کتاب برفک

اثر دان دلیلو از انتشارات نشر چشمه - مترجم: پیمان خاکسار-ادبیات داستانی

این رمان که بنا بر نقدها و نظرهای عمومی و مطبوعاتی از پرفروش‌ترین و تاثیرگذارترین آثار ادبیات پسامدرن در 30 سال اخیرِ ادبیات آمریکا بوده است در سال 1985 منتشر شد و بعد انتشار به نظر بسیاری از منتقدان از نمادهای ادبیات پست‌مدرن تلقی شده و می‌شود. دان دلیلو که یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان آمریکایی بعد از جنگ است سال‌هاست که در کنار نام‌هایی چون فلیپ راث، توماس پینچون، اداگار لارنس داکتروف، سال بلو، دویود فاستر والاس و... از مهم‌ترین داستان‌نویسان جریان پسامدرن محسوب می‌شود. رمان «برفک» روایتی‌ است از زندگی یک استاد دانشگاه و خانواده‌اش که در مواجهه با مظاهر مصرف‌گرایی و تکنولوژی نوظهور سال‌های دهه‌ 80 دچار یاس‌ها و تردیدهای وجودی و زیستی می‌شوند. دان دلیلو همواره به عنوان نویسنده‌ای با گرایش‌های پررنگ فلسفی مشهور بوده و بی‌تردید یکی از این دلایل همین رمان است. «برفک» جوایزی از جمله‌ جایزه‌ کتاب ملی آمریکا را از آن خود کرده است. نشر چشمه این رمان را با ترجمه‌ خاکسار در روزهای نمایشگاه کتاب به مخاطبان عرضه خواهد کرد.


خرید کتاب برفک
جستجوی کتاب برفک در گودریدز

معرفی کتاب برفک از نگاه کاربران
توصیفات داستان یکم زیادی بود، من بیشتر از قسمت هایی که توصیف بود و مهم به نظر نمی اومدن توی روایت داستان می پریدم، فقط تو دو قسمت داستان به مدت چندین صفحه فقط عجله داشتم که ببینم ادامه داستان چی میشه، بقیه اش هیچ هیجان و کشش خاصی نداشت ... البته قابل ذکره که پایان جالبی داشت.... اسم برفک تنها به خاطر توسط یک مرد از مرد دیگری هست، انتخاب جالبی بود

مشاهده لینک اصلی
وسواس فکر کردن درباره ی مرگ دارم.
در گوگل کتاب های درباره ی مرگ را جست و جو کردم.
یکی شان این کتاب بود.
در کتاب فلسفه ی ترس - که هنوز خواندنش را تمام نکردم- از این کتاب نقل قول شده بود.
این دو نشانه مرا به خواندن کتاب اغوا کرد.
ریویوو
گیلگمش به دنبال عمر جاودانه و بی مرگی بود و پس از جست و جوی بسیار به
این واقعیت پی برد که مرگ گریز ناپذیر است.
اما در دنیای مدرن@برفک@ آدم ها می دانند از مرگ فراری نیست. آنها به دنبال
پادزهری برای
آگاهی
از مرگ هستند.
زیرا که آگاهی از مرگ ترس از مرگ را به دنبال دارد و
اگر این آگاهی نباشد، انسان نامیرا می شود
چنانچه دیگر موجودات ناآگاه به مرگ به واقع نامیرایانند.
از طرفی در دنیای مدرن مرگ در تار و پود دنیا تنیده. خطر همه جا هست.

