کتاب بار هستی

اثر میلان کوندرا از انتشارات قطره - مترجم: پرویز همایون پور-ادبیات داستانی

بار هستی اثر میلان کوندرا، نویسنده‌ی چک، تفکر و کاوش درباره‌ی زندگی انسان و فاجعه‌ی تنهایی او در جهان است... ؛
چگونه بار هستی را به دوش می‌کشیم؟ آیا «سنگینی» بار هول‌انگیز و «سبکی» آن دلپذیر است؟
برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب، از همان آغاز خواننده را با مسائل بنیادی هستی بشر روبه‌رو می‌کند و به تفرک وا می‌دارد... اگرچه شخصیت‌های کتاب واقعی نیستند، از انسان های واقعی، بهتر درک و احساس می‌شوند؛


خرید کتاب بار هستی
جستجوی کتاب بار هستی در گودریدز

معرفی کتاب بار هستی از نگاه کاربران
باید تصور کرد که یک روز همه چیز، همانطور که پیش از این بوده، تکرار می شود و این تکرار تا بی نهایت ادامه خواهد یافت! اگر هر لحظه از زندگی مان باید دفعات بی شماری تکرار شود، هر کاری که در زندگی انجام دهیم، بار مسئولیت تحمل ناپذیری دارد. بار هر چه سنگین تر باشد، زندگی ما به زمین نزدیک تر، واقعی تر و حقیقی تر است.

مشاهده لینک اصلی
« ... تو این زندگی را، همان گونه که اکنون آن را می زی _ ای و تاکنون زیسته ای، یک بارِ دیگر و بارهایِ بی شمارِ دیگری، خواهی زیست. و هیچ چیزِ نوینی در آن نخواهد بود. بلکه هر رنج و لذت و هر فکر و هر آه و هر آن چیزِ چنان بیان ناشدنی خرد و یا بزرگ در زندگیت، همه در توالی و ترتیب، به تو باز خواهند گشت. حتی این عنکبوت و این مهتاب لابه لای درختان، و نیزحتی این لحظه و خودِ من ... »
از کتاب چنین گفت زرتشت، نیچه

@description@

بار هستي كه در اين رمان مطرح است بار روح آدمي است . دو مفهوم سبكي و سنگيني از اهميت خاصي برخوردار است كه به تضاد فلسفه پارمنيدس و موسيقي بتهوون مربوط مي شود. در حالي كه پارمنيدس تحسين كننده سبكي در زندگي است موسيقي بتهوون تاييد بر اهميت و ارزش سنگيني روح دارد كه يك ضرورت بشري است . دلهره هايي كه ترزا از خيانت هاي مداوم توما به او دارد سبب ايجاد د لرحمي و همدلي در توما مي شود و سنگيني در روح او ايجاد مي كند. كوندرا در اين رمان مي گويد كه سبكي روح باعث دور شدن بشر از زندگي زميني و جدا شدن او از زمين و سنگيني روح او سبب زميني تر شدن او مي شود. تمايل افراد بشر به اين است كه عشق خود را چيزي داراي سنگيني در زندگي ببينند كه بدون عشق زندگي ممكن نيست . (روزنامه اعتماد، ترانه جوانبخت)

@description@

داستان کتاب از زبان زن و مردی است اما در حقیقت واگویه ی درونی زنان و مردان است که نه لذت زندگی را میفهمند و نه لذت مردن را. مجبورند زندگی کنند و برای رفع ناراحتی های زندگی شان تن به زن و شراب داده اند. در این کتاب،اندیشه و ظلم کمونیست ها را بیان می کند و در اثنای آن اندیشه های فیلسوفان غربی چون نیچه را هم می آورد و در غالب زندگی زنان و مردان غربی به جریان می اندازد. خواننده اگر دقیق باشد متوجه می شود که خرد شدن شخصیت ها، دل سردی از زندگی ها، پناه آوردن ناچاری به رختخواب های خائن و هوس آلود، مست کردن های هر گاهه و....به خاطر دور شدن از مسیر درست آفرینش و دل کندن از حرف خالق و دل بستن و پیروی از حرف های مخلوق است.

