کتاب آناکارنینا

اثر لئو تولستوی از انتشارات نیلوفر - مترجم: سروش حبیبی-ادبیات داستانی

Married to a powerful government minister, Anna Karenina is a beautiful woman who falls deeply in love with a wealthy army officer, the elegant Count Vronsky. Desperate to find truth and meaning in her life, she rashly defies the conventions of Russian society and leaves her husband and son to live with her lover. Condemned and ostracized by her peers and prone to fits of jealousy that alienate Vronsky, Anna finds herself unable to escape an increasingly hopeless situation. Set against this tragic affair is the story of Konstantin Levin, a melancholy landowner whom Tolstoy based largely on himself. While Anna looks for happiness through love, Levin embarks on his own search for spiritual fulfillment through marriage, family, and hard work.


خرید کتاب آناکارنینا
جستجوی کتاب آناکارنینا در گودریدز

معرفی کتاب آناکارنینا از نگاه کاربران
من این کتاب را برای اولین بار 5 سال پیش خواندم و آن را پس از آن دوست داشتم. من هفته گذشته آن را انتخاب کردم و بسیار کنجکاو بودم ببینم آیا هنوز هم در میان کلاسیک های مورد علاقه من وجود دارد. حالا که من آن را به پایان رسانده ام، می توانم با اطمینان بگویم این است! یکی از چیزهایی که به من در مورد این شگفت انگیز - با این حال عظیم - کلاسیک است، این واقعیت است که آن را با چنین انواع مختلف احساسات، و به عنوان یک خواننده به شما احساس می کنید که شما در rollercoaster هستند. عشق، ناامیدی، شک، حسادت، خوشبختی، ناامیدی فقط شکستگی این احساسات است و من آن را دوست دارم! تولستوی هنگامی که به عشق علاقه مند می شود پشت صحنه مدال شما را نشان می دهد و ما نشان می دهد که چگونه بسیاری از افراد آن را تحت تاثیر قرار می دهند زمانی که شما به طور ناگهانی در عشق با کسی که دوست دارید با آن عشق داشته باشید. حتی اگر آنا کارنینا شخصیت اصلی این کتاب باشد، شخصیت مورد علاقه من آن نیست. این یکی به لوین می رود که یک مرد بسیار متفکر و محترم است و من خود را با بسیاری از نظرات خود موافقم. این کتاب برخی از صحنه های مورد علاقه من در آن است که اغلب من را در لبه صندلی من نگه داشته است. این همچنین دارای یکی از صحنه های ترسناک در آن است که Ive تا به حال در تمام عمر من خوانده شده است، و رجوع به آن را همانند همان زمان وحشتناک بود. من فقط چیزی برای ستایش کلمات برای این کتاب ندارم، و اگر شما هر گونه علاقه در خواندن آن را دارم، من صمیمانه امیدوارم که شما این کار را انجام دهید!