نشت ماده ی شیمیای، آدامس های سرطان زا و...
در برابر این ترس و آگاهی هر کسی شیوه ای برای رهایی پیش گرفته

قرص ضد ترس از مرگ، روبرو شدن با مارهای سمی، ایمان به نیروی
اسطوره ای سوپر مارکت، پناه بردن به شخصیت های پر جذبه تاریخی مثل هیتلر.
ولی آیا گریزی هست؟

در حال خواندن کتاب
نکته ی 1: کتاب توصیفات و شهودهای بسیار ظریفی دارد مثلن:
@آن وقتی از سال، آن وقتی از روز بود که اندوهی کوچک ومصر خود را در بافت اشیا حل می کند. غروب، سکوت ، سرمای فلزی. تنهایی که به استخوان می زد[email protected]
نکته ی 2: باید در خواندنش صبور بود
نکته ی 3:در طول کتاب صدای رادیو و تلویزیون در همه جا شنیده می شود.
نکته ی 4: کودکان کنجکاو و آگاه. مثلن گفت و گوهای عمیق هاینریش با پدرش
نقل قول
@مسئله همینه. هیچ حیوانی این مرض رو نداره. این یه مرض انسانیه. آقای گری گفت حیوانات از خیلی چیزها
می ترسن ولی مغزشون اون قدر پیشرفته نیست که بتونه دچار این مرض ذهنی به خصوص بشه[email protected]
...
گفت:@ از مرگ می ترسم. تمام مدت بهش فکر می کنم. از ذهنم بیرون نمی ره@


مشاهده لینک اصلی
مثل اینکه مادرم هنوز به من تلفن می کند اگر آب و هوای بد در نزدیکی وجود داشته باشد یا اگر من رانندگی در تعطیلات جایی که جاده ها را می توان با افرادی که بیش از حد برای نوشیدن پر شده بود. آن را مانند زمانی که در فروشگاه مواد غذایی پارکینگ کامل باقی بماند زمانی که برف در راه است چرا که مردم فکر می کنم آنها ممکن است در داخل forever.Its خانه خود را مانند که چگونه این خبر می توانید در مورد چگونه کک می تواند به شما، بنابراین شما شروع به نوشیدن نوشابه رژیمی کشتن گزارش دهید، اما پس از آن گیر کرده است شیرین کننده های مصنوعی می تواند به سرطان به شما بدهد، بنابراین شما سعی کنید فقط آب می نوشند، اما می تواند وجود داشته باکتری های موجود در آن را مگر اینکه شما با استفاده از یک filter.I عاشق این book.It من زمان زمان طولانی به آن را بخوانید، نه چون من آن را دوست دارم هیچوقت، اما چون من می خواستم به آن را مزه مزه کنیم، وقت من با آن، زیر خط دار نقل قول ها، اجازه دهید گفت و گو را marinate bit.So کمی، من باید به شما بگویم که شما نمی توانید به این کتاب دنبال یک تریلر یا یک رمان dystopian آخرالزمانی است. قطعه ای که نمی خواهی به تو بپیچد و صفحات را روشن کنی تا بفهمی که بعد چه اتفاقی می افتد. مکالمات خود را بین شخصیت ها، راه فوق العاده جملات ساختار، پرش از یک صحنه را به دیگری، تفسیر پشت آن همه است. این چیزی است که شما به آن وارد می شوید. کتاب در معرض مرگ، رسانه ها، ترس، مصرف گرایی و غیره است. کمی قبل از آن نوشته شده بود، اما به نظر نمی رسید همه چیزهایی که به من داده شود. از چند صفحه اول، می دانستم که بر روی چیز خاصی گشتم. نیمه راه من آماده بودم که دنیا را بخوانم تا آن را بخوانم. در پایان، من در دامان من قرار دادن کتاب، قرار دادن دست من تا به دو طرف سر من، نوک انگشتان به آرامی به موهای من فشرده، سپس دست من دور کشیده در حالی که ساخت صدای یک انفجار بی سر و صدا با لب های من. ذهنم نفوذ کرد

