کتاب برادران کارامازوف

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات ناهید - مترجم: صالح حسینی-ادبیات داستانی

فئودور داستایوفسکی مدیتیشن قدرتمند در مورد ایمان، معنا و اخلاق، برادران کرامظوف با مقدمه و یادداشتهای دیوید مکداف در پنگوین کلاسیک ترجمه شده است. هنگامی که فدور کرمظوف مالک زمین وحشی به قتل رسیده است، زندگی پسرانش غیرقابل برگشت می شود: میتا، عصبی، که رقابت تلخ آن با پدرش بلافاصله او را تحت سوء قصد قرار می دهد برای برده داری؛ ایوان، روشنفکر، که شکنجه های ذهنی او را به شکست می اندازد؛ Alyosha روحانی، که سعی می کند تا شکاف های خانوادگی را درمان کند؛ و شکل سایه ای از سمیردیکوف، برادر ناتنی خود. همانطور که تحقیقات و محاکمات بعد از آن نشان دهنده هویت واقعی قاتل است، شاهد دودویی دواستیفسکی دنیایی را به وجود می آورد که خطوط بین بی گناهی و فساد، خیر و شر، تاری و هر چیز ایمان به بشریت تست شده است.


خرید کتاب برادران کارامازوف
جستجوی کتاب برادران کارامازوف در گودریدز

معرفی کتاب برادران کارامازوف از نگاه کاربران
بالاتر از همه، دروغ را اجتناب کنید، همه دروغ ها، به خصوص دروغ به خودتان. مراقب دروغ خود باشید و آن را هر دقیقه و هر دقیقه بررسی کنید. و اجتناب از تحقیر، هم از دیگران و هم از خودتان: آنچه که در شما به نظر شما بد است، با این واقعیت که شما آن را در خودتان متوجه شده اید، پاک می شود. و از ترس اجتناب کنید، گرچه ترس تنها نتیجه هر دروغ است. (57) خانواده. شما نمیتوانید انتخاب کنید شما خوشحال هستید که در اطراف آنها هستید یا شما با آنها گیر کرده اید. شما می توانید دوستان خود را، یک حیوان خانگی انتخاب کنید، شما می توانید از یک کلوچه زردآلو و یک تراشه شکلات را انتخاب کنید، اما شما نمی توانید خانواده خود را انتخاب کنید. ترکیبی از ژنتیک و محیط اجتماعی به سادگی شگفت انگیز است. به عنوان مثال، یک خانواده معمولی روسی را انتخاب کنید. پدر بلندپرواز، پرشور و مسخره ای که از هر نوع الکل استفاده می کرد؛ یک پسر که در ابتدا به نظر می رسید تصویر پدرش، پسر دوم، افتخار و فکری با حتی واکنش های اخلاقی بیشتر مشکوک، جوان ترین پسر با مهربانی از مقدس و روح مشکل یک مرد معمولی و یکی دیگر از ضعیف مزاحم مرد جوان که هرگز به عنوان یک پسر شمارش نکرد. این کتاب شامل داستان هر خانواده در جهان است. مبارزات آنها، ترس آنها، شک و تردید آنها، تصمیمات که منعکس کننده ترین جنبه های تحقیر آمیز طبیعت بشری است. \"نیرویی است که همه چیز را تحمل می کند\"، ایوان، این بار با سردرگمی سرد، گفت: \"چه نیرویی â € â € œ نیروی کرامظوف ... نیروی کفایت کلام زوف. â € â € œ به غرق شدن، برای خفه کردن روح خود را با فساد، این است که آن؟ â € (210) این کتاب حاوی تاریخ جهان این یک رساله عمده در مورد فلسفه و دین است. بله، در اینجا دین زیادی وجود دارد، اما حتی من، فردی که با فقدان ایمان مبارزه می کند و اقیانوس عمیق با شک و ترس پر شده است، هنوز هم می تواند مورد توجه و دلگرمی قرار گیرد. (مگر اینکه ما در موردmonk book @ صحبت می کنیم. دو چیز خوب وجود دارد، اما در مجموع، این تنها بخشی از کتاب بود که باعث شد من بخواهم عرق بسیار طولانی داشته باشم. باید آن را بپذیرم روح افشاگری کامل و دفاع قبلی من در مورد اینکه چگونه من علاقه مند بودم بله، من این را نادیده می گیرم، می دانم که از عدم اطمینان بیزار هستم و بنابراین با دانش آشنایی ندارم مهم نیست که چقدر محدود است. \"آیا این ممکن است که شما این اعتقاد را در مورد پیامدهای خستگی باورهای مردانه در جاودانگی روح خود داشته باشید؟