@description@

سراسر کتاب اعتراف به سرگشتگی هاست. فرار از ازدواج، التماس برای خواسته شدن تن دادن اجباری به شب ها، دل بستن به محبت حیوانات در بی مهری های انسان ها، سکوت مقابل سردمداران سرمایه دار ظالم، خانه های مجردی،فرزندان تک والدینی، کار کردن برای خورد،خوردن برای زنده ماندن.... و اگر با دقت نگاه کنیم این نوع اندیشه باعث می شود که هر کس تنها به زندگی و بقای خود فکر کند و انگیزه ی فردی شالوده ی همه ی کار ها و فعالیت ها می شود.انسان که خود را مالک و ارباب طبیعت می دانست و می داند ناگهانی متوجه می شود که در دامی افتاده است و مالک هیچ چیز نیست، نه ارباب طبیعت است نه ارباب تاریخ است و نه حتی ارباب خودش چون نیروهای غیر عقلی دارد او را اداره می کند.

@description@

مشاهده لینک اصلی
(نمایش اسپویلر) [بزرگترین تقلا بانه: تابستان تابستان احساس نام نامناسدی نیست موز، اما من او را با آن تماس گرفتم، زیرا نام او واقعی است. او عکاس بود، و من در اسکله اسکی اسکوبی کار میکردم. دیر یا زود همه از طریق درهای ورودی به خصوص عکاسان راه می رفتند. بعد از آنکه عاشق موسیقیدان موز (جاننی) به سمت جنوب رفت تا کار خود را ادامه دهد، در تابستان یک شنبه شب در یک رقص رقصی کردیم. هیچ چیز ناخوشایند نیست، اما ما هر دو حس کردیم که ممکن است چیزی اتفاق بیفتد، با توجه به فرصت دیگری که در یک حزب دیگر اتفاق افتاده است. به زودی شروع به فیلتر کردن آن شد که جانی دختر جدید داشته باشد، و این فرصت زودتر از هر پیش بینی شده پیش آمد. موز قبلا این کتاب را خواند و آن را یکی از موارد مورد علاقه اش دانست. او کپی من را به من داد خوب، او را تشویق کرد تا وقتی که در آپارتمان او در مزرعه جدید باقی مانده بود آن را بخوانم. این به این معنی نیست که من را تشویق می کند تا به جای او بماند، به عنوان یک سوء ظن زمانی که من وارد کتاب شدم، احتمالا نمی توانم آن را برگردانم. در نهایت آشکار شد که ما دوستان بهتر از دوستداران بودیم - در مورد او قبل از سرنگونی رابطه او با جانی، و در مورد من قبل از جلسه با کسی که با آنها Id یک رابطه طولانی مدت داشته باشند. ما استفاده از خواندن passages از این کتاب به یکدیگر در رختخواب. Wed حتی نقش شخصیت های مختلف را بازی می کنند. این نوع کتاب ما تبدیل شد. نقد جدایی زمانی که وقت آن رسیده بود بخشی از من پرسیدم آیا میتوانم کپی خود را از این کتاب بگیرم. او موافقت کرد که شرایطی داشته باشد ... من او را تنها از Raincoats می شناسم @ Not Little Girl @. این آهنگی بود که هر دو دوست داشتیم و خیلی زیاد بازی کردیم. تنها از چاپ خارج شد، و خیلی نادر بود (نه آنکه بسیاری از مردم آن را علاقه مند کرده بودند). از سوی دیگر، اگر Id می خواست، می توانستم دوباره رفته و یک نسخه دیگر از کتاب را بخرم. اما من این نسخه خاصی از این کتاب را میخواهم و موزن 45 ساله را میخواهد. بنابراین ما یک معامله را انجام دادیم. سالهاست که این آهنگ را با آن آهنگ جستجو کردم و در نهایت آن را در یک مجله 1990 Rough Trade به نام \"Constant Source\" نامگذاری کردم. از وقفه @ من تا به حال فراموش کرده بود که چه آهنگ های بزرگ دیگری در آن سی دی بود:That Summer Feeling @، @ Shipbuilding @ و @ همه آن را با Mine @ Tanks، موز نگه دارید. این بار من این کتاب از احساسات زمستانی را دوباره خواندم و دوباره به موسیقی متن فیلم تابستان گوش فرا دادم. (پنهان کردن اسپویلر)] نقد: تقلید با متافورها: متافیزیکی متافیزیکی این یک رمان فوق العاده است، ظاهرا در مورد رابطه جنسی و روابط در دوره اواخر کمونیست پراگ، اما آن را به همان اندازه مربوط به زندگی معاصر تحت سرمایه داری است. از حافظه، فیلم روابط جنسی بین توماس و ترزا و سابینا و فرانتس. با این وجود، موضوع فلسفی قوی در رمان وجود دارد که برای فیلمبرداری دشوار است (بسیار ناخوشایند Kunderas). همانطور که در رمان های دیگرش، کاندرا از مفاهیم متافیزیکی به عنوان استعاره برای زندگی به طور کلی استفاده می کند (که در آن هنگام، شما در مورد آن فکر می کنید همان چیزی است که متافیزیک واقعا در مورد آن است). متافیزیک در سراسر رمان پخش شده است، بین جزئیات شخصیت و یک قطعه قطعه تقریبا به همان اندازه که فلسفه فقط یک عنصر در رمان ایدهآل بعد از مدرنیستی است (حداقل، آنچه در اثر یک رمان ایده است). متافیزیک چارچوبی وجودی است که شخصیتها در آن کار می کنند، حتی اگر ما لزوما قضاوت نکنیم. اقدامات آنها در محیط و موقعیت موجود، به اندازه کافی به اندازه کافی است. شما متافیزیک را به صورت کمی بکار می گیرید و مجبور نیستید بیش از حد در مورد آن فکر کنید. با این حال، هنگامی که رمان را به پایان رسانید، ممکن است با یک تصور، به جای درک، باقی بمانید. وقت و تلاش برای هضم و ادغام فلسفه نیاز به زمان دارد. علاوه بر این، بحث برانگیز است که یک درگیری دیالکتیکی بین ایده هایی وجود دارد که لزوما در برخی از سنتزهای شسته نشده حل نشده است. خطر متافروز ها می خواهم سعی کنم مفهوم درک من از بعضی از کلمات کلیدی، متافیزیک و استعاره را بنویسند، بنابراین حداقل آنها را فراموش نکنید. با این حال، نباید فراموش کنیم که خود کاندرا در برابر قدرت استعاره ها هشدار می دهد (هر چند شاید زبان کمی در گونه باشد): ... استعاره خطرناک است. استعاره ها نباید با اهمیت باشد. یک استعاره تنها می تواند تولدت را دوست دارد. @ از سوی دیگر او اهمیت کلمات کلیدی را در یک مصاحبه بعدی نشان داد: @ همانطور که من نوشتم Lightness غیر قابل تحمل وجود دارد، متوجه شدم که کد این شخص یا شخصیت ساخته شده است از کلمات کلیدی خاصی استفاده کنید. برای Tereza: بدن، روح، سرگیجه، ضعف، عجیب و غریب، بهشت. برای توماس: سبک وزن، وزن ... هر کدام از این کلمات در افراد دیگر افراد موجود در کد وجود دارد. البته، کد وجودی در abstracto مورد بررسی قرار نمی گیرد؛ این روشن می کند که به طور پیوسته در عمل، در شرایط. @ نور و وزن: در مورد وزن سبک و سنگین وزن این است که احتمالا مهمترین استعاره، مطمئنا آن را به اندازه کافی قابل توجه به اشاره به عنوان.Kundera اشاره به جفت متضاد تعریف شده توسط فیلسوف ...