مشاهده لینک اصلی
خواندن صدای سفید توسط Don DeLillo معادل ادبی از 18 ساعت پارانوئید بدون گشت و گذار کانال در حالی که سیگنال زنجیره ای و پرستاری میگرن در یک شهر دمیده و پر جمعیت است. آیا شما می خواهید بدانید چرا این یکی از مهم ترین کتاب های قرن بیستم است؟ از آنجاییکه یک نمونه خوب از یک شبیه سازی پست مدرن، فلسفه پوچ که نیمه دوم قرن بیستم را تحت الشعاع قرار داده است، هنوز هم ما را مورد آزار و اذیت قرار می دهد. چند روز پس از خواندن این کتاب احساس غرور و خالی کردم، و من هنوز در حال بهبود است. او توانایی بالایی داشت. این می تواند یک تفسیر بزرگ در زندگی در یک جامعه اشباع رسانه ای است که پرستش ایمنی و رنگ های روشن در معابد فروشگاه های مواد غذایی، جامعه ای است که در مواد سمی سمی از لذت های ماتریال بیهوده، راحتی و حواس او را خفه می کند. اما یک تفسیر بزرگ نیز بسیار معنی دار بود و بعد از آن، این سن نفی و اختلال است که همه چیز به صورت بیرون در آمده است و بدون ترس به طور کامل زندگی می کند بدون اینکه تردید را آزادانه بکشد. این سن ناپایداری است که در آن بهترین هنرمندان باید بی تفاوتی یا حتی خصمانه به همبستگی عالی باشند و فقط تصویربرداری از مبارزه با قهرمانی ستودنی است و با توجه به جوایز ملی برگزیده می شود. دیلو نویسنده با استعداد است، اما استعداد خود را در این اثر نابود می کند و فرصتی مهمی برای تقاضای تغییر از دست داد. من اشتباه نکردم، من با ترس و وحشت از یک محیط دیستوپیک آمریکایی ناراحت نیستم. رویداد هوای سمی درخشان، به موقع و ضروری بود، اما او هرگز از خوانندگان خواسته است که حتی نگاهی دقیق به علل و پیامدهای شیوه زندگی تولید کننده سموم خود داشته باشند. و آنجا بود! من نیز با طرح شیطانی خودم این مسئله را مطرح می کنم که آزادی وجود دارد که در قتل یافت می شود که هیچ جا جاودانه ای وجود ندارد که داده هایpysychic مهم @ می توانند از تبلیغات و برنامه های تلویزیونی خیره شوند. آره، من می دانم، داستان تنها آن، آره من می دانید، او به معنای چیزی دیگر به طور کامل، آن را به نوبه خود به بیرون و به عقب و آن را این است که او واقعا به معنای، کک و دیلار و گلوله در سر من، عصر مخالف خود قرار داده است!