\" ایوان فدورویچ به طور ناگهانی از او خواسته بود. \"این بود که من می خواستم. فاقد فضیلت است اگر جاودانگی وجود ندارد. \"اگر شما به این باور برسید، یا بیشتر ناراضی هستید، خوشبخت خواهید بود ...\" \"شاید شما حق دارید ...! اما هنوز، من کاملا شوخی نکردم ...، \"ایوان فیدورویچ ناگهان و عجیب به اعتراف\"، به هر حال، با سرخ شدن سریع. \"شما کاملا شوخی می کنید، درست است. این ایده هنوز در قلب شما حل نشده و عذاب آن است. اما یک شهید هم گاهی اوقات با ناامیدی خود، همچنین ناامیدی، همانند اسباب بازی را دوست دارد. در حال حاضر شما نیز از ناامیدی با مقالات مجله و جلسات اتاق نشیمن خود، بدون اعتقاد به دیالکتیک خود و غم و اندوه در آنها با قلب خود در داخل شما، از بین میروند ... سوال در حل نشده نیست شما، و غم و اندوه بزرگ خود را بر زمین می اندازد، زیرا آن را فورا خواستار حل و فصل می شود ... (66) مشاهدات تیز با چنین زبان نفیس نوشته شده است. به آن عادت کنید هنگامی که شما به کتاب V رسیدید، متوجه خواهید شد که در دریا از فریبندگی جادوگر غرق می شوید. اگر شما انتظار یک طرح انفجاری را دارید، در حالیکه بسیاری از چیزهایی که در همان زمان اتفاق می افتد، با پیچ و تاب های عجیب و غریب و خون آشام ها، دعوا ها و اژدها ها، جادو و پرواز سگ، پس این کتاب برای شما نیست البته طرح، البته، برتری از این کتاب بر روی نگارش فوق العاده پنهان در صفحات آن است. علامت تجاری Dostoyevskys توانایی باوری خود را برای توصیف طبیعت انسانی با پروسسورانه ترین و معروف ترین انسان شناخته شده است. دیدگاه های روشنگری او در مورد تقریبا هر موضوعی که بر تمامی بشریت تاثیر می گذارد، با شعر قابل تحسین نوشته می شود. خواندن این نویسنده خاص می تواند یک تجربه قریب الوقوع باشد. شما باید آماده باشید. شما باید به این ایده که روح شما ممکن است زیبایی غم انگیز و گاه شگفت انگیز از نوشتن خود را جذب کند. و هنگامی که این اتفاق می افتد، شما نمی توانید او را فراموش کنید. داستایوفسکی توانایی شکست دادن فراموشی را دارد. او یک نور ناخواسته را روشن می کند که هر گوشه تاریک ذهن ما را روشن می کند. او باعث می شود ما در مورد آنچه که ما دوست داریم در خودمان ببینیم و چه چیزی را انتخاب کنیم پنهان است. جالب بودن! â € œOthello حسود نیست، او اعتماد ... ... یک مرد واقعا حسادت است که مانند نیست. غیرممکن است تصور کنید تمام شرم و انحطاط اخلاقی یک مرد حسود بتواند بدون کمترین استدلال تحمل کند. و نه این است که آنها همه ارواح وحشی و کثیف هستند. برعکس، ممکن است یک قلب پرحرف، عاشقانه، پر از خودکفایی و در عین حال پنهان کردن زیر جداول، رشوه افراد معدودی باشد و با ناپاکترین جاسوسی و استراق سمع ... و ممکن است بپرسید که خوب از عشق است که باید دائما جاسوسی شود و چه چیزی ...

