوانه نیستم. برای من خیلی کمرنگ است، به این معنا که من فکر نمی کنم کسی واقعا چیزی را که فوئر جهنم می خواهد بگوید، می گوید، اما چون آن مفهوم هر کس آن را دوست دارد. یا شاید من فقط به دنبال بیش از حد به کتاب. اما من متوجه شدم که مجبور به خواندن و دوباره خواندن صفحات بارها و بارها به منظور درک این همه. این کار را برای من انجام نمی دهد، اما ممکن است سعی کردم آخرین بار از آن عبور کنم، عمدتا به این دلیل که احساس می کنم بسیار مجرم هستم، اگر من یک کتاب را ندیده ام، با وجود آنکه من فکر می کنم آنقدر بد است.

مشاهده لینک اصلی
طبق گفته ی ویلیس، دو نفر از این کتاب هرگز چنین کتابی را خوانده اند. من عاشق نویسنده ای هستم که اجازه می دهد که یک داستان فقط باز شود که من را ترک می کند تا نتیجه گیری های من را بیاموزد. من عاشق آن بودم که فقط در حدود 9-11 بود، بلکه در جنگل های درسدن و هیروشیما پاره شد. خوب من چرخش این است که احتمالا قوی ترین کتاب ضد جنگ است که هرگز خوانده ام. جریان نوشتن سبک هوشیاری، انتخاب کامل است. این وحشیانه و مناسب است، فقط با آن بروید. این افسرده نیست در واقع بخش هایی از آن واقعا خنده دار هستند. اگر دوباره به شما هشدار دادم، دوباره دروغ می گویم - آن را در روده قرار می دهیم. Oskar چنین کمی جذاب (به خصوص با خانم ها)، یک ترکیب دلهره آور از بی گناهی خالص و \u0026 amp؛ نابغه یک مخترع اجباری با توانایی غافلگیرانه در خارج از جعبه فکر می کند. او همه چیز را از جیب های قابل حمل و پیراهن پرنده ای به اتومبیل های زیست تخریب پذیر می فشارد \u0026 amp؛ آسمان خراش ها با ریشه؛ هرگز هر نوع سلاح را تصور نمی کند، هرگز انتقام را فریفته نمی دهد. او در طول 9-11 بزرگترین پدر خود را از دست می دهد و هنوز خود را همچنان باقی می گذارد. بازماندگان که زخمی می شوند، اما نابود نمی شوند، شاید با انتخاب همه چیزهایی که عشق پدر پدر را از دست داده اند را به دیگران منتقل می کند. این رمان کامل نیست، چه چیزی است؟ Iâ € ™ ll نیت انتخاب، من از دست رفته با تعویض روایت 1 شخص - پدربزرگ و مادربزرگ ها بیش از حد عجیب و غریب بود. شکایات بی اهمیت، اگر اشکالات شما فقط بر روی آن قسمت ها غلبه کنید، مقدار زیادی جادویی وجود دارد. این عجیب است اما من این کتاب را با احساس امیدوارانه به پایان رساندم. دوست دارم تصور کنم 9-11 می تواند یک اسکار را ایجاد کند. یک نابغهی فکر آزادانه محدود و \u0026 amp؛ مصمم به اختراع جهان بدون جنگ - چکمه های سنگین و همه چیز. به یاد ماندنی نقل قول: @ او خنده به اندازه کافی برای مهاجرت کل گله پرندگان. اینطور بود که او گفت: \"بله\" \"من او را شناختم، هوریتیو؛ یک تلنگر از حماقت بی نهایت، یک masturbator عالی ترین در حمام دوم حمام â € من اثبات.â €

مشاهده لینک اصلی
به نظر من یک کتاب با عکس در آن و بعضی از صفحات غیرنقدی ایجاد می کند. من IDEA FROM DOUGLAS COUPLAND را در سال 1991 دریافت کردم. من یک جایزه به من بدهید.

مشاهده لینک اصلی
اسکار، یک بچه متفکر پر از معجزه ها و معلولان، یک کلید پیدا می کند. بنابراین سفر او برای یافتن مکان خود (و خود) در جهان باید حداقل الهام بخش باشد. اما اگرچه اوسر همه چیزهای جالب را در هر جایی که می رود، یاد می گیرد، او هرگز پیشرفتی ندارد. و به همین ترتیب، داستان را هم نمی کند. از آغاز، عرفان تیز و شخصیت های برجسته است. پدر مخصوصا به همان اندازه قابل قبول است. اما داستان به طور کامل در بسیاری جهات حرکت می کند بدون اینکه واقعا به هر جا برود. ترکیب آن با دیدگاه های مختلف، و آن را به عنوان یک messed تقلا تبدیل شده است. آن را مانند جورج RR مارتین و چاک Palahniuk تیم برای نوشتن این. این ممکن است بسیار جذاب باشد اما کار درستی نیست.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک


 کتاب راهنما
 کتاب آخرین مرز
 کتاب جادوی خون
 کتاب حمله دوم به نانوایی
 کتاب حتی سگ ها
 کتاب داستانی زمستانی