مشاهده لینک اصلی
â € œWhat اگر مرگ چیزی جز صدا .... سر و صدا الکتریکی â € | شما آن را برای همیشه لطفا برای شنیدن آن â € ~ همه اطراف â € | مرگ: سر و صدا سفید یک استعاره برای محتوای هیچ چیز. با این حال شما مایل به توصیف آن هستید، مرگ یک سایه سیاه بزرگ را روی ما می کشد. این انسان ها را پوشش می دهد، اما نه حیوانات - زیرا حیوانات از مرگ نمی ترسند. خلاص شدن از شر آن سایه، مشکل solvedâ € | چه اگر یک قرص وجود دارد که آن را رفع بخش ترس از مرگ مغز و درمان این @ condition @ آیا شما آن را می گیرید؟ اگر شما در تصمیم گیری نیاز به کمک داشته باشید، بخوانید صدای سفید. این در مورد مرگ، ترس مرگ است، سر و صدای بی معنی سفید در زندگی ما. و هیتلر. \"چیزی در مورد اسامی آلمانی، زبان آلمانی، چیزهای آلمانی است. من نمی دانم دقیقا چه چیزی است. فقط اینجا هست. مطمئنا هیتلر در وسط آن همه چیز است. \"او شب گذشته بود.\" همیشه \"همیشه\" بود. ما نمی توانستیم تلویزیون را بدون او داشته باشیم. »و خیلی خیلی خنده دار است. سرگیجه فقط ایجاد می کند و می سازد، در حال حاضر و پس از آن با صدای خنده خود را قطع می شود. هر زمان، ناگهان، شما از کتاب نگاه می کنید و به یاد داشته باشید که تنها هستید. که خواندید و سایه سیاه و سفید است که شما را در اطراف همه دور نگه داشته است هنوز وجود دارد. اشاره ای در مورد آن قرص: â € œFear خود آگاهی به سطح بالاتر است. â € هر راه حل دارای پیامدهای است. شخصیت اصلی جک گلادنی در خانه در یک رمان Saul Bellow. در واقع سائول بولو به نظر می رسید همیشه حضور دارد - عصبانیت او و قرن بیستم قرن، راه خود را به ریختن در گفتمان فلسفی و افکار فکری، شخصیت های عمیقا ناقص آن است که شما هر گونه دوست داشتن. تفسیرهای بسیار خام درونی آنها حس آسیب پذیری را که با آن شناسایی می کنید، به آنها می دهد. \"چقدر عجیب است. ما این هراس های عمیق وحشتناک در مورد خودمان و مردم ما را دوست داریم. با این حال، ما در حال راه رفتن، صحبت کردن با مردم، خوردن و نوشیدن است. ما موفق به کار می کنیم. احساسات عمیق و واقعی هستند. آیا آنها ما را فلج نمیکنند؟ چگونه می توانیم حداقل برای مدتی به آنها بپردازیم؟ ما یک ماشین می رانیم، یک کلاس می آموزیم. چگونه هیچ کس نمی بیند که عمیقا می ترسد ما، شب گذشته، امروز صبح بود؟ آیا این چیزی است که ما همه را از طریق یکدیگر مخفی می کنیم؟ یا بدون اینکه از آن معلوم باشد، همان راز را به اشتراک می گذاریم؟ پوشیدن لباس زیر را داشته باشید. صدای سفید، که در سال 1984 نوشته شده (در سال 1985 منتشر شده)، اورول را به ذهن می آورد. اما حقیقت Orwellian واقعی این است که Delillo با توجه به جایی که جامعه معاصر می رود، همه چیز را پیش بینی می کند اما رویدادهای قرن بیست و یکم - با ارجاعات خود به سقوط هواپیما، فاجعه انسانی، صنعت پیشرفته مصنوعی، معجزه آسا، اگر هیچ کدام از موارد فوق شما را دوست نداشته باشد، فقط این رمان را بخوانید زیرا DeLillo می تواند یک تصویر فراموش نشدنی از چیزی بسیار ساده بسازد: ترافیک ناقص گذشته را شستشو می دهد، یک خواب زمستانی دور و صاف در اطراف ما خواب می بیند، از روح های مرده که در لبه یک رویا[email protected]