مشاهده لینک اصلی
رمانهای روسیه همیشه از من بهتر می شوند، من هم از بدن و ذهنم خسته شده ام. اما خستگی مانند خستگی از جنس است (نمیتوان انحراف بیشتری پیدا کرد) تنفس و پر از زندگی را در همان. مانند مسافرانی که مدتها در سفر بوده اند و در بازگشت او، برای یک ساعت خوب طول می کشد، مراقبت خوبی از هر ذره کوچک بدن، صابون خود را به عنوان او در وان بسیار آهسته غرق می شود، و به عنوان آب ریخته بیش از او او خاموش چشمان او و با حواس پرتی، همه چیز را به صورت اپیزودیک، کوچکترین جزئیات سفر خود را به یاد می آورد، و این جادوگر داستایوفسکی است، خواننده او از سفرهای دور خسته شده است، اما در نهایت، با این حال عالی است. جهنمی که ما از طریق اندیشه های خود برای خود ایجاد می کنیم، هرگز به هیچ وجه بهتر از هر جنگ دیگری باقی نمانده است. جنگ بی پایان ما با خودمان هستیم، نوسانات ذهن ما، تناقض های ایده های ما و ایجاد آرمان ها، درگیری خداوند یا هیچ خدایی نیست، انتخاب گناهکار و یا مقدس در ماست، ما در درون ماست و داستایوفسکی چیزهایی را که به ما می گویند و داستان ما را نمی گویند و چیزی که ما انتخاب می کنیم پنهان می کنیم، کیفیت مشخصی از داستان او مستقیم بودن است، او گاهی اوقات بدون شک به ظاهر می رسد، اما عنصر او عالی است. او گاهی اوقات خود را سرمایه گذاری می کند، اما پورت طبیعی او روان شناسی انسانی است. \"جانسون، donc je suis، من می دانم که برای یک واقعیت، همه چیز باقی مانده، همه این جهان ها، خدا و حتی شیطان - همه این ها نیست ثابت شده است، به ذهن من. آیا همه چیزهایی که از خودشان وجود دارد و یا فقط منحرف شدن از خودم، توسعه ی منطقی ایده ی من است که برای همیشه وجود داشته است؟ »(ص 781) برادر کرامظوف داستان نیست که به عنوان یک نشانه ی یک خانواده و تنها قاچاق، قتل در اینجا یک رمز و راز نیست، نه قاتل است، همه آن ها در قتل عام شناخته می شوند، و یا حتی قبل، بسیاری از تم ها و افکار عمیق در آب های این اقیانوس غول پیکر اجرا می شود که حجم است! ما به طور دقیق، شخصیت هایی که به عبارات گیج کننده در مورد شخصیت های دیگر و در آستانه خود ارزیابی و خود انکار می پردازیم. و به عنوان پیش درآمد رمان، ایده های عجیب و غریب وجود دارد، که در ذهن شخصیت ها وجود دارد، ایده ها دوبل می شوند و یا به چند رشته تقسیم می شوند؛ داستایوفسکی شخصیت های خود را رنج می بخشد؛ موجودات خود سلول های شکنجه آنها هستند، هیچ کس از این رنج فرار نمی کند، هیچ کس! سوال هویت فرد در زمان داستان خیلی زیاد است، همانطور که شیطان از ایوان دیدن می کند و بنابراین او فریب می دهد؛ مرزهای یک نفس و نفوذ آرزوهای که به نظر می رسد غیرقابل قبول است در طول رمان مورد سوال قرار می گیرند، خواسته های سرکوب شده / ناشناس یکی از شخصیت ها توسط دیگران انجام می شود. به عنوان مثال رابطه بین ایوان و سمیردیاکوف با ایوان ظاهرا قوی تر و هوشمندتر، و سمیردیاکوف ابزار اراده اش. Ivanâ € ™ ثانیه خواسته های ناخودآگاه برای مرگ پدر خود را به طور مستقیم Smerdyakov، که ارتباط مستقیم با ناخودآگاه؛ سمیرایاکوف پس از آن، استاد، کنترل سرنوشت به سادگی به این دلیل است که او قادر به نفوذ به مانع آگاهی است که باید به طور متعارف انکار impulses شر. ما کاملا محکم برای پذیرفتن bastard smerdykov shrewder