مشاهده لینک اصلی
کتابی که سالها بود خواسته بودم آن را بخوانم، آن را در یک نسخه ثانویه با ارزش که در بسیاری از موارد به دست خواننده گذشته (یا خودم) دست زده بود، به دست آوردم. این به طور خودکار یکی از بهترین کتابهایی بود که در سال جاری یا این زندگی خوانده ام، که می داند. من حتی به اندازه کافی ترسم برای پایان دادن به آن، بنابراین آخرین صفحات آن تا زمانی که من می توانم ادامه داشت. این کتاب چیزی را از من گرفت و از آن چیزی را گرفتم، درک می کنید؟ به عنوان بخشی از او که در حال حاضر در من زندگی می کند، و بخشی از من که در حال حاضر در او زندگی می کنند. من آن را دوست داشتم متاسفم، یکی از آن کتابهایی است که من برای بقیه روزهایم را میخوانم.

مشاهده لینک اصلی
چگونه lingenuo بازیکن فریب خورده است، و به جای © خواندن یک رمان، شما می ماجراجویی در بافت متراکم و خوشمزه از یک متن fronte.Per یک لحظه وانمود هنوز در مدرسه بود. برای یک لحظه شما دوباره در دبیرستان هستید معلم لاتین و یونانی را وارد کنید â € œToday ما Il De bello Gallico را ساخته ایم. خب! آیا می توانید خود را ببینید؟ شما کسانی هستید که در ردیف سوم چهره خسته به نظر می رسند. معلم شما شروع به خواندن می کند او بله، متمرکز است. از آنجا که او می داند شاید شما بتوانید معنای آن را بفهمید، به دنبال آن موسیقی است، اما هنوز زبان دیگری است. این لاتین است و شما اساتید نیستید، شما دانشجویانی هستید که در هر روز سال تحصیلی اشباع و خسته هستند و به چیزهایی که در ده سال به آنها توجه نمی کنند گوش می دهند. خوشبختانه معلم شما یکی از کسانی است که به آنچه که می کند باور دارد. احمقانه نیست، او خیلی خوب فهمید که تاریخ جنگ گالوی شما را خیلی جذب نمی کند و اکثر ظرافت های سبک لاتین شما را بی تفاوت می گذارند. سپس او را دست شما می گیرد، هر جمله را دوباره خواند و آن را به شما توضیح می دهد، اگر معلوم نیست، برگشت. این همچنین زمینه تاریخی را توضیح می دهد، آنچه که او می نویسد، به سزار می پردازد، شما را بر کلمات نادرست روشن می کند و مکانیزم مناسب برای تفسیر صحیح را فراهم می کند. بنابراین در حال حاضر شما نیز یک نور متفاوت در چشم خود دارید. از کسانی که به طور ناگهانی درک می کنند به لطف کسانی که صبر کرده اند برای توضیح برای بار دوم که مهم و غیر ضروری به درک است. کاندرا فقط این معلم است. این نقشه ای نیست که اعتصاب کند. داستان داستان فرانتس و سابینا یا Tomás و Tereza برای ما جذاب نیست. ایتا ™ صبر که با کالبدشکافی کوندرا، بازشدن، ارتباط برقرار است، اعتراف، لباس، توضیح، سیستم، توضیح می دهد او می گوید، در معرض و ترجمه آنچه که ما به تنهایی می تواند این داستان را درک نمی کنند €. سال ها پس از اولین بار که من آن را خواندم، متوجه شدم که غذا برای اندیشه کاندرا بی پایان است، همانطور که متوجه شدم که این تصادفی نیست که چکسلواک ها می گویند که \" ÄŒech، به muzikantâ € (\"در هر چک، یک موسیقیدان\"). اگر چه این کتاب یک رقص، از عنوان، که از یک قشنگ چقدر بی اهمیت خالی، اما از زیبا ترین از oxymorons صحبت نمی کنم، â € œThe € ™ سبکی تحمل ناپذیر دلا € ™ € essereâ است، ریتم می دهد به گروه کر از قهرمانان (از جمله سگ). و اگر در نهایت شما هنوز نمیدانید که کلمه Love رد شده است، نگران نباشید. حالا کاندرا دوباره می آید و دیگران را به شما توضیح می دهد.