مشاهده لینک اصلی
100 کلمه در جستجوی دقیق (برای کسانی از کسانی که ترجیح می دهند شکل کوتاه تحریک) در قلب خود، \"نویز سفید\" یک نمایش کمیک ترس از مرگ است. در جامعه مصرف کننده مدرن، اگر کیسه های خرید ما پر می شوند، تنها انجام می شود. ما این کار را در جمعیت انجام میدهیم. این باید درست باشد، اگر ما همه کار را انجام دهیم. این بخشی از نظم طبیعی است. این \"توهم\" مختلط، \"فانتزی مناسب\"، بدترین نوع توهمات خود، \"طراحی شده برای منحرف کردن ما از توانایی ما در برابر مرگ است. در عوض، DeLillo ما را تشویق می کند به زندگی با تعجب و هیجان نگاه کنید، و فقط با آن روبرو شوید، روزی را هر روز آن را بشناسید، طلوع آفتاب و پس از غروب آفتاب. نقد و بررسی من به صورت رسمی در تاریخ 23 ژانویه 2012 اینجا است: http: //www.goodreads.com/story/show/2...In the Ring with Deadly Don DeLilloCompere: بله، به Gym Combat، Nottingham خوش آمدید سالن ورزش برتر و خانه به شب شب مبارزه شب. امشب â € |whatâ € |whatâ € | اعترافات خود را به عنوان شکست خورده سابق Commonwealth \u0026 amp؛ IBO چهارمين قهرمان جهان، جاو خليك، وارد حلقه مي شود. گروه: جاويد، چرا به ما نمي گويند که ما اين امشب را دريافت کرديم؟ جاو: تونی، دوست بسيار خاص من، پسر محلی، پل â € œSouthpawâ € Bryantâ € |Compeere: تازه از ماه گذشته â € œ دور دوم TKO از برت â € œWestern و Eastonâ € Ellisâ € |Jav: Wasnâ € ™ T که مبارزه، تونی؟ Compere: می گویند، Javâ € | Southpaw کاملا شکست روحانی آمریکایی. Jav: او را نابود کرد. Compere: آنچه را که او سزاوار است، به پایان رسید، چگونه او شروع شد، یک بازیگر خون آشام nihilis.Jav می خندد، اما متوقف می شود که Southpaw Bryant اسلاید به طرز وحشیانه ای از طریق طناب به گوشه ی خود. یک زن در لباس Batgirl تا حلقه اجرا می شود و یک کتاب مستند را در او می اندازد. Batgirl: Southpaw، چیزی برای من بنویسید. مدیر جوان صبح یک قهوه ای را باز می کند و دستش را به دست می دهد. Southpaw سقوط خود را quill و می نویسد، Southpaw 909.Batgirl: چه این؟ Southpaw: شماره اتاق من. بسیاری از زنان در جمعیت لنگ، whople و سوت هیجان زده است. Batgirl SWOON ها و افتاد کتاب Autograph به عنوان Southpaw € ™ ثانیه او را در آغوش بگیرد. در ضرب و شتم، کتاب autograph به طور عجله از طرف دست به سمت پشت جمعیت منتقل می شود، تا زمانی که آخرین مرد آن را نگه دارد آن را احساس دست دست آچار آن را از قلاب خود را. او به نظر می رسد و می بیند کمی، مرد مومیایی در یک کلاه فلزی است. او فقط از لیموزین خود در خارج از سالن ورزش وارد شده است و به دنبال آن مدیر و یک خورشید گرگ و میش خورشید است. تماشاگران هم می توانند بر روی صفحه نمایش او را ببینند. کمپرس احساس ورود Southpaw را می دهد حریف و به