مشاهده لینک اصلی
در مقابل من یک پرنده پر زرق و برق از آب های اقیانوسی خشن است که در سکوت در سکوت آشکار اعتراض می کنند. تنها انحطاط ملایم امواج گاه به گاه که با قطرات پر از نسیم فشرده شبیه می شوند، طوفان های آینده را پیش می اندازند. برای زیر سطح، swirling زیر سحر و جوش مانند ریه ها تنفس در هوا سردرگمی و عصاره اسرار دریا روح انسان است. آنها چیزی نیست که آنها به نظر می رسد و آنا Karenina نه تنها داستان عاشق محکوم از یک زن به دام افتاده در ذهن خود را زندگی شان تحت تأثیر شووینیسم اجتماعی است. گردابهای تولستوی از ارتباطات لکه دار، فراتر از داستان های خالص و فراتر رفتن از ژانرها، ارائه مجموعه ای از وقایع را به طرز طبیعی به شما می گوید که این رمان به نظر می رسد به صورت غیر رسمی و به طور تصادفی به عنوان زندگی خود ظاهر می شود. اگر \"جنگ و صلح\" یک نشانه در مورد قدرت اراده آزاد فرد و اثر نیروهای خاموش ناشی از مردم در نتیجه تاریخ، آنا Karenina به عنوان ماده ای به عنوان یک فاجعه دو لبه در زندگی خانوادگی که در آن رنج و درد ناخودآگاه به عنوان خصیصه های ذاتی انسان ظاهر می شود، که خود را در تعارض مداوم با تعادل اخلاقی که بوسیله هماهنگی دنیای طبیعی ظاهر می شود، می یابد. â € œ آنها هیچ تصور از آنچه شادی است، و آنها نمی دانند که بدون عشق هیچ شادی و یا ناخودآگاه برای ما وجود دارد، به این دلیل که هیچ زندگی وجود نخواهد داشت. \"(ص 81) تولستوی تاج فصل اول رمان با اپیگرم \"انتقام من است، من بازپرداخت\"، در حال تقلید از آزار و شکنجه شرایط انسان برای انجام قضاوت های اخلاقی و پیدا کردن ثبات معنوی مورد نیاز برای رسیدن به اوج خوشبختی. تلاش یک و یک دشوار است و سه خانواده ناراضی، افکار متضاد تولستوی را در مورد مسائل بحث برانگیز مانند طبقه بورژوایی که در حال فروپاشی، مبانی دین دینی یا حوادث سیاسی و تاریخی آن زمان است، ترسیم می کنند. از شخصیت های ثانویه که مکمل موزاییک زنده روسیه 19thC را تشکیل می دهد. از طریق جلوه های کوتاه کوتاه که شامل روایت، شرح و یکنواختی درونی شخصیت های شخصیت است، تولستوی خواننده را یک شرکت کننده می کند، نه یک ناظر دور از داستان او و معرفی می کند کیستون واحد و مثلث عشق آشنا که تمثیلهایی برای انتقال دیدگاه های کلان خود را بر روی world.Annaâ € ™ ثانیه جهان خدمت اطراف پسر مورد علاقه او Serezha تا او عبور از مسیرهای با کاپیتان ورونسکی و متعاقب آن وسواس و سرکش پرده شور منطق و عقل می شود، او را به حرکت درآوردن با مردی که او را با رها تبخند دوست دارد و پسرش را ترک می کند، به عنوان همسر آلکسای کارنین، وزیر امور خارجه بسیار مورد احترام قرار گرفته است. از Annaa € ™ ثانیه ندامت و کارنینا € ™ ثانیه بزرگواری در بخشش نابخشودنی با خیرخواهی خود را سخاوتمندانه له او بیرحمانه، تحریک شکست اخلاقی و دوگانگی معنوی است که آنا پنهان با عشق اعتیاد آور برای یک مرد که قادر به درک نیازهای او و اولویت بندی اجتماعی خود وضعیت و حرفه ای بیش از خود را متعهد تحریف شده است. â € œBut یکی دیگری وجود دارد در من نیز هست، و من از او می ترسم. او عاشق یکی دیگر بود و من از شما متنفر بودم، اما نمی توانستم او را قبلا فراموش کنم. â € (p.406) کنستانتین لوین، نجیب زاده عرفانی که مبارزه با تناقضات درونی خود را برای پیدا کردن برابری و بهره وری در کسب و کار کشاورزی، توسط ایده ازدواج، که برای او \"اصلی ترین چیز در زندگی، در که تمام شادی زندگی بستگی دارد \"(ص 93). لوین پروژه آرمان آرمانی خود را از زندگی کشور وقار در زن سبک و جلف، یک دختر جوان باکره و naïve با ایمان unfaltering که ثابت می شود ستاره هدایت از LEVINA € ™ ثانیه آسمان که به طور یکنواخت titillates با شک و تردید وجودی خود، پس از یک اولین برخورد مایوس کننده با کاپیتان ورونسکی که تقریبا تنها شانس خود را برای به دست آوردن شادی خراب می کند. برادر آنا استیو اورلونسکی، به عنوان مقابله ای کامل با سرنوشت و آرامش لوین به نظر می رسد. Oblonsky یک شهروند خودخواه است که از لذت رستوران، میزهای قمار و اتاق خواب لذت می برد. اوبولونسکی، ازدواج کرده با خواهر بزرگتر کیتی و یک زن قوی و واضح، استقلال مردانه خود را با تبرئه های پایدار و ناخوشایندی ادعا می کند و هر کسی که هیچ کس آن را رعایت نکرده است، دوست دارد. خواننده نه فقط به اعمال این شخصیت ها بلکه به تقلید تقریبا عرفانی احساسات درونی و دیالکتیک دلشان که در آنا و لوین، که در آن توده های تقلیدی تقریبا وحشیانه ای را به تصویر می کشد، پایه زن، تبدیل به دو صدای اصلی در آواز خواندن متقابل اخلاقی است که به طور پیوسته در بخش های دیگر به وجود می آید، ایجاد یک بوم غنی نقاشی شده در brushstrokes دقیق و نمادین لعاب. ناتوانی ورونیکا برای کنترل جنگلهای وفادار خود در یک مسابقه اسباب بازی پرحرارت، هر دو موقعیت آزاردهنده آنا را در یک رابطه زناشویی در 19 سالگی ...