از ایوان، او هوشمندانه و استراتژیک است با دیدگاههای نیهیلیستانه خود، و صرع محور خود را به شدت قوی ترین شخصیت ها است، او اثبات می کند از طریق اقدامات است که: \"همه چیز قانونی است! چقدر سرد است که ما را قبل از ما برهنه برهنه بگذاریم، برادرم کرامظوف خیلی طولانی شناخته شده است، ما آنها را اگر نه کاملا، اما در بخش هایی، دیمتری، پرشور و خشن، به ما می گوید مثل یک جنبش بسته، ما می دانیم ایوان، نابغه شکاک و ما او را نیز در دلهایمان قرار داده ایم، از نااطمینانی ناشی از وجدان عصبانی شده ایم. از شما می فهمید که چرا این غرامت باید و مجاز باشد؟ بدون آن، به من گفته شده است که انسان نمی تواند بر روی زمین وجود داشته باشد، زیرا نمی تواند خوب و بد باشد. چرا باید او را بدانیم که خوب و شرور شیطانی زمانی که هزینه زیادی دارد؟ چرا، تمام جهان دانش ارزش این دعا را ندارد که کودک به \"خدای خدایان\" اهمیت دهد (ص 287)

مشاهده لینک اصلی
کسی: خوشبختی ... | یو - هوی ... |. فوکارت، تو آنجا هستی؟ بن: بله، من اینجا ... برادران کرامظوف را در شب دیگر به اتمام رساندم. احساس خستگی مفرط در حال حاضر، آن را به من نشسته است در اینجا فکر کردن در مورد آن، احساس همه چیز، تفکر پیچیده، افکار مهم .... کسی: فدور Dostoevsky بزرگ باید این کار را برای شما انجام دهد. او یک غول ادبی است؛ یکی از بزرگان تمام وقت. اما شما می بینید، با دانستن شما، shitfuck، من شگفت زده نیست شما به آن پنج ستاره داد. شما پنج ستاره را به همه چیز می دهید؟ منظورم این است که خداوند - و منظور من این است که @ God @ به معنای صرفا استعاری است، زیرا او به سادگی مخالف توده های ضعیف است - شما حتی پنج ستاره Wind-up Bird Chronicle را که بیشتر از گریس جونز تعقیب شدید بود من اسب سواری می بینید، بسیاری از راویان موراکامی صدایی دارند که اگر آنها فقط اتوبوس کوتاهی را ترک کردند. من فکر می کنم که به عنوان یک محصول تهاجمی خفیف به سر، به اندازه ی منحصر به فرد نیست. اما گاهی اوقات این دو در حقیقت قابل تعویض هستند و حتی من را در بررسی شما از پایان امور شروع نکنند. کمی خدمت می کردی؟ منظورم این نیست که لیست خوب شما در گروه درمان اعصابتان نیست. فقط در مورد هر بررسی شما نوشته شده است یک sap-fest. پس کدامیک از لحظات شخصی، کیتچی، لحظه ای زندگی، این کتاب را مقایسه می کنید؟ فقط آن را فاکتوراد می بینید، یکی از آن ستمگران ستاره ای است که به راحتی تحریک پذیر است. شما این پنج ستاره را از سمت چپ و راست به چپ می آورید مثل یک جان برای یکی از آرژانتین های آلوده به ویروس تبخال - یا (Westside) South Bend - hookers .......... شما با رفتن به بگو هر کس، آیا شما بن: heh.Someone: به چه معناست؟ بن: خب، من میخواهم در مورد به اشتراک گذاشتن این گفتگو با دیگران برنامه ریزی کنم، اگرچه می توانم بخشی از هوکر را ویرایش کنم، اگر دوست دارید. من می خواهم آن را به اشتراک بگذارم زیرا واقعا می خواهم مردم بدانند که این کتاب چقدر عالی است و من می دانم که شما نیز این کتاب را دوست دارید. امیدوارم این واقعیت که آن را کامل مهر تایید خود را تشویق آنها را به خواندن آن. برخی: به نظر می رسد، fucktard، معمولا خوشحال می شود بت در هر مذهب شخص، اما Ive آموخت که فشار آن بیش از حد. من حق خود را برای خشن و بدخواهی حفظ می کنم. و شما نقطه من، درست است؟ شما در آن جا تغییر کرده اید و آشکار است. تپش گاوچران قبل از اینکه بدانید که یک کشیش یا چیزی هستید. بن: در واقع، کسی، من در مورد تعداد ستاره هایی که من جایزه می دهم، کاملا محتاط هستم. امتیاز متوسط ​​من 3.09 است، که بسیار کمتر از هر کسی است که من دیده ام. و در رابطه با دادن 5 ستاره مانند یکی از شما جانس، در واقع برای من یک تجربه بسیار عالی برای جایزه پنج ستاره است. Ive به معنای واقعی کلمه تنها 5٪ از تمام کتاب های من رتبه 5 ستاره را داده است. اگر چه من باید اضافه کنم که اخیرا رتبه خوبی برای یکی از homeboys های شما گذاشتم: چهار ستاره به نه داستان اضافه کردم. من می دانم که دوست دارید - کسی: که من فوکادار را فریاد زدم. اگر یک کتاب پنج ستاره داشته باشد، کتاب دارد سالینجر بن: من می دانم، من می دانم: شما می خواهید رابطه جنسی پرشور با او و تمام بقیه داشته باشید. شما نیازی به جزئیات ندارید. بعضی افراد: حتما من را هاروکی-هگ نگه دارید. ایستادن، شن و ماسه را از واژن خود پاک کنید. شما فکر می کنید که چه کسی هستید، آن کمی آلیشا بی گناه یا چیزی؟ بن: من حدس می زنم این بهتر از @ jewhole @. و آلوشا یکی از پنج کاراکتر ادبی من در تمام دوران است. بنابراین بصری، متفکر و مضطرب - با این حال یک رهبر بزرگ است که برای آنچه که به آن اعتقاد دارد، استقبال می کند. ایوان پنج بار من را نیز می سازد. هس- کسی: ایوان! با توجه به تفسیرهای مختلف و در سطوح سطح، برخی از افکار او به نظر می رسد متناقض است. سپس دوباره، من طرفدار بزرگ فلسفه های سیستماتیک نیستم. با این وجود او و من نوعی ارواح نوعی ازدواج هستند. ما هر دو به سمت مقابله با داعش و غرور (خشنودی) اعتراض می کنیم، هر دو از هگل متنفر هستند، و ما هر دو در مورد آغوش اسب مجبور نیستیم. صبر کن ... اون نیچه ... بن: بله، نیچه. اما ایوان کاملا درخشان و جالب بود، آیا او نبود؟ بنابراین فکری، مغزی و منطقی، هنوز پرشور و اخلاقی است. البته اینطور نیست که به عنوان @ perfect @ به نفع خود، به عنوان Aliosha. مثل بسیاری از شخصیت های Dostoevskyâ € ™ ثانیه، پیچیده، انسان و واقعی است. در واقع، شخصیت از تمام شخصیت های افراطی - تقریبا مسخره است بنابراین. با این حال به طریقی Dostoevsky شما را در داخل سر و قلب خود جذب می کند و باعث می شود آنها آنقدر واقع بینانه باشند که شما احساس می کنید که واقعا آنها را می شناسید و خداوند به آنها احتیاج دارد. و افکار، ایده ها و فلسفه های آنها - همه چیز را در بر می گیرند و هنگامی که شخصیت های خود را با یکدیگر تعامل می کنند - در گفتمان تقریبا کامل، خطوط نازک بین درخشان بودن و دیوانه را می بینید و اینکه چگونه عالی است، زمانی که آنها همگرایی، همانطور که اغلب آنها انجام می دهند - و جادو زندگی خود خود را باز می کند: شما احساس عجله ی تمام انواع طبیعت درون؛ قلب خود را به سختی می اندازد، حواس خود را در هشدار بالا - مرد گهوار، شما احساس می کنید به همان شیوه ای که شخصیت های دیوانه هستند. برخی از: داستان نیز درخشان و همچنین fucktard.Ben: بله! استعداد بی نظیر و بی نظمی قلب که داستایوفسکی در این می اندازد می تواند زندگی شما را تغییر دهد. از طریق این رمان شما می توانید به نتیجه گیری خود را در مورد من ...