مشاهده لینک اصلی
داستان های چهار کاراکتر سبک سبک غیر قابل تحمل بودن در رمان به عنوان تم های ابزار چهارگانه ارکستر دلچین متصل می شود. عشق، ازدواج به روش های مختلف، پایه و اساس که در آن ما تم های مختلف، متفاوت است، اما در مقابل است dallarmonia مرتبط و همچنین: ترس دلا € ™ رها، خیانت، فلسفه دلا € ™ بازگشت ابدی، تطبیق اعمال ما به نفوذ خارجی، بهار پراگ و تهاجم روسیه به چکسلواکی. این چهار کاراکتر، در واقع مدل های رفتاری هستند که به نويسنده کمک می کند تا بازتاب های خود را تحقق بخشد. بهتر است یا می خواهم باشد؟ آیا ممکن است زندگی @ در نور @، جایی که به وضوح به معنای بی توجهی عمق و درونیت است و اجتناب از استفاده از موقعیت های مشخص به منظور کاهش وزن وجود دارد؟ برای فراموش کردن یا اجتناب از سنگین بودن و منفی بودن جهان، یک احساس غیر حساسیتی و خلاف را به وجود می آورد که در نهایت بدتر از آنچه ما در هر هزینه برای جلوگیری از آن می خواهیم بدتر است. هر زمان که احساس غم و اندوه می کند، زندگی به طور هزاران فعالیت به ما کمک نمی کند تا ما زندگی بهتر را داشته باشیم، اما تنها برای آگاهی کمتر، زندگی کردن نیست. La سنگینی، نیاز و ارزش سه مفهوم نزدیکی با هم دارند: فقط آنچه مورد نیاز است سنگین، وزن تنها چیزی است که ارزش @ شاید، من ممکن است اضافه کنید، شما نیاز به تعادل مناسب بین سبک و سنگین، بین توجه به چیزهای مهم و سبک زندگی که ما را قادر می سازد تا سنگین بودن وجود داشته باشد. @ Einmal ist Keinmal @ Kundera می گوید، این فقط یک بار و هرگز دیگر نیست. ما تنها یک بار تجربه هر تجربه را تجربه می کنیم، بنابراین نمی توانیم تصور کنیم که تصمیماتی که ما انجام می دهیم درست یا غلط است و نمی توانیم بدانیم چه اتفاقی می افتد اگر تصمیم گرفتیم غیر از این باشد. این در واقع این تصمیمات را نور، بی معنی و بی معنی می سازد؛ در عین حال سبکی است که در طول زمان ناپایدار می شود، زیرا علیرغم همه چیز ما دائما به دنبال معنی وجود هستیم، ظاهرا غایب هستیم. @ زمان انسان در یک دایره چرخانده نمیشود، اما در یک خط مستقیم حرکت میکند. به همین دلیل است که انسان نمیتواند خوشبخت باشد، زیرا شادی تمایل به تکرار است. @ گورخر به عنوان یک رمان پوشیده شده است؟ یک رمان که شامل بازتاب های فلسفی است؟ سخت است بگویم، اما همه می توانند ببینند که چه چیزی ترجیح می دهند. رمانUn نویسنده این است که اعتراف نیست، اما unesplorazione از زندگی انسان در دام جهان تبدیل شده است. @ کوندرا ما را با دست و با صدای امن و سودا تئوری های خود را با آرامش، وضوح توضیح می دهد و پر از جزئیات. @ سوالات واقعا جدی هستند تنها کسانی که می تواند توسط یک کودک فرموله شده است. این سوالاتی نیست که پاسخی به آن داده نشده است. روش خطی و منطقی برای گفتن این که من انکار نکردم، به من واقعا تاثیر گذار بود.