نظر عصبی در جاو. او میکروفون را به لپ هاش می کشد ... خانم ها و آقایان، شما ممکن است این مرد را ندیده باشید، اما او یک سنگین وزن واقعی است، برخی می گویند که قهرمان سنگین وزن کلامی است. Compere: صرفه جویی در سقوط Manâ € |Jav: او نمی کند هر گونه punchesâ € |Compere: او هیچ رودخانه را فشار نمی دهد ... مخاطب به نظر می رسد در اطراف quizzically.Jav: خانم ها و آقایان، من به شما Southpaw مخاطب به نظر می رسد در اطراف به طور مسخره دوباره، هنوز هم. صبح بخیر (حس کردن معضل خود را): â € œWhite Noiseâ €. صبح، در موج جمعیت شناخته شده است. مخاطب (به عنوان یک): Wanker Batgirl (که خود را بر روی یک آرنج خود قرار داده است): پست مدرنیست! مخاطب (به عنوان یک): پستچی مدرنیست! Deadly Don یک پا را روی طناب بالا و سپس دیگری و سپس دیگری، و ناگهان زنگ رنج و مبارزه آغاز شده است. ردیف اول: Southpaw (تندرست و اطرافش را زیر پا می گذارد): بهترین را برای من، De Lillo، c دون دون: یکی دیگر از غروب آفتاب پست مدرن که در تصاویر عاشقانه غنی است.خورشید: توصیف آن، یک تصویر را به من نشان می دهد! دزد دریایی: چرا سعی می کنید آن را توصیف کنید؟ دزدان دریایی در سمت چپ دست خود را با دست چپ دست خود نگه می دارند. ™ به اندازه کافی می گویند که همه چیز در زمینه دید ما به نظر می رسد وجود دارد به منظور جمع آوری نور این رویداد. صبح: در تاریکی، که می تواند چهره اش را ببیند؟ Deadly دون (حرکت نزدیک تر): شما چه گفت؟ Southpaw : در تاریکی، که می تواند به او برسد Deadly Don: من می توانم با خطوط که شما recitingâ € | صبح: در تاریکی، سایه حرکت می کند. داود دان: این یک فیلم نیست. | صبح: در تاریکی، بازی واقعی است. لکه های لکه ها یک لکه فک بین دستکش های Deadly Don را به وجود می آورند و قل قل چپ را بر روی آن می چسبانند. به طور غریزی دون قهوهای مایل به زرد را می شکند و در سراسر بوم می افتد. ساقه: ساقه از چراغ ها. به سمت Southpaw اعطا می شود. دو ردیف: Southpaw: آماده برای ضربه دیگری در برابر امپراتوری، یک شوک دیگر برای سیستم؟ Deadly Don: Ha! این سیستم نامرئی است، که باعث می شود همه آن را بیشتر چشمگیر، و همه بیشتر نگران کننده برای مقابله با. صبح بخیر: خوب پروس € ™ | او در سمت چهره مرگبار دون با یک قلاب چپ جامد ضربه. مرگ ناگهانی دان استدلال می کند، اما پایه خود را دوباره باز می گرداند. داود دان: اما ما در حال حاضر در هماهنگی، حداقل برای در حال حاضر. صبح بخیر (مصمم به پایان دادن به ارزیابی خود را): â € | در مورد طرح توهین کنید. داود دان: همه قطعه تمایل به حرکت مرگبار. این ماهیت توطئه هاست. صبح بخیر: در این صورت، من را به عنوان یک دستگاه رسم آتش زدگی فکر می کنم. نوسان دهان به آرامی، ناپدید می شود و یک لحظه کوتاه و تیز را به دمای مناسب می رساند ...