مشاهده لینک اصلی
با برخی از مجوز شاعرانه، به عنوان دیو کمی که من به شدت در اختلال هستم (یک نوع اختلال € œamate؟  €) شخصیت علی است حداقل شش nomi.Tutti نفرت تبادل نظر پاولوویچ. آنها ماهی ragione.Tremila rubli.Pasticcio (عمدتا سرد) .این خون کارامازوف درب sfiga.â € œAnche در شما است که شما یک فرشته این حشره زندگی می کند و تحریک در خون شما از tempesteâ € شارژر € ™ میراث عرق می رود است. شکار سه هزار روبل یا یک فاحشهخانه. شخص مستی. Jurodivyj.Dio وجود دارد. شاید. خدا وجود ندارد و عیسی و سپس بچه ها؟ â € œEverything is allowedâ €. با آگاهی از others.This پسر که از سی و هشت مادران؟Una جانور هرگز نمی تواند به عنوان بی رحمانه به عنوان یک مرد، به طوری که تصفیه شده، به طوری که هنری بی رحمانه است @. درست است. starec پیش miracoli.Inchini.Lo starec می گوید همه چیز در مورد زندگی خود (وزن کمی اما خوب) است. starec بدبو، از alesa turbato.Il لحظه کلاسیک است: â € œmoâ € ™ است که این â € (مشکلی که بوجود آمده است در حال حاضر از صفحه 30). کلمهای روح ابتلا به اسهال (و سپس به دنبال). Smerdjakov بازی serenades (به نظر من، او در عشق با ایوان). بازجویان عالی. مقاومت در برابر. ایوان هوشمند و لاکون است. او از پدرش نگذاشته بود. Grusenka در حال فریاد می کشد (Grusenka به دلیل کم اهمیت از Agrafena است ...) تب عصبی. â € œA man مثل این است رایگان؟ â €. این یک سوال نیست سه هزار rubli.La تب cerebrale.I پنج rubli.La isterica.Rubli.Malattie بحران های مختلف (از جمله برخی فلج) .این کار در معادن. گروسنکا، آیا شما هستید؟ یا باد است؟ سیگنال در درب فدور، شما قدیمی هستید، شما مسخره است من برلوسکونی را حتی با من مقایسه می کنم. دیوانه وار، وسواس، مالک. به طور خلاصه، مردم به خوبی احساس نمی کنند. او سه هزار روبل را رانده و فاحشهخانه اتفاق افتاده است. هر کس به Sherlok Holmes معتقد است کیتا یا گروزا؟ Ambarabaciccicoccò. حمله سه روزه صرع آلبی از موش بزرگ. کودکان سنگ ها را پرتاب می کنند آنها نیز با مشکلات رفتاری مواجه هستند. همه در خانه خانم Chochlakova، حزب در فرود. در استان درهای آپارتمان همیشه باز است، نوار باز، تمام night.The € ™ تنها در بسته یکی که می بیند ها Grigorij (mortaccitua) .