مشاهده لینک اصلی
گاهی اوقات من تعجب می کنم فقط به آنچه به © نقطه خواننده می تواند فراتر از زندگی خود را به عنوان خوانده شده، و اگر کتاب هستند و نه فقط بیشتر دوست دارد کسانی که با دقت بیشتری در همه صحبت می کنند او است که در اینجا یک نویسنده mismo.Kundera از ایده ها، و به سختی می سازد چشمک خود را. همین کافی است که © N وجود داشته باشد، به نام و شرکت، به طوری که آنها می توانید مقالات پرداخت بدهی اعتقادات و فلسفه زندگی خود را نشان دهد. شخصیت ها تجربه او هستند. جمع آوری و سرهم بندی کردن، تغییر از مناظر بدون هیچ گونه نگرانی که لباس های خود را مناسب، چرا که او ارزش خود را می داند در آنچه که احساس و فکر می کنم نهفته است. این کلید کلیدی است، اما هیچ تله ای وجود ندارد کاملا در بازی با خواننده در آن زمان که این ورودی پرداخت می شود و این یادداشت پارما © nides.Despuà © ها از این مطلب من فکر می کنم در مورد آنچه که من اغلب انجام می شود، به دفاع از به مرگ شنیده مرتب نویسندگانی که نشان دهنده شرایط حیاتی ما، تکان استدلال غریب و فکری ما رسیدن به مغز، به جای اعتراف سادگی است که نشان دهنده ما، ما خودمان را در آنها را ببینید، بنابراین ما در عمل از زندگی منحرف و ایجاد، بنابراین آسین SOA ± و فریب خورده، و یا پس introspectivos.La فرض کوندرا necesario.Dice به خاک می سپارد در موارد متعدد، refirià © ndose موضوع ایجاد، یک نویسنده می تواند تنها شخصیت بیان به عنوان بالقوه یا نادرست و نابهجای خود را من در این رابطه، من به زمان maliciarme آمده تمام معیار ادبی © RIL است به جز صداقت، و که فعالیت خواندن با ahÃnco بسیار بیشتر از egolatrÃa بی گناه که معنا پیدا به زندگی او نیست صحبت دیگران سال است.ادامه است buscarnos.Sólo می توانید ± نیز n'm در اینجا اضافه ©، مانند بسیاری از شما، پس برای یک بار، به عنوان تنها © خواهید برای اینکه قادر به می دانم که یک adarme بیشتر از من را ، و به همان اندازه که من کمی آمد، من ترک خواهم کرد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بار هستی


 کتاب نود و سه
 کتاب کارآگاه سیتو و دستیارش چین می ادو 5
 کتاب ماکاموشی، نفرین هرم پنیری
 کتاب راهنمای وداع
 کتاب زندگی،جهان و همه چیز
 کتاب زمستان در ماه جولای