مشاهده لینک اصلی
من آنا کارنینا را در کلاس روسی ریختم. من ترم دوم سال تحصیلی سال تحصیلی من را گرفتم. من پایان نامه کارشناسی ارشدم را تکمیل کردم و آن را در 20 صفحه به پایان نرسانده بودم و در سالهای پس از آن، مجله Constance Garnett را از آپارتمان به آپارتمان دور کردم، هرگز آن را بیش از چند فصل اول قبل از آنکه نهایتا چندین بار به عقب برگرداندم و آن را در یک جعبه در محوطه قرار داد. و هنگامی که من بالاخره ترجمه پاور و ولخونسکی را خواندم، در سن سی و شش سالگی احساس کردم که من هیچ وقت زودتر از این به آن گلوله نزنم، چون فکر نمی کنم چنین تصوری را بر من داشته باشد. این یکی از بهترین هاست. کتاب ها خواندن و شناساندن تا آنجا که می گویند یکی از بهترین کتاب های که نوشته شده است. من قصد دارم تا این لحظه را متوقف کنم که تمرین در جوانان بیقراری من را متوقف کند و از اینکه تقریبا هرگز به بررسی پنج ستاره بدون توجه به اینکه چگونه یک کتاب خوب است متوقف می شود و در حال پیشرفت در مقیاس وسیع است. این به این معنا نیست که من فکر می کنم آنا کارنینا یک رمان بهتر از، به عنوان مثال، جنگ و صلح است؛ این فقط به این معنی است که Ive با سن من در جایزه من از این ستاره گزارش ستاره اینترنت زرد اینترنت زرد که من از آن متنفر است. طراحی یک کتاب عالی احساس می کند که در عشق است. شب من آنا کارنینا را شروع کردم. من به خواب رفتن رفتم، تقریبا خیلی خوشحال شدم که بخوابم و از خواب بیدار شدم تا صبح بیدار شوم. و آن را امدادی برای دسترسی به چنین احساس هیجان، در حال حاضر که من یک زن متاهل و باید از وسوسه های عشق در معرض شمارشی، که من می دانم، تنها می تواند به شدت برای من و تقریبا هر کس دیگر . همانطور که همه ما می دانیم، تولستوی با مشاهدات مشهور خود شروع می کند که @ خانواده های شاد یکسان هستند؛ هر خانواده ناراضی به طرق غیر منتظره است @ روز دیگر با خواهر من صحبت می کردم که شکایت کرد که در حالی که به نظر می رسد خوب است، این درست نیست. من موافقم که واقعا این طور نیست حتی در این کتاب، اما برای من باز هم اشاره به این ترکیبی متناقض جادویی متناقض و جهانی بودن است که فقط از چه ادبیات بزرگ ساخته شده است. شخصیت های آنا کارنینا در دهه 1870، اشراف گرایان در روسیه تزاریست هستند و در جهان زندگی می کنند که پیام های آنها فرستاده می شود و غذای آنها پخته شده و لباس های آنها شسته شده و املاک آنها احیا می شود و بقیه آنها توسط بندگان و دهقانانی که حتی در زمانی که روح آنها جشن گرفته می شود و توسط فرمانروایان عاشقانه خود را رعایت می کنند، چیزی کمتر از انسانی را در نظر گرفته اند. شخصیت ها و دنیای آنها دقیقا