مشاهده لینک اصلی
\"جهان پر از معانی رها شده است.\" صدای سفید در قلمرو یک قدم کوچک از یک واقعیت آسان قابل تشخیص است - و یا فقط در خارج از محدوده ای از بدبختی انسان، به عنوان DeLillo قرار می دهد. ارزش اسمی هیچ کدام از شخصیت ها یا حوادث آن کاملا معتبر نیست - شخصیت ها بیش از حد سخاوتمند هستند، صحنه هایی که بیش از حد صحت دارند. چرا، به عنوان مثال، آیا مردم تصمیم می گیرند که در پای پیاده روی بیرون بیایند تا از ابر سمی فرار کنند؟ چرا در اتومبیل های خود نمی گیرند و یا در خانه هایشان مانع مانع شدن می شوند؟ بنابراین DeLillo می تواند تصویری از خروج اسقف اعظم عرفی را به ما بدهد؛ چرا که Delillo می خواهد بر اساس این رمان بشریت را بکشد. ترس از مرگ و ظلم و ستم پس از آن، الزام آور است که به همه انواع اطلاعات عمومی که ما را امن نگه دارند . او می خواهد به ما نشان دهد که چگونه اطلاعات برای ما را به یک ذهنیت گله ای تبدیل می کند. هشدار هیتلر که همیشه راهروهای بیرونی رمان را دنبال می کند. â € œPut بر روی یکنواخت و احساس بزرگتر، قوی تر، امن تر. ناخن بر روی سطح، DeLillo ترین رمان ارتدکس است. روایت شخص اول تاریخچه ی مستقیم عمدتا محیط داخلی بسیاری از طنز سر و صدا سفید رمان جریان بی پایان اطلاعات است که ما در زندگی ما قرار داریم. داده ها نقش مهمی در این رمان دارند. داده هایی که به ندرت به حکمت ترجمه می شود. قدیمی ترین پسر جک گلادنی، راوی، این موضوع را به روشنی بیان می کند: \"ما می توانیم زندگی خود را برای سنگ گرانبها آسان تر کنیم؟\" آیا می توانیم یخچال را بسازیم؟ آیا می توانیم حتی توضیح دهیم که چگونه کار می کند؟ برق چیست؟ نور چیست؟ ما این چیزها را هر روز در زندگی خود تجربه می کنیم اما اگر ما خودمان را در زمان خود عقب انداخته ایم، چه خوب است، حتی نمی توانیم بگوییم افرادی که اصول اساسی دارند، در واقع چیزی را ایجاد می کنند که شرایط را بهبود می بخشد. نام یک چیز را که می توانید انجام دهید. می توانید یک بازی چوبی ساده انجام دهید که می توانید روی یک سنگ برای ایجاد شعله وارد شوید؟ ما فکر میکنیم ما خیلی بزرگ و مدرن هستیم. فرود ماه، قلب مصنوعی. اما اگر شما را به یک پیچ و تاب زمان پرتاب کردید. اگر سنگ آجر از شما پرسید که نوکلئوتیدی چیست، آیا می توانید به او بگویید؟ چگونه کاغذ کربنی را تولید کنیم؟ شیشه چیست؟ اگر فردا در قرون وسطی بیدار شدید و یک بیماری همه گیر وجود داشت، چه می توانید انجام دهید تا آن را متوقف کنید، دانستن آنچه که شما در مورد پیشرفت داروها و بیماری ها می دانید؟ در اینجا این است که عملا قرن بیست و یکم است و شما صدها کتاب و مجله را خوانده اید و صدای تلویزیون را در مورد علم و پزشکی دیده اید. آیا می توانید این افراد را به یک چیز مهم و حیاتی تبدیل کنید که ممکن است یک و نیم سال زندگی را نجات دهد؟ کودکان که هنوز هم از نظر ترس از مرگ محصور نشده اند، فیلترهای اطلاعاتی بیشتری در رمان نسبت به بزرگسالان ترسناک را بهتر می کنند. بزرگسالان هر دو کور و ناامید شده توسط دیوار سر و صدای سفید از اطلاعات چند رسانه ای همه جا حاضر هستند، چرا که \"عمیق تر ما را به ماهیت چیزها غرق می شود، سبک تر ساختار ما ممکن است به نظر می رسد تبدیل شده است.\" بنابراین کودکان اغلب باید مقاومت در برابر آنچه عبور می کند به عنوان عقل در والدین. خانواده \"گهواره اطلاعات غلط\" در جهان است. \"همانطور که او با ظهور مرگ خود مواجه می شود، گلدانی در نهایت شروع به برداشتن عقل از اطلاعات می کند. â € œ هوا با مواد فوق العاده حساس بود. نزدیک به مرگ، نزدیکتر به دید دوم. من در آگاهی ادامه دادم. چیزهایی که درخشش داشتند، یک زندگی مخفی از آنها بیرون می آید. «صدای سفید، نه کاملا شاهکار عجیب و غریب، موفقیت بزرگی است، دومین رمان دومش.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برفک


 کتاب جویندگان مقبره 2
 کتاب زوکرمن رهیده از بند
 کتاب سه گانه ی نیویورک
 کتاب آلیس در سرزمین عجایب
 کتاب در ژرفای آب
 کتاب قبل از طوفان (۸ جلدی)