برای € œDetestava حساسیت vitellineâ € است. از سوی دیگر، او آهنگ های زیادی را دوست داشت. â € œVile، vile، vile! â € œDimitrij، چه فاک شما انجام می دهید، روح خوب؟ (همیشه خوب). آگاهی لعنتی دو مزرعه بالا و پایین. بدون فرار. @ خزندگان خوردن یکدیگر @. خدا وجود دارد. یا no.Gesù CA € ™ وارد می شود، comunque.Mâ € ™ دوست و یا دوست دارد MA € ™؟ â € œHo عزیز از alesa دست gesuitismoâ من € .VE € ™ کشف بازدید کنندگان من به شما گفته عیسی CA € ™ € entrava.â œnon شما هستند که شما € ™ ثانیه uccisoâ € .Dire در سگ و خوک می خواهید به نقطه parricidio.â € œnon AM به جرم من padreâ خون € (موا € ™ است بعد). â € € ™ ثانیه œCredi که من او را کشته است؟ â € نامه .Scrivere به دوستداران سابق عصبانی اعتراف به خواهید برای کشتن پدر خود (خوب) علی € œnon شش (شما یکی که فریاد زد â € œal گرگ، lupoâ € شد) شما که او را کشتید. \"من بودم. مرد جدید @ ناامیدی و توبه دو چیز کاملا متفاوت است. درست است. Rakitin کمی \"Alfonso Signorini.Lise، Xanax که شما سعی کرده اید؟ فرایند (این دردناک خواهد بود) سه هزار روبل. هزار و پانصد روبل استعدادهای بی نظیر. شاهدان ubriachi.Bordello در پایین aula.In همه می خواهید برای کشتن پدر خود را، CA نمی € ™ است نیاز به آن را tanto.Perry Mason.â € œAvete سر راست من؟ â €. â € œCerto € ™ ثانیه است که ما باید به بررسی € | اد سر ignobileâ کار € .این در سیبری (اجتناب ناپذیر) .Ancora rubli.â € œChe است من شما را ببخشد یا نه، برای زندگی در روح من باقی خواهد ماند طاعون. \" و این برای اطمینان است، Katja لا € ™ امریکا (اما CA € ™ آنام در فا در Ameriga؟ سپس دوباره؟ ما روس ها به استخوان) او mangiachiodi سگ پیدا شده است؟ آموزش cane.Umiliati، توهین و از طریق barba.Funerali و بزرگ کشیده اشک. بچه ها بی گناه هستند. @ Cè خدا، بله یا نه؟ @. من می خواستم کار کنم حقیقت این است که این رمان همه چیز است. ایمان، آزادی، وجدان، حسادت، انزجار، تمایل، برادری، معصوم، عشق، رمز و راز، خیر، شر، مطلق، غیره.