در یک لحظه تاریخی بسیار دقیق قرار می گیرند و هر شخص به طرز بسیار دقیق توصیف شده و توسعه یافته است که آنها را بلافاصله می شناسد، اگر همیشه در کنار یکی از آنها در قطار نشسته اید. شخصیت های این کتاب واقعیت بیشتری نسبت به افراد واقعی دارند و این چیزی است که این کتاب را به طور همزمان مشخص می کند - هیچ کس درست مثل آنا مانند لوین درست مثل هر کدام از این شخصیت ها نیست و هنوز هم به طور کلی وجود دارد بسیاری از افراد هستند که تقریبا شبیه به آنها هستند، ما در این شخصیت ها جنبه های افراد در زندگی خود، خودمان را می شناسیم. من خوشحالم که منتظر بودم این کتاب را بخوانم؛ چون زمانیکه من Id را ازدواج کردم، Id یک فرزند داشت، Id از طریق روابط عاشقانه که سمی و غیرقابل تحمل شده بود، رنج می برد، بنابراین می توانستم به طرز شگفت انگیزی و زیبایی تمام این چیزها را تحسین کنم. البته، من هنوز هم هنوز گندم یا هشدار اسپویلر را نداشتم، خودم را تحت قطار قرار دادم، اما بعد از خواندن این مطلب، می دانم که چطور کسانی که این کارها را انجام می دهند، باید باشند. خودکشی در این کتاب یکی از باور نکردنی ترین عباراتی است که تا به حال خوانده ام و برای بقیه زندگی ام با من است. من نمی توانم شگفت زده شوم اگر من در لحظه مرگ خودم فکر می کنم، هر چند من حدس می زنم (به خوبی، امید) آن کمی ناراحت می گویند. البته، این تولستوی، صحنه مرگ با شکوه می تواند پایان آن، و به دنبال یک معلم طولانی و مشکوک خسته کننده برای ایمان مذهبی و زندگی خانوادگی است. من در پایان رمان طولانی دیگری به یاد میآورم و به یاد میآورم که چند سالی پیش به دیدن تعدادی از پانکهای کلاسیک بازنشانی میپرداختم و به رون پال متصل شدم به خوانندگان اصلی: تولستوی یک مخاطب اسیر و او را بر روی ایده های حیوان خانگی خسته کننده خود را، در سراسر کتاب در سرزمین های کوچک و سپس با نیروی زیادی در پایان نگه خواهد داشت. در یک نویسنده معمولی، این یک نقص است، اما من در تولستوی آن را بی اعتبار می دانم که بیش از آنکه حق دارد. از آنجایی که من در پایان احساس می کردم که چرت و بیقراری که می خواست بکشد، احساس خوبی بود، ارزشش را دارد. من فکر می کنم که بخشی از قدیمی شدن و ناپدید شدن و از دست دادن، برای من بیشتر محافظه کارانه و لنگ و احمقانه در موردthe کانون @ و آنچه ادبیات بدون مرگ است. آنا کارنینا بهتر از تقریبا هر چیز دیگری است که می توانم فکر کنم چون زندگی می کند و تنفس می کند و در آن بسیار زیاد است و مهم نیست که من چه کار کنم - آن را به عنوان یک متن فمنیستی کاملا محکم، همانطور که انجام می دهم، و تقریبا نادیده گرفتن مسائل مربوط به ایمان مسیحی که کل ...