مشاهده لینک اصلی
â € œI بزرگ است؛ دیوید فاستر والاس (David Foster Wallace) می گوید که همه چیز در مورد شخصیت های Dostoevsky این است که آنها زنده @ (264). در حقیقت، آنها عمیقتر از زندگی هستند و والاس به این واقعیت رسیده است که بسیاری از رماننویسان زمان و مکان ما به نظر می رسد کم عمق و سبک وزن در مقایسه با گوگول یا داستایفسکی (271) . والاس، مانند نورما دزموند، که احساس می کند که عکس ها کوچک شده اند، رمان های معاصر را فاقد کلاسیک می دانند، اما به نظر می رسد راهی برای خروج وجود ندارد. والاس می تواند یک رمان نویس را تصور کند که امروز نوشته دواستئوفسکی را انجام می دهد. من می دانم که نقطه او - به ما آموخته شده است که راوی های نفوذی پیچیده نیستند و شخصیت ها باید فراموش شوند. والاس می گوید که نویسندگان رمان های جدی امروز می گویند (و این عقیده واقعی ما در مورد جهنم است) خندید از شهر @ (273). من تعجب می کنم که آیا این درست است در حال حاضر، رماننویسان با تعداد زیادی از ژانرها آزمایش می کنند. آیا واقعا یک تقسیم یک رماننویس وجود دارد که بدون آنکه مضحک باشد، می تواند متضاد باشد؟ در مورد بسیاری از رمان های جدی، و به خصوص در رابطه با برادران کرامظوف، همانطور که والاس بیان می کند، شخصیت ها زنده هستند، این رمانها به جای کاراکتر به کاراکتر هدایت می شوند. طرح اصلی برادران K به ویژه پیچیده نیست. این کتاب به جای کاراکترهایی است که «ما برای همیشه برای ما زندگی می کنیم» (والاس 264)، و ما نمی توانیم حدس بزنیم که چه کسی در رمان به عنوان هر یک از این شخصیت ها صحبت می کند. «فدور و چهار پسر او : آلوشا، دیمیتری، ایوان و سمرتایاکوف، علاوه بر چند شخصیت اصلی دیگر نیز به طور کامل کشیده شده و تحقق یافته است. در این میان، شخصیت هایی مانند این ها در داستان های معاصر وجود دارد؟ اکنون نويسنده احتمالا احساس مي کند که فقط شخصيت هايي مانند داستايفسکی را به طرز عجيبي توصيف مي کند. در حالیکه در برادران K خیلی جالب و هیجان انگیز است، این یک رمان خارقالعاده نیست. داستایوفسکی این مواد را به طور جدی ارائه می دهد. به عنوان مثال، داستایوفسکی نیکویی از آلیشا یا زوسیما را نادیده میگیرد، دو شخصیت که به من علاقهمند هستند و داستان زندگی Zosimas - یکی از قطعات مجموعه در رمان - جذب می شود. مرگ او و جسد به سرعت در حال غرق شدن، که متضرر انتظارات (که به عنوان یک مقدس به نظر می رسید و به عنوان مثال - بدن او را تحت تاثیر قرار ندهید نرمال) یکی از دلایل وحشی Dostoevskys. اما اهمیت آن عمیقا جدی است. آیا زوزیمس جسد، که موجب اختلاف و سردرگمی می شود، تقدس او را کاهش می دهد؟ اما، برای همهی نفوذ روایت، به ما گفته نشده است. رادیو دواستیوکی ممکن است معرفی های طولانی ارائه دهد، اما او قضاوت نمی کند. من اصلا همه چیز راجع به رمان را دوست ندارم. علیرغم علاقه من به مذهب و معنویت، بخش بزرگی را برای مناسک پیدا کردم، و این ممکن است به خاطر تمایل من برای بازگشت به شخصیت ها باشد. در یک رمان کوچکتر، این بخش ممکن است منجر به علاقه بیشتر شود. من هنوز هم نیاز به زیرمجموعه Ilyusha و عملکرد آن در رمان را مد نظر دارم. با این حال، Dostoevsky روح خود را در این رمان می کشد. او پشت پرده نادیده گرفته نمی شود، که اجازه می دهد تا نویسنده توانایی حفظ فاصله و ابهام را داشته باشد. و شاید این عجیب است که رمان های بزرگ گذشته را از رمان های معاصر مختلف که اشتیاق، صادق بودن و صمیمیت ندارند، جدا می کند. بی توجهی به سمت راست: اگرچه من سه (سه) نسخه از این رمان داشتم، تمام کاغذ های کاغذی با کاغذ زرد و در حدود 8 فونت بود. من خواندن این رمان - تمام 900 صفحه یا بیشتر - بر روی کامپیوتر من. شما واقعا دوست دارید یک رمان برای انجام این کار.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برادران کارامازوف


 کتاب خانه درختی 26 طبقه
 کتاب عاشق
 کتاب علف ها آواز می خوانند
 کتاب پسرانگی
 کتاب برهنه ها و مرده ها
 کتاب قلبم را به تو هدیه می کنم