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که نخبگان روسیه برای اولین بار این حیله را به غرور خویش خواندند، پس از نابغه، آنها باید به طور منظم به استخر بازتاب می افتادند. در حال حاضر، می بینید نه تنها آنها غنی و قدرتمند هستند، بلکه بر طبق نظر تولستوی، آن ها نیز بسیار عالی هستند. موضوع این کتاب، ترفند است. یک نقاش تصمیم می گیرد یک مدونا و کودک را انجام دهد. با نگاه کردن به اطراف، او از این موضوع خجالت می کشد که می بیند که این موضوع به هزاران بار در تمام طول سال ها رنگ آمیزی شده است. برای ایستادگی کردن، تصمیم می گیرد تا بزرگترین، بدترین مدونا و کودک را همیشه رنگ بزند. چنین رویکرد Tolstoyâ € ™ ثانیه به موضوع کتاب، قدردانی ادای احترام به خدا، خانواده و کلاس. با این که نویسنده بر روی یک بوم اسپراولین رنگ، این موضوع دستبند طرح، که می شود به طوری که قابل پیش بینی است که می توان آن را صدها نفر دیده می شود از صفحات بیشتر یا کمتر پیش می آید که چه اتفاقی خواهد افتاد. این دستبند همانند توسعه شخصیت است زیرا کاراکترها باید همه چیز را بد یا خوب بدست آورند تا نقطه نظر نویسنده باشد. بنابراین کتاب به نوشتن نمونه به منظور کار است. با این حال، تولستوی هرگز ما واقعا اعتماد ما را به استخراج پیام از داستان او. او تمایل دارد که آن را برای ما بخواند در صورتی که ما برای اولین بار آن را دریافت نکردیم. پس از چند پاراگراف و یا صفحات امیدوار کننده، داستان با توجه به مفاهیم مناسب تر به شیوه های مذهبی، انواع با صلیب های کارتونی و کلیپ ها و میل به نمایش ناشناس در مکان های عمومی، از بین می رود. به عنوان یک نتیجه، بیش از حد از نویسنده می تواند دیده شود و به اندازه کافی از داستان او نیست. علاوه بر خسارت روایت، زشت ترین خنده دار است که توسط زنان Stepford همسران خود را احمق می کنند. به عنوان مثال، در یک نقطه، سه زن بالغی به طور پیوسته به یک آشپز دهقانی خیره کننده نشان می دهند که دستور العمل آنها باعث می شود طعم پرطرفدارترین. از طریق کتاب، نویسنده کرسنت، هر کلاسیک را بیرون می کشد، به سمت قلاب با قلب طلایی که به واسطه ی شرم وحشیانه خود، به معنای واقعی کلمه (با شال) می کشد، قبل از اینکه زن طبقه حاکمه فضیلت و فورا از صحنه بعد از ظهور ناپاکی خارج می شود. ما یک دانشنامه واقعی از جنس گرایی داریم، مگر این که این کاریکاتورها به نوبه خود با پیچیدگی های بیشتر لیبرال ها رقابت می کنند. نام آنا، چشم او را پر زرق و برق، ظهور گام به گام به nihilism نشان می دهد که لیبرالیسم باعث می شود، توسط freethinkers و احتمالا حتی خدایان متفق القول. اگر چه ظریف تر، این محکومیت هنوز هم برای خواننده بیش از حد آشکار است.با توجه به داگ، داستان تقریبا به مدت زمان کم است. اما خوشبختانه، در حدود 700 صفحه، نویسنده مقاله را از جدول مرتب خارج کرده و شوک را اعمال می کند. در طول 240 صفحه بعدی، او agitprop را ترسیم می کند و در 60 صفحه گذشته به طور کلی نوشته شده Levin's Episode به خوبی نوشته شده است و این فرانکنشتاین را از خط پایان دور می کند. نویسنده تلاش می کند همانند Dostoevsky، یکی دیگر از محافظه کاران مذهبی، به کار خود ادامه دهد. اما تولستوی، که دواستیوفسکی درخشان است موفق شد. تمایل به اخلاق، مانع جریان روایت می شود که اثر را خراب می کند. چپ چپ یک مجمع الجزایری از پروسس عالی است که در یک حوض خلسه پوشیده است. من می خواستم این رمان را حداقل برای بعضی از نکات خوب نوشته کنم. اما متأسفانه، حواس پرتیها در نوشتن منجر به یک طرح پیش بینی شده و شخصیتهای تک رنگ شد تا این کتاب را به یک قطار تبدیل کند.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** من این شب گذشته را تمام کردم اما نمیتوانم یک بررسی بنویسم چون به مدت زمانی نیاز بود که کل کتاب را بفهمم و تصمیم بگیرم دقیقا چه چیزی می خواهم در مورد آن بگویم. من شروع کردم به خلاصه طرح سریع، زیرا قبل از اینکه این را بخوانم، واقعا نمی دانستم که آنا کارنینا واقعا چه چیزی بود. بنابراین، به طور خلاصه: اوپلونسکی همسرش را دالی فریب داده اما او خواهر آنا را متقاعد می کند تا با او صحبت کند و آنها طلاق نمی گیرند؛ در عین حال دوستان لفونسکی Levin در عاشق دختر خواهر کوچولوی زنانه است اما او می خواهد با Vronsky ازدواج کند که در عشق با آنا است که در حال حاضر ازدواج کرده با کارنین، اما پیش می رود و تا به حال رابطه با Vronssky به طوری که او کیتی را رد کند، اما او خوب است، زیرا او ازدواج Levin به هر حال لویین این دو برادر را دارد و یکی معتاد به مواد مخدر است و دیگری نویسنده ای ناقص است و آنها خیلی کارها را انجام نمی دهند بلکه آن ها را در کنار هم قرار می دهند اما پس از آن، آنا شوهرش را ترک می کند اما او طلاق نمی دهد و اجازه نمی دهد فرزند خود را نگه دارد بنابراین در مورد آن بسیار افسرده است و دالی تنها کسی است که با او صحبت خواهد کرد، هر چند که اوبلاستسکی نیز به سختی کار می کند تا کارنین را برای طلاق از آنا متقاعد کند. همه چی رو گرفتی؟ واقعا نمیتوانست ساده باشد خوب، به بخش بازبینی: این کتاب سه ستاره را به من داد تا آن را به عنوان عادلانه ترین امتیاز به نظر برساند، با توجه به این که بعضی از قسمت های این کتاب سزاوار رتبه پنج ستاره بوده و برخی از قطعات سزاوار یک ستاره هستند. همه چیز با آنا و ورونسکی واقعا جالب و شگفت انگیز بود - من آنا را خیلی دوست داشتم و واقعا می خواستم با او دوست شوم. او دوست داشتنی بود متاسفانه، او و lovah او مجبور به رقابت با Kitty و Levin، یکی دیگر از داستان مهم مهم بودند. خدای خوب آنها خسته کننده هستند لویین داره مزرعه داره، یعنی ما فصل ها را بر سر فصل ها می گیم اما او در مورد تکنیک های کشاورزی حرف می زند و چگونگی کار درست و کاری که او می خواهد برای بهبود مزرعه اش انجام دهد. همچنین، کتاب پس از آنا کشته شد و یا حداقل با صحبت کردن درباره اینکه چگونه ورونسکی با آن برخورد کرد، باید به پایان برسد. اما این اتفاق نمی افتد در آخرین سی و چند صفحه کتاب، آنا خود را زیر قطار می اندازد، و برای بقیه کتاب، ما کمی ذکر می کنیم که چگونه ورونسکی داوطلبانه در جنگ می جنگد، اما همه چیز در مورد لوین است و مزرعه و سیاست های محلی و بحران روحانی او و خدا من خدا را نپسندیدم. هنگامی که دو فصل درباره لوین پس از مرگ آنس را خوانده بودم، از طریق بقیه کتاب تلنگر شدم، متوجه شدم که او تنها تمرکز بقیه داستان است و تقریبا متوقف شده است. من هم می توانستم داشته باشم، و من هیچ چیز مهم را از دست ندهم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آناکارنینا


 کتاب شرلوک هلمز(23)
 کتاب تپه های سبز آفریقا
 کتاب جاده ی سه روزه
 کتاب داغ ننگ
 کتاب داستان های شکسپیر
 کتاب جنگولک بازی های جناب تام ۵